X
نام کاربری :   
کلمه عبور :   
 
متن تصویر:
صفحه اصلی > مقالات 

forooshgah

isabk

motaleat

آخرین مطالب
شنبه 16 آذر 1398
کرسی آزاداندیشی ارائه نظر « بررسی ابعاد سبک زندگی در بیانیه گام دوم انقلاب »
دهمین کرسی از مجموعه کرسی های آزاداندیشی سبک زندگی اسلامی با عنوان « بررسی ابعاد سبک زندگی در بیانیه گام دوم انقلاب » با حضور محققان و علاقمندان برگزار شد.
چهارشنبه 13 آذر 1398
کتاب عشق ماندگار
به گزارش اداره روابط عمومی موسسه سبک‌زندگی آل ‌یاسین؛ پروژه کتاب عشق ماندگار توسط حجت الاسلام و المسلمین دکتر حمید فلاحتی به اتمام رسید.
دوشنبه 11 آذر 1398
برگزاری اجلاسیه اساتید مراکز تخصصی حوزه علمیه
به گزارش اداره روابط عمومی مرکز تخصصی آل یاسین؛ اجلاسیه اساتید مراکز تخصصی حوزه علمیه در محل سالن همایش مدرسه معصومیه برگزار شد.
يکشنبه 10 آذر 1398
کرسی آزاداندیشی ارائه نظر « بررسی ابعاد سبک زندگی در بیانیه گام دوم انقلاب »
دهمین کرسی آزاداندیشی ارائه نظر با عنوان « بررسی ابعاد سبک زندگی در بیانیه گام دوم انقلاب » با حضور محققان و علاقمندان برگزار خواهد شد.
چهارشنبه 6 آذر 1398
پیش اجلاسیه اساتید مراکز تخصصی و مؤسسات آموزش عالی حوزوی
به گزارش اداره روابط عمومی مرکز تخصصی آل یاسین؛ پیش اجلاسیه اساتید مراکز تخصصی و مؤسسات آموزش عالی حوزوی با عنوان «مدیریت حوزه و گام دوم انقلاب» با موضوع معنویت، اخلاق و سبک زندگی در مرکز تخصصی آل یاسین برگزار شد.
مفهوم‌شناسی، پیشینه و مولفه‌های سبک زندگی دینی – بخش اول
از آنجا که سبک زندگی متضمن «انتخاب» می‌باشد پیدایش آن بگونه‌ای ملازم با مدرنیته است. اساسا مفهوم سبک زندگی در فرهنگ سنتی بی‌معناست؛ چون در زندگی گذشتة انسان عملاً گزینشی در کار نبوده است

مفهوم «سبک زندگی»


در شرح اصطلاح «سبک زندگی» که یکی از مطرح ترین معانی در علوم انسانی معاصر است، میشل سوبل مفصل ترین کتاب را در 1981 نگاشت و در آن، پس از ذکر تعاریف گوناگون، به این نکته رسید که هنوز توافقی بر سر این مفهوم این اصطلاح حاصل نشده است؛ امّا در عین حال پژوهشگران علوم مختلف، هر یک در حوزة دانش خویش تعریفی برای آن ارائه نموده اند.
این ترکیب از دو واژة «سبک»  و «زندگی»  تشکیل شده است. معنای لغوی واژة «زندگی» روشن است؛ اما در تعریف واژة «سبک» در لغت نامه ها معانی گوناگونی ذکر شده است. «Style» از اصل لاتینی «Stilus» و فرانسة قدیم «Stylus» است که به معنی اشیای نوک تیز فلزی (مانند نیزه و قلم حجاری) بوده است.  در فرهنگنامه ها تعاریف مختلفی برای این واژه ذکر شده است از جمله: «نوع، روش، سبک چیدن اثاثیه»؛ «شکل دادن یا طراحی چیزی (مانند موی سر) یا شیء (مانند تکه ای از لباس یا اسباب و وسایل) تا به نظر جالب و جذاب آید، کیفیت برتر در ظاهر، طراحی یا رفتار» ، «تطابق با معیار شناخته‌شده، شیوه ای که برازنده و مناسب پنداشته می شود، خصوصاً در رفتار اجتماعی؛ زیبایی، ظرافت یا سهولت؛ شیوه یا تکنیک».  همچنین «شیوه و روش انجام چیزی خصوصاً شیوه ای که برای فرد، گروهی از مردم، مکان یا دوره ای، نوعی  باشد.» ، «اجرا یا انجام اموری که تمایز دهندة فرد یا گروه یا سطح یا... خاصی باشد»  و «مُد، خصوصاً در پوشیدن»  از دیگر معانی این واژه است.
در این معانی لغوی، چند نکته قابل توجه است: اول اینکه، برخی بر ویژگی زیبایی شناختی سبک، تکیه دارند و برخی بر جنبة تمایزبخشی سبک، به ویژه برای برتری و برخی دیگر از این تعاریف، تجسم امروزین سبک، به خصوص ابعاد تجملی زندگی را نشان می دهند؛ دوم آنکه سبک، بیشتر جنبه شکلی، روشی و تکنیکی دارد. همان گونه که دیده می شود برخی معانی موجود در لغت نامه ها، بیشتر به کاربرد این واژه در سبک شناسی ادبی ـ و هنری اشاره دارند که رفته‌رفته در سایر حوزه ها نیز کاربرد یافته است.
شگفت آنکه واژة «سبک» در زبان عربی و فارسی، وضعیت مشابهی داشته است. این واژه در عربی از مصدر ثلاثی مجرد، به معنی «گداختن و قالب  گیر کردن زر و نقره» گرفته شده است.  اما امروزه در زبان عربی ـ از معادل «اسلوب» برای رساندن معنای سبک بهره می برند. در فارسی، این کلمه به معنای مورد نظر تا این اواخر کاربردی نداشته است، همچنآنکه اصل بحث سبک شناسی هم مربوط به دورة معاصر است. ملک الشعرای بهار، رضا قلی خان هدایت را اولین کسی می داند که این کلمه را در کتابش (مجمع الفصحاء) به معنی «روش» به کار برده است.

معنای ترکیب «سبک زندگی»


همچون خودِ واژة سبک، از شکل ترکیبی اصطلاح «سبک زندگی» نیز تعریف های متفاوتی ارائه شده است که برخی از آنها عبارت اند از:
1. روش نوعیِ  زندگی فرد، گروه یا فرهنگ ، روش خاصی از زندگی یا شخص گروه.  
2. شیوة زندگی یا سبک زیستن که بازتابانندة گرایش ها و ارزش‌های یک فرد یا گروه است، عادت ها، نگرش-ها، سلیقه ها، معیارهای اخلاقی، سطح اقتصادی و... که با هم، طرز زندگی کردن فرد یا گروهی را می سازد.
چنان که پیداست معنای اول، بیشتر، توضیح واژه به واژه از ترکیب «سبک زندگی» است و معنای دوم، بیان معنای اصطلاحی است که امروزه در ادبیات علوم انسانی و اجتماعی رواج یافته است.
اما گذشته از تعریف های فرهنگنامه ای باید گفت که در علوم اجتماعی و نیز روان‌شناسی از این ترکیب تعریفهای بسیار متعدد و متفاوتی ارائه شده است. پر واضح است که اندیشمندان علوم اجتماعی و روان‌شناسی هر یک به فراخور دیدگاه و ساختار اندیشة خود به تعریف این اصطلاح پرداخته اند. شاخص ترین افراد این علوم عبارتند از وبر، زیمل، وبلن، آدلر، کلاکهون، ویلیام لیزر و بوردیو. البته برخی از این اندیشمندان گاه در آثار خود بیش از یک تعریف آورده اند.
ماکس وبر (۱۸۶۴-۱۹۲۰ ): از نظر وی سبک زندگی ارزش‌ها و رسم‌های مشترکی است که به گروه، احساس هویت جمعی می بخشد. وبر سبک زندگی را چیزی معرفی می‌کند که مرزهای نامشخص و موقعیت و قشر اجتماعی را تعیین می‌کند. او سبک زندگی را از جنس رفتاری می داند که تمایلات، آن را هدایت می‌کند و فرصت های زندگی، بستر بروز آن را فراهم می‌کند.
آلفرد آدلر (۱۸۷۰-۱۹۳۷): رویکرد آدلر با دیگر افرادی که از آنها نام برده شد تفاوتهایی اساسی دارد او در برابر رویکرد جامعه شناختی، رویکرد ویژه ای را بر مبنای روان‌شناسی فردی خود ارائه می‌کند و بر همین اساس سبک زندگی را تعریف می نماید. البته آدلر، در مورد سبک زندگی تعابیر متعددی دارد که بر محققان علوم اجتماعی پس از خود تأثیر زیادی گذاشته است. او می گوید سبک زندگی، یعنی کلیت بی همتا و منفردی در زندگی که همة فرایندهای عمومی زندگی، ذیل آن قرار دارند. سبک زندگی، طرح و دریافتی اجمالی است از جهان، فرایند در حال گذار و راه است؛ راه یکتا و فردی زندگی و دستیابی به هدف؛ خلاقیتی است حاصل از کنار آمدن با محیط و محدودیت‌های آن. سبک زندگی رفتار و منش نیست بلکه امری است که همة رفتارها و تجربیات انسانی را برای واحد هدایت می‌کند و خود به واسطة خوی ها و منش فردی شکل می گیرد.
بر اساس اعتقاد آدلر، هر کس برای خود سبک زندگی  جدایی دارد که البته کم و بیش به سبک زندگی دیگران شبیه است اما کاملاً همسان نیست؛ سبک زندگی نوعی منشأ درونی در فرد دارد و برخاسته از نخستین سال‌های کودکی اوست و الزاماً موروثی یا حتی زادة محیط نیست. به اعتقاد وی، تجارب مشابه هرگز نمی توانند تأثیرات مشابهی بر افراد باقی بگذارند و ما تنها می توانیم در قلمرو سبک‌های زندگی از تجارب درس بگیریم. اینکه چگونه به آنها عمل می کنیم بسته به شخصیت فردی ماست. از نظر آدلر، در کنار ریشه-های فردیّت، سبک زندگی، خالق مجموعه ای از رفتارهای ویژه است؛ رفتارهای ناشی از تفکر، هیجانات، عواطف، ... که بازتاب هویت فرد است.
گئورگ زیمل ( ۱۸۵۸- ۱۹۱۸): سبک زندگی، کلِّ به هم پیوستة صورت هایی است که افراد یک جامعه، مطابق انگیزه های درونی و سلایق خودشان و به واسطة تلاشی که برای ایجاد توازنی میان شخصیت ذهنی و زیست محیط عینی و انسانی شان به انجام می رسانند، برای زندگی خود برمی گزینند.
تورستاین وبلن (1857 - 1929 ): وبلن در جایی، سبک زندگی را الگوی رفتار جمعی می داند. این رفتارها از جنس رسوم و عادات اجتماعی و روش های فکری اند. در جای دیگر، سبک زندگی فرد را تجلی رفتاریِ مکانیسم روحی، عادات فکری و معرفت او قلمداد می‌کند.
ک‍لای‍د کلاکهون (1905-1960): او در تعریف سبک زندگی می‌نویسد: «مجموعه ها یا الگوهای خودآگاه و دقیقاً توسعه یافتة ترجیحات فردی در رفتار شخصی مصرف کننده».
ویلیام لیزر  (1964): او در یک جا سبک زندگی را طرز مشخص یا متمایز زندگی کردن گروهی از مردم معرفی می‌کند؛ نظامی که از تأثیر فرهنگ (ارزش‌ها، منابع، نمادها و قوانین) بر نیروهای زندگی در گروه شکل می گیرد. او با توجه به تمرکزش بر موضوع بازاریابی، در جای دیگر سبک زندگی را الگوی رفتاری گروه می-داند که در خریدهای مصرف کنندة انبوه و روش های مصرف بازتاب یافته است.
پیر بوردیو(2002 ـ 1930): از نظر وی سبک و شیوه، بیشترین توانایی را برای بیان ویژگی هایی دارد که همة دنیای فعالیت‌ها را در خود خلاصه کرده است (مانند یک معامله که یک منحنی در آن خلاصه شده است). او سبک زندگی را فعالیت‌های نظام مندی می داند که از ذوق و سلیقة فرد ناشی می شوند و بیشتر جنبه عینی و خارجی دارند و در عین حال به صورت نمادین به فرد هویت می بخشند و میان اقشار مختلف اجتماعی تمایز ایجاد می‌کنند. معنا یا به عبارتی ارزش‌های این فعالیت‌ها از موقعیت های آن در نظام تضادها و ارتباط‌ها گرفته می شود. وی در جای دیگر می گوید: «سبک زندگی دارایی هایی است که به وسیلة آن، اشغال کنندگان موقعیت های مختلف خودشان را با قصد تمایز یا بدون قصد آن از ]دیگران[ تمایز می بخشند.»
آنتونی گیدنز (۱۹۳۸-...): او نیز سبک زندگی را مجموعه‌ای از عملکردها می داند که فرد با بهره گیری از آنها، افزون بر رفع نیازهای جاری خود، روایت خاصی از هویت شخصی خویش را در برابر دیگران مجسم می سازد.
خلاصه آنکه سبک زندگی در این تعاریف، الگویی از اندیشه ها، احساسات، شناخت ها و کنش هاست که در مجموع هویت اجتماعی و شخصی فرد را می سازد.

تاریخچه


از آنجا که سبک زندگی متضمن «انتخاب» می باشد پیدایش آن بگونه ای ملازم با مدرنیته است. اساسا مفهوم سبک زندگی در فرهنگ سنتی بی معناست؛ چون در زندگی گذشتة انسان عملاً گزینشی در کار نبوده است. سنّت یا عادات و رسوم گذشته، برنامه ای از پیش تعیین شده عرضه می کرد که در اجرای آن نوعی جبر پنهان موجود بود؛ اما در دنیای جدید انتخاب های متنوع و گوناگونی پیش روی فرد قرار می گیرد؛ فردیّتی که اساساً برآمده از مفهوم آزادی مدرن است. با این حال، «شخصی که خود را متعهد به یک شیوة زندگی معین می-داند، انتخاب های دیگر را لزوماً خارج از موازین و معیارهای خویش می بیند» و از همین عنصر انتخاب و آزادی است که فرد در پی ترجیح ها و علاقه مندی های خویش، شیوه ای را آگاهانه برمی گزیند. دیوید چینی در کتابی که با نام سبک زندگی در 1996 منتشر کرد، می نویسد: «پدیدة سبک زندگی محصول کتمان ناپذیر توسعة مدرنیته است و نه تنها به مثابه ایده، اهمیت ویژه‌ای دارد بلکه تلاشی در جهت نمایش هویت فردی و تعریف ویژگی مدرنیته بوده است.»
البته اینکه دقیقاً از چه هنگام، واژة سبک زندگی در ادبیات گوناگون راه یافته است، روشن نیست؛ امّا نخستین تعریف این تعبیر به سال‌های دهة 1920 بازمی گردد؛ زمانی که ماکس وبر جامعه شناس و اندکی پس از وی آلفرد آدلر  روانشناس این عبارت را برساخته و معرفی نمودند.
پیگیری تاریخیِ مفهوم سبک زندگی و بررسی پیشینة آن در علوم اجتماعی، نشان می‌دهد که جامعه شناسان در سال‌های پایانی قرن نوزدهم و نیز در آغاز قرن بیستم، به مفهوم آغازین این اصطلاح توجه کرده اند. مثلاً از تعبیراتی که ماکس وبر  در آثار خود به کار برده، می‌توان دریافت که وی، به مفهومی ناظر بر ارزش‌ها و رسم‌های مشترکی که به گروه، احساس هویت می بخشند، توجه داشته، و رفتار را برآمده از تمایل‌ها و ترجیح‌هایی می‌دانست که در نهاد افراد شکل می گیرد و فرصت‌های زندگی، بستر بروز آن را فراهم می‌کند.
زیمل  نیز سبک زندگی را مجموعة صورت‌های رفتاری می‌دانست که فرد یا گروه، بر اساس انگیزه‌های درونی خود و در راستای تلاش برای ایجاد توازن میان شخصیت ذهنی و زیست محیط عینی و انسانی خود، برگزیده است.
دگرگونی‌های گستردة اجتماعی در طول قرن بیستم که حاصل گسترش و تثبیت تمدن غربی در گسترة وسیعی از جهان بود، چرخش رویکرد جامعه‌شناسان را در تحلیل‌ها و تبیین‌های اجتماعی خود، از مقولة تولید به مصرف و از حوزة اقتصاد به فرهنگ، موجب گردید. کاهش میزان کار روزانه، افزایش میزان اوقات فراغت و پدیدآمدن طبقة متوسط جدیدی که بخش زیادی از بدنة جامعه را تشکیل می‌داد و الگوها و سبک‌های مصرفی ایشان، در قالب تحلیل‌های طبقاتی و کلاسیک جامعه‌شناسان نمی‌گنجید، سبب شد تا جامعه‌شناسان، به تدریج در تحلیل‌های خود برای تبیین واقعیت‌های اجتماعی، مفهوم سبک زندگی را جایگزین طبقه و مشتقات آن سازند. ویژگی برجستة این وضعیت اجتماعی، آن است که افراد، فارغ از تعلق شان به هر طبقة اجتماعی، می‌کوشند با اتخاذ الگوهای رفتاری خاص و سبکی ویژه، به ویژه در حوزة مصرف، هویتی دلخواه از خویشتن را تعریف و ابراز کنند. به همین دلیل چنانکه ذکر شد، بوردیو  سبک زندگی را فعالیت های نظام‌مندی تعریف می‌کند که از ذوق سلیقه فرد سرچشمه می‌گیرد و بیشتر جنبه عینی و خارجی دارد و در عین حال، به صورت نمادین به فرد، هویت می‌بخشد و بدین ترتیب، میان قشرهای مختلف اجتماعی تمایز پدید می آورد.

رویکردها


همانگونه که اشاره شد به لحاظ تاریخی سه رویکرد اساسی در طرح سبک زندگی وجود دارد که عبارتند از رویکرد ادبی، رویکرد روان‌شناختی و رویکرد جامعه شناختی.
تفاوت رویکرد روان‌شناختی با جامعه شناختی در ویژگی فردی یا اجتماعی بودن سبک زندگی نهقته است.

پایش سبک زندگی، سال اول، شماره 1، بهمن 1392، صفحات 10-17.