X
نام کاربری :   
کلمه عبور :   
 
متن تصویر:
صفحه اصلی > درس گفتارهای سبک زندگی 

forooshgah

isabk

motaleat

آخرین مطالب
دوشنبه 2 ارديبهشت 1398
جلسه 101 از کلاس های زندگی معنوی
جلسه صد و یکم از کلاس های زندگی معنوی توسط دکتر محمد تقی فعالی در محل موسسه سبک زندگی آل یاسین برگزار شد.
دوشنبه 26 فروردين 1398
دیدار معاونت فرهنگی حوزه علمیه استان خراسان با حجت الاسلام و المسلمین دکتر محمدتقی فعالی
حجت الاسلام و المسلمین مقامی معاونت فرهنگی حوزه علمیه استان خراسان با حجت الاسلام و المسلمین دکتر محمدتقی فعالی در محل مؤسسه سبک زندگی آل یاسین دیدار و گفتگو کردند.
يکشنبه 18 فروردين 1398
مراسم اختتامیه دوره تربیت مربی مهارت‌های زندگی و دوره تربیت مربی خانواده با رویکرد سبک زندگی اسلامی
مراسم اختتامیه دوره تربیت مربی مهارت های زندگی و دوره تربیت مربی خانواده با رویکرد سبک زندگی اسلامی در محل مؤسه سبک زندگی آل یاسین برگزار شد.
يکشنبه 18 فروردين 1398
سخنرانی دکتر محمد تقی فعالی با موضوع مدیریت عمر و زمان
سخنرانی دکتر محمد تقی فعالی با موضوع مدیریت عمر و زمان در محل مؤسسه سبک زندگی آل یاسین برگزار شد.
شنبه 17 فروردين 1398
جلسه صدم از کلاس های زندگی معنوی
جلسه صدم از کلاس های زندگی معنوی توسط دکتر محمد تقی فعالی در محل موسسه سبک زندگی آل یاسین برگزار شد.

زندگی معنوی : جلسه نود و یکم (صوت و متن )

استاد: دکتر محمد تقی فعالی ( صوت و متن )
موضوع: <#f:164/>
مددت زمان: <#f:168/>
حجم: <#f:169/>
پسوند: <#f:170/>
تولید شده توسط <#f:171/>
جلسه نود و یکم از کلاس های زندگی معنوی حجت الاسلام و المسلمین دکتر محمد تقی فعالی برگزار شد .

زندگی معنوی ـ جلسه نود و یکم
در جلسه گذشته گفته شد«انابه وفائی» سه بند دارد که عبارتند از: رهایی از لذت گناه، خوار نشمردن و سرزنش نکردن غافلان، آسیب ها و علل کم خدمتی خود را شناختن. نکته اول این که گناه با واژه های عصیان و طغیان، همنام است. ریشه اصلی طغیان، احساس بی نیازی و «استغناء» است. بنابراین، اولین بند از انابه وفائی، رهایی از این احساس کاذب و خیالی است. نکته دوم این که گناهان موجود هستند و مظهر علم و قدرت خدا هستند و با علم به آنچه در قلب انسان ها می گذرد، خود را به انسان عرضه می کند و در دل او می نشیند. اینجاست که انتخاب ها شکل می گیرند و تحقق می یابند. نکته سوم این  که لذت گناه به معنای ملائمت گناه با نفس و طبیعت انسان گناهکار است. «توبه» آشکارترین راه درمان رهایی از لذت گناه است و «اجتناب از گناه» مهم ترین روش برای پیش گیری از ابتلا به احساس لذت از گناه است. هم چنین، «جایگزین کردن لذات بالاتر و عمیق تر» مانند لذات عقلی و عرفانی، بهترین راه برای رهایی از لذات حسیّ ناشی از گناه است. 
ادامه بحث:
نکته چهارم: هر کسی از معصیتی لذت ببرد، این لذت در آینده به صورت اندوه و احساسات بد جبران خواهد شد. بسیاری از اندوه های تجربه شده توسط انسان ها، نتیجه لذت هایی است که از عصیان و طغیان در برابر خدا حاصل شده است. کاستن از معصیت ها از طریق «توبه» و «اقدامات پیشگیرانه» مانند رعایت تقوا، سبب می شود تا احساسات خوب و زیبا بیشتر از احساسات بد و ناخوشایند گردد. بنابراین:
حال خوب در گرو فرمانبری از فرامین حقّ و قوانین جهان است.
این فرمول، برگرفته از قرآن کریم است. (خوشابحال کسی که هم مواد خام تفکری و هم ساختار و مبانی تفکر او برگرفته از قرآن باشد.) برای دریافت عمق این زیبایی، به این آیه توجه کنید:
«وَ عَلىَ الثَّلَاثَةِ الَّذِینَ خُلِّفُواْ حَتىَّ إِذَا ضَاقَتْ عَلَیْهِمُ الْأَرْضُ بِمَا رَحُبَتْ وَ ضَاقَتْ عَلَیْهِمْ أَنفُسُهُمْ وَ ظَنُّواْ أَن لَّا مَلْجَأَ مِنَ اللَّهِ إِلَّا إِلَیْهثُمَّ تَابَ عَلَیْهِمْ لِیَتُوبُواْ  إِنَّ اللَّهَ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِیم‏؛  و [نیز] بر آن سه تن که بر جاى مانده بودند، [و قبول توبه آنان به تعویق افتاد] تا آنجا که زمین با همه فراخى‏اش بر آنان تنگ گردید، و از خود به تنگ آمدند و دانستند که پناهى از خدا جز به سوى او نیست. پس [خدا] به آنان [توفیق‏] توبه داد، تا توبه کنند. بى تردید خدا همان توبه‏پذیر مهربان است.»
توبه به معنای رجوع است و در این آیه، به سه توبه یا رجوع اشاره می کند؛ رجوع خدا به انسان گناهکار، رجوع انسان به خدا و سوم رجوع خدا به انسان توبه کننده. بنابراین، « توبه عبد همیشه در میان دو توبه از خداى تعالى قرار دارد، یکى رجوع پروردگار به او، به اینکه به او توفیق و هدایت ارزانى دهد، و بدین وسیله بنده موفق به توبه بگردد، و دوم رجوع دیگر خدا به او، به اینکه گناهان او را بیامرزد، و این توبه دوم خداى تعالى است.»
درنتیجه:
1) توبه اول، فعل خداست که از رحمانیت او صادر می شود. توبه دوم خدا نیز قبول توبه انسان است.
2) محال است انسان، تائب شود قبل از آن که خدا نسبت به او تائب شود و رجوع کند.
3) رجوع خدا به سوی انسان ها به افعال آنها بستگی دارد. افعال نیک بشر، نظر رحمت خدا را شامل حال آنها می کند و حسّ زیبای توبه و رجوع به خدا را در انسان ایجاد می کند.
4) پس حسّ ندامت و توبه، بهانه ای است که خدا برای آدمیان فراهم می کند تا آنها را به سمت توبه هدایت کند:
آن خیالاتی که دام اولیاست                        عکس مهرویان بستان خداست
5) انسان ها هیچ از خود ندارند. در واقع، انسان ها فقط مالک فقر و نداری خود هستند؛ یعنی مالک دعا و خواستن های خود. همه چیز، حتی توبه و رجوع به سوی خدا را از خدا دارند.
اما نکاتی درباره دومین بند از «انابه وفایی» که عبارت بود از: «خوار نشمردن و سرزنش نکردن غافلان».
نکته اول: میان «حقیر» و «تحقیر» فرق است. «حقیر» یک امر عینی است و «تحقیر» یک امر ذهنی است مانند «عظیم» و «تعظیم». بنابراین، چهار حالت ممکن است واقع شود:
1) تحقیر موجود حقیر
2) تعظیم موجود عظیم
3) تحقیر موجود عظیم
4) تعظیم موجود حقیر
دو مورد اول، صادق هستند و دو مورد بعدی کاذب و شعبه ای از نفاق. اما سوال این است که آیا موجود حقیر وجود دارد؟ به عبارت دیگر، آیا به لحاظ وجودشناختی و تکوینی، می تواند موجود و مخلوقی، حقیر باشد؟ قطعا پاسخ منفی است؛ زیرا هر آنچه خدای عظیم خلق کند به لحاظ وجودی، عظیم خواهد بود. در نتیجه، تمام تحقیرها کذب خواهد بود و تنها مورد دوم (تعظیم عظیم) است که صادق است. پس، کسی یا چیزی را تحقیر نکنیم.
نکته دوم: هر کسی موجود عظیمی را تحقیر کند، عظیم عالم او را تحقیر می کند. در این باره در جلسات قبل سخن گفتیم.

___________________________________________________

    [1] . توبه /118.
    [2] . علامه طباطبایی، المیزان، ج9/ص 401.
    [3] . مولوی، مثنوی، دفتر اول.