X
نام کاربری :   
کلمه عبور :   
 
متن تصویر:
صفحه اصلی > مقالات 

forooshgah

isabk

motaleat

آخرین مطالب
سه شنبه 1 مرداد 1398
کارنمای مؤسسه فرهنگی هنری سبک زندگی آل یاسین
به گزارش اداره روابط عمومی مؤسسه سبک زندگی آل یاسین؛ دستاوردهای پژوهشی، آموزشی و فرهنگی هنری مؤسسه سبک زندگی آل یاسین در قالب کارنما منتشر شد.
يکشنبه 30 تير 1398
ریاست مؤسسه سبک زندگی آل یاسین با آیت الله کعبی دیدار و گفتگو کردند
ریاست مؤسسه سبک زندگی آل یاسین حجت الاسلام و المسلمین دکتر محمّدتقی فعّالی با آیت الله کعبی دیدار و گفتگو کردند.
چهارشنبه 26 تير 1398
اعلام اسامی پذیرفته شدگان نهایی دوره دوم رشته مطالعات سبک زندگی اسلامی مرکز تخصصی آل یاسین در مقطع سطح 3
به گزارش اداره روابط عمومی مرکز تخصصی آل یاسین، اسامی پذیرفته‌شدگان نهایی رشته مطالعات سبک زندگی اسلامی مرکز تخصصی آل یاسین در مقطع سطح 3 اعلام شد.
چهارشنبه 26 تير 1398
انتشار دفتر نخست از مجموعه همسفر با یک عابر
به گزارش اداره روابط عمومی پژوهشکده سبک زندگی اسلامی، دفتر نخست از مجموعه «همسفر با یک عابر» که دربردارنده رازهای زندگی یوسف پیامبر(علیه السلام) است، منتشر شد.
سه شنبه 25 تير 1398
کارگاه مهارت‌های ارتباط موثر در محیط کار و خانواده ویژه کارشناسان شرکت خودروسازی سایپا سیتروئن
مؤسسه سبک‌زندگی آل یاسین با همکاری شرکت خودرسازی سایپا سیتروئن کاشان کارگاه مهارت‌های ارتباط موثر را برگزار کرد.
مهارت خوش بینی
دین، با دستورالعملی که برای تقویت حس امیدواری و خوش‌بینی به افراد می‌آموزد، راهی برای سلامت روانی و آرامش افرادِ معتقد، بازمی‌کند. حس خوش‌بینی می‌تواند بسیاری از مشکلات عاطفی و روانی انسان‌ها را در دنیای امروز درمان کند. مضامین مربوط به رجا، رحمت، مغفرت و شفاعت بنیادهای مثبت‌اندیشی را در آدمی زنده کرده امید را پرورش می‌دهد. مفاهیمی بس دلگرم کننده و خوش‌بینانه در ادبیات دینی وجود دارد که شور و شعف فراوان در جان آدمی پدید می‌آورد.
نویسنده: دکتر محمدتقی فعالی

دکتر محمد تقی فعالی



نگاه خوش‌بینانه و امیدوارانه در فرهنگ دینی و قرآنی جایگاه ویژه‌ای دارد. باورهای دینی، متدینان را دعوت به شوق، انتظار، خوش‌بینی، ارتباط مفید و امیدواری می‌کند و از این طریق فضای روحی فرد و جامعه را با طراوت و شاداب می‌سازد. خوش‌بینی در فرهنگ اسلامی به گونه‌های مختلف مطرح شده است:

یکم) امیدواری به خدا


در ادبیات دینی مفاهیمی وجود دارد که امیدواری به مبدأ عالم را تشویق می‌کند. یکی از این مفاهیم، «رجا» می‌باشد. رجا، نقطه مقابل خوف بوده، ایندو حالت، انفعالی محسوب می‌شوند که نسبت به آینده شکل می‌گیرند. رجا یا امیدواری زمانی رخ می‌دهد که انسان پدید آمدن حالت خوشایندی را انتظار داشته باشد. هر چه احتمال وقوع امر خوشایند بیشتر باشد، طبعاً اشتیاق انسان افزایش یافته انگیزه تلاش جهت دستیابی به آن امر فزونی می‌یابد. خوشایندترین امری که فرد مؤمن آن را انتظار می‌کشد، نیل به رحمت و معرفت خداوند است. امید به رضایت و گشایش، فرد مؤمن را شاد و خرسند می‌نماید. در قرآن، یأس و ناامیدی از رحمت و بخشش خدا در حد کفر دانسته شده به افراد توصیه می‌شود هرگز از رحمت بی‌کران او ناامید نباشند:
وَلاَ تَیْأَسُواْ مِن رَّوْحِ اللّهِ إِنَّهُ لاَ یَیْأَسُ مِن رَّوْحِ اللّهِ إِلاَّ الْقَوْمُ الْکافِرُونَ؛ و از رحمت خدا نومید مباشید زیرا جز گروه کافران کسی از رحمت خدا نومید نمی‌شود.
خداوند در آیه‌ای دیگر می‌فرماید:
یَا عِبَادِیَ الَّذِینَ أَسْرَفُوا عَلَی أَنفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِن رَّحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعًا؛ ای بندگان من که بر خویشتن زیاده‌روی روا داشته‌اید از رحمت خدا نومید مشوید در حقیقت خدا همه گناهان را می‌آمرزد.
در آیة دیگری وعده داده است که «سیئات» را به «حسنات» تبدیل می‌کند:
إِلَّا مَن تَابَ وَآمَنَ وَعَمِلَ عَمَلًا صَالِحًا فَأُوْلَئِک یُبَدِّلُ اللَّهُ سَیِّئَاتِهِمْ حَسَنَاتٍ؛ مگر کسی که توبه کند و ایمان آورد و کار شایسته کند پس خداوند بدی‌هایشان را به نیکی‌ها تبدیل می‌کند.
در روایات آمده است که رحمت خداوند آن قدر گسترده است که حتی ابلیس به آن طمع می‌بندد. امام صادق(ع) می‌فرماید:
اذا کانَ یَومُ القیامةُ نَشَرَ اللهُ تَبارکَ و تعالی رَحمَتَهُ حَتّی یَطمَعَ إبلیسُ فی رَحمَتِه؛ چون روز قیامت برپا شود، خداوند ـ تبارک و تعالی ـ رحمتش را می‌گستراند، تا آنجا که ابلیس هم به رحمت او طمع می‌بندد.
در حدیثی وارد شده که پیامبر(ص) خبر داد از مردی که بر صراط می‌لرزد اما به دلیل خوش‌گمانی به خدا آرام گرفت و طبعاً اهل بهشت شد:
رأیت رجلاً من أمّتی علی الصِّراطِ یَرتَعِدُ کما تَرتَعِدُ السّعَفَةُ فی یَوم ریحٍ عاصفٍ، فَجاءَهُ حُسنُ ظَنِّهِ باللهِ فَسَکَّنَ رَعدَتَهُ؛ یکی از مردان امت خود را دیدم که بر صراط، مانند شاخه خشکیده درخت خرما در یک روز طوفانی، می‌لرزد. در این هنگام خوش‌گمانی او به خداوند لرزش او را آرام بخشید.
دین، با دستورالعملی که برای تقویت حس امیدواری و خوش‌بینی به افراد می‌آموزد، راهی برای سلامت روانی و آرامش افرادِ معتقد، بازمی‌کند. حس خوش‌بینی می‌تواند بسیاری از مشکلات عاطفی و روانی انسان‌ها را در دنیای امروز درمان کند. مضامین مربوط به رجا، رحمت، مغفرت و شفاعت بنیادهای مثبت‌اندیشی را در آدمی زنده کرده امید را پرورش می‌دهد. مفاهیمی بس دلگرم کننده و خوش‌بینانه در ادبیات دینی وجود دارد که شور و شعف فراوان در جان آدمی پدید می‌آورد. از امام صادق(ع) آمده است:
یُؤتِی بِعَبدٍ یومَ القِیامَةِ ظالِم لنفسه، فَیَقولُ اللهُ: ألَم آمُرکَ بطَاعَتِی؟ أَلَم أنَکَ عن مَعصِیَتی؟ فَیَقُول: بَلی یا ربِّ وَلکن غَلَبَت عَلَیَّ شَهوَتی فإن تُعَذِّبنیِ فَبذُنوبی لَم تَظلِمنیِ، فَیَأمُرُ اللهُ بِهِ الی النَّار فَیَقولُ: مَا کانَ هَذَا ظَنّیِ بِکَ! فَیَقوُلُ: ما کانَ ظَنُّکَ بی؟ قالَ: کان ظَنَّیَ بِکَ أحسَنُ الظَّنِّ فَیأمُرُ اللهُ به الی الجَنَّةِ فَیَقوُلُ اللهُ تَبارکَ وَ تعالی: لَقَد نَفَعَکَ حُسنُ ظَنِّکَ بِی السَّاعَةَ؛ در روز قیامت، بنده‌ای را که به خودش ستم کرده (مرتکب گناه شده) می‌آورند، پس خدا به او می‌فرماید: آیا تو را به اطاعت از خودم امر نکردم؟ آیا تو را از نافرمانی خودم نهی نکردم؟ بنده در جواب می‌گوید: آری، ای پروردگار من، ولی شهوتم بر من غلبه کرد. پس اگر به خاطر گناهم مرا کیفر کنی، ظلم نکرده‌ای. سپس خدا فرمان می‌دهد او را به جهنم ببرند. آنگاه بنده می‌گوید: چنین گمانی به تو نداشتم! خدا می‌فرماید: به من چه گمانی داشت؟ بنده می‌گوید: گمان من به تو، بهترین گمان بود. پس خدا فرمان می‌دهد او را به بهشت ببرند و خداوند تبارک و تعالی می‌فرماید: حسن ظن تو به من، در این هنگامه به تو سود رساند.
امام باقر(ع) نیز از رسول خدا(ص) نقل می‌کند که خداوند متعال فرمود:
وَلکِن بِرَحمَتی فَلیَثِقوا، و فَضِلی فَلیَرجُوا و الی حُسنِ الظَّنِّ بی فلیَطمَئِنُّوا، فانّ رَحمَتِی عِندَ ذلک تُدرِکُهُم، وَ مِنِّی یُبَلِّغُهُمُ رِضوانی، و مَغفِرَتیِ تُلبِسُهُم عَفوی فإنِّی انا الله الرحمن الرَّحیمُ و بِذلِکَ تَسَمَّیتُ؛ بندگان من، باید به رحمت من تکیه کنند و به فضل من امیدوار باشند. در آن صورت، رحمت من آنان را در بر می‌گیرد و رضوان و مغفرت من به آنان می‌رسد و عفو من، شامل حال آنان می‌شود؛ زیرا من خدا بخشندة مهربانم و به این اسم نامیده شده‌ام.
در این احادیث گفتگوی خدا با بنده، سخن گفتن مخلوق با خالق و رابطه عاشقانه میان دو طرف بیان شده تا آموزه‌هایی نظیر امیدواری و رحمت به زیبایی کامل به تصویر کشیده شود و بندگان بیاموزند که چگونه درباره خدا و آینده بیندیشند و امیدوار باشند. به نمونه‌ای از امیدوری و توکل نگاه کنیم:
خداوند به ابراهیم(ع) در سن پیری از کنیزش هاجر، فرزندی به او عطا کرد که نام وی را «اسماعیل» گذارد. همسر اول او «ساره» نتوانست تحمل کند که ابراهیم(ع) از غیر او فرزندی داشته باشد؛ از این‌رو خداوند به ابراهیم(ع) دستور داد تا مادر و فرزند را به مکه ـ که در آن زمان بیابانی بی‌آب و علف بود ـ ببرد و سکنا دهد. ابراهیم(ع) فرمان خدا را امتثال کرد و آنها را به سرزمین مکه برد. ابراهیم(ع) هنگام وداع دست به دعا برداشت و گفت: خداوندا! من به فرمان تو همسر و کودکم را در این بیابان سوزان و بدون آب و گیاه تنها می‌گذارم تا نام تو بلند و خانه تو آباد گردد. طولی نکشید غذا و آب ذخیره مادر تمام شد و شیر او خشکید. بی‌تابی کودک شیرخوار، مادر را چنان مضطرب ساخت که تشنگی خود را فراموش کرد و برای به دست آوردن آب به تلاش و کوشش برخاست.
نخست به کنار کوه صفا آمد، اثری از آب در آنجا ندید. سرابی از طرف کوه مروه نظر او را جلب کرد و به گمان آب به سوی آن شتافت و در آنجا نیز به آب دست نیافت. از همان جا سرابی نیز در کوه صفا دید، دوباره به سوی آن بازگشت و هفت بار این تلاش و سعی را برای دستیابی به آب انجام داد. در آخرین لحظات ناگهان از نزدیک جای کودک چشمه زمزم جوشیدن گرفت و مادر و کودک از آن نوشیدند.
این داستان، روایت دیگری هم دارد. مادر اسماعیل در بیابان گرم و سوزان مکه تشنه شد. لذا بالای کوه صفا رفت تا ببیند در بیابان کسی هست که او را یاری کند یا نه؟ دوباره به کوه مروه رفت و به بیابان نگاه کرد ولی کسی را ندید. این فاصله میان کوه صفا و مروه را هفت مرتبه پیمود تا این‌که در اوج ناامیدی جبرئیل به سوی او آمد و از او پرسید: تو کیستی؟ گفت: من مادر فرزند ابراهیم(ع) هستم. جبرئیل پرسید: ابراهیم(ع) شما را به امید چه کسی رها کرد؟ گفت: به امید خدا. جبرئیل گفت: خدا شما را کافی است، به سوی صفا باز گرد. هاجر بازگشت و دید که زیر پای کودکش چشمه‌ای جوشیده است.
داستان هاجر در هر دو صورت نشان از یک چیز دارد و آن این‌که دنیا جایگاه امید است. امیدها دقیقاً در ناامیدی‌ها لانه کرده‌اند و از اوج ناامیدی است که امید می‌روید. بنده مؤمنی که به خدا اعتماد کرده و به امید او سعی می‌کند، هرگز ناامید نمی‌شود. اساساً ناامیدی از خدا معنا ندارد. خدا و ناامیدی با یکدیگر قهرند و خداوند همیشه انسان امیدوار و دل‌بسته خویش را دوست دارد.
داستان سعی در کنار خانة خدا، حکایت امید است. در بیابان سوزان حجاز هاجر و اسماعیل تنها مانده‌اند. ابراهیم(ع) بر اساس رسالت خویش، زن و فرزند را تنها رها کرد و رفت؛ در بیابانی تفتیده، زنی تنها و فرزندی خردسال و گرسنگی و تشنگی. کدام پدر و همسری با خانواده خویش چنین می‌کند؟ کجاست عاطفه پدری و همسری؟ اما ابراهیم(ع) پیش از آن‌که پدر اسماعیل و سرپرست خانواده‌ای باشد، پدر امت است و راهنمای بشر! زن و فرزند او را نگران می‌کند؛ اما آینده تاریخ شوری عظیم در دل او می‌افکند. او با این عمل خویش درس‌هایی به انسانیت داد؛ از یک طرف درس توکل در شرایط سخت و دشوار و از سوی دیگر، درس امید در اوج ناامیدی. آنگاه که گرد ناامیدی بر چهره هاجر نشسته بود، خسته و نگران دست و پا زدن کودک خویش را می‌نگریست، ناگاه در زیر پای او چشمه‌ای جوشید؛ چشمه‌ای جاری و ابدی. و این‌گونه قصه سعی و زمزم ماندگار و ابدی شد و تا همارة تاریخ جاودان.

دوم) زیباترین جهان


خالق هستی پرده از سرّی بزرگ برداشته است، رازی که اگر آفریدگار آن را بیان نمی‌کرد برای همیشه بر انسان پوشیده می‌ماند؛ راز این است که خداوند نور نامحدود است، و هر آنچه از نور مطلق پدید آید، بی‌شک مسانختی با نور داشته، از سنخ نور است. «نور شناسی» قرآنی بابی عظیم از معرفت پیش روی بشر گشوده است. خدای سبحان اصل و منبع نورانیت جهان هستی است. همچنین باطن آسمان‌ها و زمین و تمامی کائنات نوری است که از خدا دریافت می‌کنند:
اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ؛ خدا نور آسمان‌ها و زمین است.
و نیز خداوند، زمینی که مظهر ماده و جسمانیت است، با نور خود روشن نمود:
وَأَشْرَقَتِ الْأَرْضُ بِنُورِ رَبِّهَا؛ و زمین به نور پروردگارش روشن گردد.
عالم تشریع هم سرشار از نور است. تورات نور است، انجیل نور است، قرآن هم نور است  و اساساً تمامی کتب آسمانی همه نورند و خداوند با نور، مسیر انسان را روشن و بنی‌آدم را هدایت می‌فرماید.
در میان انسان‌ها انبیاء نورند و به نورانیت دعوت می‌کنند. قرآن کریم شهدا را هم وجودهای نورانی می‌داند:
وَالشُّهَدَاء عِندَ رَبِّهِمْ لَهُمْ أَجْرُهُمْ وَنُورُهُمْ؛ و پیش پروردگارشان گواه خواهند بود [و] ایشان راست اجر و نورشان.
مؤمنین هم همراه با نورند و نور آنها را همراهی می‌کنند:
أَفَمَن شَرَحَ اللَّهُ صَدْرَهُ لِلْإِسْلَامِ فَهُوَ عَلَی نُورٍ مِّن رَّبِّهِ؛ پس آیا کسی که خدا سینه‌اش را برای [پذیرش] اسلام گشاده و [در نتیجه] برخوردار از نوری از جانب پروردگارش می‌باشد.
نکته ظریفی که در این آیه وجود دارد این است که نفرمود «مع نور» یعنی با نورند بلکه فرمود: «علی نور» یعنی بر نورند. به بیان دیگر آنها بر نور مسلط و سوارند. نور در اختیار آنهاست، نور مرکب آنهاست و نور رام آنهاست. آنها با نور می‌روند، با نور می‌آیند، با نور می‌نشینند، با نور می‌گویند، با نور می‌شنوند و از همین روست که لحظه لحظة آنها نور است و سلام. و از همین روست که ما به لحظات و انات این وجودهای نورانی سلام می‌دهیم:
السلام علیکَ حِینَ تَقُومُ السلامُ علیکَ حینَ تَقعُدُ السلامُ عَلَیکَ حینَ تَقرَءٌ و بتیّن؛ سلام بر تو آن زمان که ایستادی، سلام بر تو آن زمان که نشستی، سلام بر تو آنگاه که خواندی و بیان نمودی.
از سوی دیگر پرواضح است که «نور» با «حُسن» مساوی بلکه مساوق است. اگر پدیده‌ای از سنخ نور است طبعاً زیبا هم هست. هرجا نور است زیبایی است و هر جا زیبایی است نور. راز دیگری هستی، در همین راستا از سوی خداوند رمزگشایی شده است: جهان به زیباترین وجه ممکن آفریده شده است:
الَّذِی أَحْسَنَ کلَّ شَیْءٍ خَلَقَهُ؛ همان کسی که هر چیزی را که آفریده است نیکو آفریده.
از شریفه صریحاً به دست می‌آید که خالق هستی می‌گوید: آنچه را که من آفریدم، زیباترین صورت ممکن است. به بیان دیگر عالم ممکن بود سه گونه آفریده شود؛  زشت، زیبا و زیباترین وجه ممکن.



ممکن است این سؤال ذهن ما را آزار دهد که آنچه ما از عالم و انسان می‌بینیم بیشتر ناگواری، سختی، بلا و زشتی است. پس چگونه خداوند می‌گوید جهان زیبا بلکه زیباترین است؟ توجه به دو نگاه می‌تواند ما را جهت یافتن حقیقت یاری دهد؛ «نگاه خالقِ جهان» این است که «جهان زیباترین است» و «نگاه ما» این است که «عالم سرشار از زشتی است». حال می‌توان پرسید آیا نگاه خالق درست است یا نگاه ما؟ پاسخ واضح است. لذا نتیجه جالبی بدست می‌آید و آن این‌که «نگاه ما با واقعیت هماهنگ نبوده بر آن منطبق نیست.» و از سوی دیگر می‌دانیم که اگر نگاهی بر واقعیت خارجی منطبق نبود، آن نگاه، واقع‌نما نبوده کاذب است. لذا باید نه تنها «چشم‌ها را شست» بلکه باید «چشم‌ها را عوض کرد» و نگاه‌ها را از بنیاد اصلاح نمود. اگر کسی از زاویه نگاه خدا و از بالا به عالم بنگرد، در مملکت خدا، چیزی جز زیبایی و رحمت نیست. از این‌روست که پیام‌آورِ دردناک‌ترین حادثة تلخ جهان، نگاه خود را نسبت به آن واقعه، این‌گونه بیان می‌کنند:
ما رأیتُ الاّ جمیلا؛
اگر اندکی در جهان کندوکاو کنیم خواهیم دید که تنها در کهکشان ما میلیاردها ستاره، سیاره و اشیاء کوچک وجود دارد، چنان‌که در جهان هستی میلیاردها کهکشان در حال چرخشی بسیار منظمند. در واقع ما در پهنه بی‌کرانه و غیر قابل دسترس عالم هستی به نقطه‌ای بسیار ریز می‌مانیم. حداکثر تلاش بشر او را تا ورای جو زمین بالا برده است. حال چگونه می‌تواند نسبت به جهانی به این عظمت بدبین باشد؟ یا حتی قضاوت کند؟ دانشمندان عمری می‌گذارند تا فقط دربارة زندگی یک حشره یا قطب جنوب یا آغاز شکل‌گیری زمین مطالعه کنند و بعد از پنجاه سال تحقیق و پژوهش به عظمت‌بخش کوچکی از جهان هستی اعتراف می‌کنند. براستی ما از نظر آگاهی نسبت به جهان در حالت جنینی هم نیستیم. ذهن را باید گشود و فهمید که عالم هستی سرشار از رمز و راز و افسون است. کافی است فقط در ارتباط با نحوة تغذیه جنین از مادر مطالعه کنیم.



سوم) خوش‌بینی به انسان


در ارتباط با انسان دو گونه می‌توان سخن گفت:
گونه نخست) نگاه به دیگران

توجه به نکته‌های مثبت ونقاط قوت زندگی و خوش‌بینی نسبت به دیگران از عوامل مؤثر در آرامش روحی و کاهش غم‌بارگی است. در مقابل، بدبینی و بدگمانی سبب ایجاد واکنش‌های منفی نظیر وحشت، افسردگی و انزوا خواهد شد؛ چرا که بدبینی، وحشت‌زا است:
مَن لم یحسن ظنّه إستُوحَشَ مِن کُلِ أحَد؛ کسی که بدگمان باشد، از همه کس وحشت دارد.
در فرهگ دینی سوءظن، نامطلوب بلکه حرام معرفی شده است. نگاه بد به دیگران عوارض شومی برای خود و دیگران در پی دارد و به عنوان یک بیماری اخلاق محسوب می‌شود:
یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا کثِیرًا مِّنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ؛ ای کسانی که ایمان آورده‌اید از بسیاری از گمان‌ها بپرهیزید که پاره‌ای از گمان‌ها گناه است.
بدبینی هرچند به طور موقت می‌تواند در تسکین حسّ انتقام‌جویی یا خودخواهی تأثیر داشته باشد و چه بسا آرامش موقت و کاذب هم ایجاد کند اما سرانجام چیزی جز نگرانی، انزوا، درگیری با خود، خودخوری و آسیب رساندن به دیگران نتیجه‌ای ندارد. نگاه خوش‌بینانه به تغییرات، رقابت‌ها و پیچیدگی‌های زندگی باعث می‌شود که بسیاری از فشارهای عصر جدید، قابل تحمل گردند. با نگرش مثبت به اوضاع و احوال و پرهیز از پیش‌داوری‌های بی‌جا می‌توان به آرامش دست یافت و زندگی را با راحتی استمرار بخشید. از این‌رو است که رهبران دینی توصیه‌های متعدد کرده‌اند تا جایی که امکان‌پذیر است رفتار دیگران را به بهترین وجه حمل کنیم:
ضَع اَمَرَ اخیکَ علی أحسَنهِ؛ کار برادر خود را حمل به بهترین وجه آن کن.

گونه دوم) نگاه به خود

در جوامع مذهبی علاوه بر نگرانی‌های رایج، نوع دیگری از دلهره و رنج وجود دارد. افراد دین‌دار نسبت به گناهانی که مرتکب شده‌اند، ظلم‌هایی که کرده‌اند، بی‌وفایی‌هایی که روا داشته‌اند و آلودگی‌های اخلاقی که درون خویش ایجاد نموده‌اند، احساس شرمندگی و گناه کرده در برابر وجدان خویش اندوهگین می‌شوند. این احساس شرمساری و گناه ممکن است به حد افراط گراییده به صورت وسواس درآید حتی برخی را افسرده کند یا از پای درآورد.
آموزه‌های دینی ضمن ردّ وسواس، ناامیدی و انزواطلبی بر دو نکته تأکید می‌کنند؛ از یکسو به انسان‌ها گوشزد می‌کنند که نسبت به کارهای زشت گذشتة خویش حسّاس باشند نه این‌که نسبت به آنها بی‌توجهی کنند یا در مقابل، حالت افسردگی و وسواس در خویش پدید آورند. از سوی دیگر با کاشتن حسّ امید، خوش‌بینی و اعتماد به رحمت بی‌کران الهی، امکان بازگشت را پیشاروی انسان قرار می‌هند:
لَا تَقْنَطُوا مِن رَّحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعًا؛ از رحمت خدا نومید مشوید در حقیقت خدا همه گناهان را می‌آمرزد.

پایش سبک زندگی، سال اول، شماره 5، دی 1393، صفحات 10-13.