X
نام کاربری :   
کلمه عبور :   
 
متن تصویر:
صفحه اصلی > درس گفتارهای سبک زندگی 

forooshgah

isabk

motaleat

آخرین مطالب
دوشنبه 2 ارديبهشت 1398
جلسه 101 از کلاس های زندگی معنوی
جلسه صد و یکم از کلاس های زندگی معنوی توسط دکتر محمد تقی فعالی در محل موسسه سبک زندگی آل یاسین برگزار شد.
دوشنبه 26 فروردين 1398
دیدار معاونت فرهنگی حوزه علمیه استان خراسان با حجت الاسلام و المسلمین دکتر محمدتقی فعالی
حجت الاسلام و المسلمین مقامی معاونت فرهنگی حوزه علمیه استان خراسان با حجت الاسلام و المسلمین دکتر محمدتقی فعالی در محل مؤسسه سبک زندگی آل یاسین دیدار و گفتگو کردند.
يکشنبه 18 فروردين 1398
مراسم اختتامیه دوره تربیت مربی مهارت‌های زندگی و دوره تربیت مربی خانواده با رویکرد سبک زندگی اسلامی
مراسم اختتامیه دوره تربیت مربی مهارت های زندگی و دوره تربیت مربی خانواده با رویکرد سبک زندگی اسلامی در محل مؤسه سبک زندگی آل یاسین برگزار شد.
يکشنبه 18 فروردين 1398
سخنرانی دکتر محمد تقی فعالی با موضوع مدیریت عمر و زمان
سخنرانی دکتر محمد تقی فعالی با موضوع مدیریت عمر و زمان در محل مؤسسه سبک زندگی آل یاسین برگزار شد.
شنبه 17 فروردين 1398
جلسه صدم از کلاس های زندگی معنوی
جلسه صدم از کلاس های زندگی معنوی توسط دکتر محمد تقی فعالی در محل موسسه سبک زندگی آل یاسین برگزار شد.

زندگی معنوی : جلسه نود و دوم ( صوت و متن )

استاد: دکتر محمد تقی فعالی ( صوت و متن )
موضوع: <#f:164/>
مددت زمان: <#f:168/>
حجم: <#f:169/>
پسوند: <#f:170/>
تولید شده توسط <#f:171/>
جلسه نود و دوم از کلاس های زندگی معنوی حجت الاسلام و المسلمین دکتر محمد تقی فعالی برگزار شد

زندگی معنوی ـ جلسه نود و دوم
در جلسه گذشته، در ادامه نکات مربوط به «رهایی از لذت گناه» گفته شد که هر کسی از معصیتی لذت ببرد، این لذت در آینده به صورت اندوه و احساسات بد جبران خواهد شد. هم چنین به یک قانون قرآنی درباره «توبه» اشاره شد که هر رجوعی از بشر میان دو رجوع از سوی خداست؛ رجوع خدا به انسان گناهکار، رجوع انسان گناهکار به خدا و سوم رجوع خدا به انسان توبه کننده. بنابراین، محال است انسان، تائب شود قبل از آن که خدا به او رجوع کند و رجوع خدا به سوی انسان ها به افعال آنها بستگی دارد. در ادامه، نکاتی درباره «خوار نشمردن و سرزنش نکردن غافلان»، دومین بند از «انابه وفایی»، مطرح شد. نکته اول این که میان «حقیر» و «تحقیر» فرق است. «حقیر» یک امر عینی است و «تحقیر» یک امر ذهنی است. هر آنچه خدای عظیم خلق کند به لحاظ وجودی، عظیم است، نه حقیر. در نتیجه، تمام تحقیرها کذب است. نکته دوم این که هر کسی موجود عظیمی را تحقیر کند، خداوند عظیم او را تحقیر می کند.
ادامه بحث:
نکته سوم: خوارشمردن و تحقیرکردن، دو گونه است: در مقام عمل، در مقام نگاه. گاهی ممکن است انسان عملی تحقیرآمیز مرتکب نشود ولی فکر و نگاه او به دیگران، تحقیرآمیز باشد. نگاه تحقیرآمیز به مراتب بدتر از فعل تحقیرآمیز است؛ چرا که هر گناهی به صورت ذهنی بدتر از انجام عملیِ آن است.
نکته چهارم: ریشه اصلی تحقیر دیگران، «عُجب و کبر» است. «عُجب» به معنای «خود بزرگ بینی» و «کبر» به معنای «خود برتر بینی» است. تفاوت میان این دو آن است که در «کبر» برخلاف «عجب»، مقایسه با دیگران وجود دارد.
به دو دلیل «عجب» غلط است:
1) کذب است؛ چون واقعیت انسان ها چیزی جز «فقر» نیست:
«یا أَیُّهَا النَّاسُ أَنْتُمُ الْفُقَراءُ إِلَى اللَّهِ وَ اللَّهُ هُوَ الْغَنِیُّ الْحَمیدُ؛  اى مردم، شما به خدا نیازمندید، و خداست که بى‏نیازِ ستوده است‏.»
در این آیه، انسان ها از حیث امکانی، فقر محض هستند و هیچ؛ اما از حیث انتساب به خدا، وجود پیدا می کنند. در حالت «عجب» حیثیت انتسابی با حیثیت واقعی جابجا می شود و انسانی که واقعا هیچ است، خود را بزرگ می بیند.
2) از مصادیق شرک است؛ زیرا تنها موجود عظیم، خداوند است و انسان خودبزرگ‌بین، خود را در ردیف خدا و هم عرض او می بیند.
نکته پنجم: دلایل عدم تحقیر دیگران عبارتند از:
1) شاید فردا او از غفلت خارج  شده و اهل تذکر شود. چراکه یکی از سنت های زیبای خدا پوشاندن سیئات، محو سیئات و حتی تبدیل سیئات به حسنات است.
2) شاید فردا ما اهل غفلت شویم و نیازمند تذکر و هدایت دیگران قرار گیریم.
3) امر آخرت آدمیان و حساب و کتاب هایشان در قیامت، فقط به دست خداست و به احدی مربوط نیست. پس لطفا در باب قیامت مردم قضاوت نکنیم چون علم آن را نداریم.
4) در بیشتر موارد، دیگران را به خاطر نیّت هایشان تحقیر و سرزنش می کنیم؛ در حالی که نیّت ها مخفی است و فهم و شناخت آنها کار آسانی به نظر نمی آید.
5) واقعیت آن است که انسان باید مشغول عیوب خود گردد تا عیوب دیگران. امیرمومنان به فرزند امام حسین فرمود: «مَنْ‏ أَبْصَرَ عَیْبَ‏ نَفْسِهِ شُغِلَ عَنْ عَیْبِ غَیْرِهِ؛  هر که عیب خویش بیند به عیب دیگران نپردازد.»
بنابراین، به هر اندازه که خود را مشغول غفلت دیگران کنیم، به همان اندازه از ساختن خویش، غافل و در گروه غافلان، داخل خواهیم شد.
6) همه موجودات از حیث انتساب به خدا عظیم هستند و باید مورد تعظیم ما واقع شوند، نه تحقیر. در نتیجه، طبق این نگاه، تحقیر کذب است و خلاف واقع.
7)  تحقیر و تمسخر در نظام ارزشی قرآنی، جایگاهی بالاتر از ربا و بدحجابی دارد. قرآن درباره حجاب می فرماید:
«قُلْ لِلْمُؤْمِنینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ وَ یَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذلِکَ أَزْکى‏ لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبیرٌ بِما یَصْنَعُونَ؛  به مردان با ایمان بگو: «دیده فرو نهند و پاکدامنى ورزند، که این براى آنان پاکیزه‏تر است، زیرا خدا به آنچه مى‏کنند آگاه است.»
درباره ربا در قرآن چنین آمده است:
«یَمْحَقُ اللَّهُ الرِّبا وَ یُرْبِی الصَّدَقاتِ وَ اللَّهُ لا یُحِبُّ کُلَّ کَفَّارٍ أَثیمٍ؛  خدا از [برکتِ‏] ربا مى‏کاهد، و بر صدقات مى‏افزاید، و خداوند هیچ ناسپاسِ گناهکارى را دوست نمى‏دارد.» (276)
اما تعبیر قرآن درباره تمسخر، بسیار تندتر است تا جایی که خدا خودش به مقابله با مسخره کنندگان قیام می کند:
«... قَالُواْ إِنَّا مَعَکُمْ إِنَّمَا نَحْنُ مُسْتَهْزِءُونَ* اللَّهُ یَسْتَهْزِئُ بِهِمْ وَ یَمُدُّهُمْ فىِ طُغْیَانِهِمْ یَعْمَهُونَ؛  ... ما با شماییم، ما فقط [آنان را] ریشخند مى‏کنیم.* خدا [است که‏] ریشخندشان مى‏کند، و آنان را در طغیانشان فرو مى‏گذارد تا سرگردان شوند.»
از این رو، زشتی عیب جویی دیگران از روی تمسخر و تحقیر، از بدحجابی و ربا بیشتر است.

_______________________________________________

فاطر/ 15
ابن شعبه حرانی، تحف العقول، ص88
نور /30
بقره/276
بقره /14 و 15