X
نام کاربری :   
کلمه عبور :   
 
متن تصویر:
صفحه اصلی > درس گفتارهای سبک زندگی 

forooshgah

isabk

motaleat

آخرین مطالب
دوشنبه 3 تير 1398
مراحل پایانی ترجمه کتاب «معنویت و ذهن سالم»
به گزارش اداره روابط عمومی موسسه سبک‌زندگی آل‌یاسین؛ ترجمه کتاب معنویت و ذهن سالم اثر مارک گالانتر توسّط محمد حقانی فضل رو به پایان می‌باشد.
يکشنبه 2 تير 1398
به همت پژوهشکده سبک زندگی اسلامی، جلد 11 از مجموعه سبک زندگی رضوی منتشر شد
به گزارش روابط عمومی پژوهشکده سبک زندگی اسلامی، جلد 11 از مجموعه سبک زندگی رضوی با عنوان « سیره فردی » با همکاری بنیاد بین‌المللی فرهنگی هنری امام رضا(ع) منتشر شد.
دوشنبه 27 خرداد 1398
مراحل پایانی ترجمه کتاب «روح، علم و سلامت: چگونه ذهن سالم سلامت جسمانی را به بار می‌آورد»
ترجمه کتاب «روح، علم و سلامت: چگونه ذهن سالم سلامت جسمانی را به بار می‌آورد. اثر جی پلانت و کارل‌ ای تورسن توسّط حسام گودرزی رو به پایان می‌باشد.
يکشنبه 26 خرداد 1398
به همت پژوهشکده سبک زندگی اسلامی، جلد 10 از مجموعه سبک زندگی رضوی منتشر شد
به گزارش روابط عمومی پژوهشکده سبک زندگی اسلامی، جلد 10 از مجموعه سبک زندگی رضوی با عنوان «تربیت فرزند» با همکاری بنیاد بین‌المللی فرهنگی هنری امام رضا(ع) منتشر شد.
شنبه 25 خرداد 1398
کارگاه به سختی صخره، به نرمی آب
مؤسسه فرهنگی و هنری سبک زندگی آل یاسین، کارگاه به سختی صخره، به نرمی آب را که شامل تکنیک‌های مقابله با رنج‌های بزرگ زندگی می‌باشد، برگزار می‌کند.

زندگی معنوی : جلسه صد و دوم ( صوت و متن )

استاد: دکتر محمد تقی فعالی ( صوت و متن )
موضوع: <#f:164/>
مددت زمان: <#f:168/>
حجم: <#f:169/>
پسوند: <#f:170/>
تولید شده توسط <#f:171/>
جلسه صد و دوم از کلاس های زندگی معنوی حجت الاسلام و المسلمین دکتر محمد تقی فعالی برگزار شد.
زندگی معنوی ـ جلسه صد و دو
وَ إِنَّمَا یَسْتَقِیمُ اَلرُّجُوعُ إِلَیْهِ حَالاً بِثَلاَثِهِ أَشْیَاءَ بِالإِیاسِ مِنْ عَمَلِکَ وَ مُعَایِنِهِ اِضْطِرَارَکَ وَ شِیَمَ بَرَقِّ لُطْفُهُ بِکَ
باب چهارم از کتاب منازل السائرین باب انابه است. «انابه» سه درجه دارد: 1) اصلاحی (اصلاح عمل) 2) وفایی (بازگشت وفادارانه) 3) حالی (بازگشت به سوی حق از روی حال) بیان شد که انابه حالی یعنی بازگشت به سوی خدا از روی صدق حال (هماهنگی حال با رتبه) به عبارت دیگر، اگر انسان به این درجه از انابه دست یافت و حالت و احساس و رتبه وجودی انسان با این رتبه هماهنگ بود به آن انابه حالی گفته می شود.
بیان شد که انابه حالی با وجود این سه شرط محقق می‌شود:
1) از اعمال خویش مأیوس شوی
2) با تمام وجود اضطرار خود را بیابی
3) ابر پر بار لطف الهی نسبت به خودت را همیشه بر خودت حاکم بدانی
در توضیح شرط اول (یأس از عمل) نکاتی قابل ذکر است:
نکتة اول: جایگاه عمل
چون این فراز توجه به یأس از عمل دارد، ابتدا باید درباره جایگاه عمل توضیحاتی داده شود. در مکتب اسلام هیچ چیز جز عمل از انسان پذیرفته نیست. تمام احکام آسمانی و زمینی بر مبنای عمل، تحقق پیدا می‌کند. نه تنها عمل مهم است بلکه معیار سنجش و ارزیابی انسان در دنیا و آخرت است.
نکته دوم: یک نمونه آیات در باب عمل:
آیه اول: وَ اللَّهُ خَلَقَکُمْ وَ ما تَعْمَلُونَ؛ خداوند، خالق شما و عمل شماست. (صافات/96) 
بیان شد که ممکن است از این آیه شبهه جبر به وجود آید. براین اساس نیم نگاهی به مسئله جبر و تفویض داریم. حاصل کلام این شد که، سه نظریه دربارة نسبت عمل انسان به انسان یا خدا وجود دارد:
1) أشاعره: جبر (معتقدند که خداوند در باب انسان، از انسان سلب اراده کرده و یکسره خودش خالق عمل است و به این آیه استشهاد نموده‌اند. خداشناسی در این نظریه کامل است ولی انسان شناسی و معاد شناسی مخدوش است.)
2) معتزله: تفویض (معتقدند که خداوند در باب اعمال انسان، اراده خود را تفویض نموده است و هیچ نقشی در افعال درونی و بیرونی انسان ندارد. خداشناسی در این نظریه مخدوش است ولی انسان شناسی و معاد شناسی قابل قبول است.)
3) إمامیه: الامر بین الأمرین (دیدگاهی که خواجه نصیر الدین طوسی آن را تبیین کرد) اراده خدا تعلق می گیرد به اراده بشر و ارادة بشر تعلق می‌گیرد به فعل انسان. ارادة انسان اولاً وبالذات متعلق ارادة خداست. خدا خواست تا انسان‌ها بخواهند. اگر خدا اراده نمی‌کرد، انسان‌ها اصلاً نمی‌توانستند آزادانه انتخاب کنند؛ فلذا انسان‌ از حق بسیار بزرگ آزادی در انتخاب برخوردار است. خداوند خواست انسان‌ها بخواهند، به هر قیمتی(حتی با انتخاب شر). اگر خدا به جبر همه را خوب می‌کرد، از نظام أحسن به دور بود. بنابراین یکی از وجوه زیبایی‌شناختی جهان و انسان این است که انسان‌ها به انتخاب خویش سرنوشت خویش را بسازند. و هر کس هر گونه انتخاب کند همانگونه برداشت خواهد کرد.
از سوی دیگر این جهان، جهان دو چیز است:
       یک) صدور عمل از بشر  (آزاد است.)                  دو) بازگشت عمل به بشر ( کاملاً مجبور است.)
البته آزادی انسان، به حدود و شرایطی محدود است. (زمانی که اراده انسان با اراده‌های دیگر، با مصلحت‌های دیگر، با مصلحت کل نظام هستی درگیر شود؛ آزادی انسان دیگر محدود می‌شود.) تنها خداوند است که آزادی مطلق و نامحدود دارد. انسان فقط در صدور عمل صاحب اراده است ولی در بازگشت عمل (نتیجه عمل به خودش) نقشی ندارد. چرا که بعد از صدور عمل از انسان، جنود الهی براساس فرمول‌های خاص، آن را به انسان بازخواهند گرداند. بنابر نظام احسن، بازگشت عمل انسان به خودش بر اساس عدل الهی خواهد بود.
آیات دیگر: در قرآن مشابه «وَ اللَّهُ خَلَقَکُمْ وَ ما تَعْمَلُونَ» آیات دیگری نیز آمده است. هُوَ أَضْحَکَ وَ أَبْکی(نجم/43) هُوَ الَّذِی یُسَیِّرُکُمْ فِی الْبَرِّ وَالْبَحْرِ (یونس/22) که همگی از مصادیق «ما تَعْمَلُونَ» هستند. و شبهه جبر در آن وجود دارد و با اصل آزادی و اختیار انسان ناسازگار است. به بیان دیگر اگر فعل و عمل انسان مستقیماً منتسب به خود انسان است، چرا در قرآن به شکل کلی و مصداقی به خدا نسبت داده شده است؟
براساس مقدمات پیشین به این اصل رسیدیم که انسان آزاد و دارای حق انتخاب است. حال آیاتی را که ناسازگار با این اصل است را تبیین می‌کنیم.
تبیین اول: تمام چیزهایی که در قرآن به خدا منتسب شده است دو گونه است:
یک) انتساب اولا و بالذات
دو) انتساب ثانیا و بالعرض
برای مثال خداوند خالق آتش است و آتش هم سوزان است. پس اثر اراده خدا، خلقت آتش است و اثر خلقت آتش، سوزاندن است. در این مثال دو چیز به خدا قابل انتساب است. 1) اصل خلقت و وجود آتش به خدا (اولاً و بالذات) 2) نسبت دادن اثر آتش به خدا (نسبت اثر اثر) (ثانیاً و بالعرض). اگر خداوند اصل وجود آتش را داده است اصل وجود آثار او را هم داده است اما از طریق آتش. افعال بشر هم به همین گونه قابل توجیه است. بنابراین خداوند اولاً وبالذات خالق بشر و انتخاب اوست اما هر آنچه که انسان‌ها انتخاب کنند(خوب یا بد) ثانیا و بالعرض به خدا قابل انتساب است.
تبیین دوم: انتخاب از بشر است ولی منتخب بشر نسبتش به بشر دو گونه است:
منتخب، از آن از جهت که انتخاب بشر است منتسب به بشر است ولی از آن نظر که موجود می‌شود منتسب به خداست و از طریق مشیت خداوند محقق می‌شود. چرا که موجِد (ایجاد کننده و هستی بخش) هر چیزی در این جهان، خداست.
حاصل آنکه فعل انسان دو بعدی است، از حیث منتخب بودنش منسوب به بشر ولی از آن جهت که موجود می شود منسوب به خداوند است. آن چه از انسان می‌آید فقط انتخاب است و خداوند آنچه را که انسان انتخاب کرده است، موجود می‌کند.
پرسش: تکلیف رفتارها و اعمال شر انسان چه می‌شود؟
پاسخ: فعل انسان دو حیثیت دارد:
حیثیت اول: حیثیت انتساب به انسان (منتخب بشر و متعلق انتخاب انسان است) که اولا و بالذات منتسب به انسان است. این انتخاب به صرف انتخاب موجود نمی‌شود. این انتخاب یا به خیر تعلق می‌گیرد یا به شرّ. (دو حالت دارد:خیر یا شر)
حیثیت دوم: موجودشدن منتخب بشر که اولاً و بالذات منتسب به خداست. از این جهت، خیر محض و نور مطق است. (یک حالت دارد: خیر)
تبیین سوم: تمام افعال ارادی بشر نیازمند عنصر آگاهی است و آگاهی عمل را خدا به بشر می دهد پس فعل(عمل) از حیث مقدمه‌اش(آگاهی) منتسب به خداست. چرا که افعال انسان آگاهانه از او صادر می‌شود. تا انسان نداند، نمی‌تواند عمل کند و خداوند که فعال ما یشاء است علم را لحظه به لحظه به آدمی می‌دهد. مقدمه عمل، علم است که منتسب به خداست پس عمل انسان از این جهت قابل انتساب به خداست.
پرسش: مبادی(عوامل) درونی فعل اختیاری بشر چیست؟ بر اساس نظر حکما، تحقق فعل پنج مرحله دارد.
1) تصورّ فعل( شناخت عمل)
2) تصدیق به فائده (دیدن منفعت فعل)
3) شوق(خواستن)
4) شوق مؤکّد (خواستن قوی)
5) اراده (تصمیم)
می‌توان این پنج مرحله را به سه مرحله تقلیل داد:
1) علم (بداند)
2) خواستن (بخواهد)
3) اراده (عزم کند)
تبیین سوم بر اساس قرآن اینگونه خواهد بود: عَلَّمَ الْإِنسَانَ مَا لَمْ یَعْلَمْ(علق/5)
نکته اول: هر آنچه انسان می‌داند، خدا به او داده است. به عبارت دیگر هر آنچه که با حواس ظاهری و باطنی درک می‌شود و فهمیده می‌شود لحظه به لحظه از سوی خدا به انسان داده می‌شود. (عَلَّمَ الْإِنسَانَ)
نکته دوم: انسان‌ها به ذات خود قابلیت علم را هم ندارند و خداوند است که قابلیت داشتن علم را به انسان داده است.(مَا لَمْ یَعْلَمْ)