X
نام کاربری :   
کلمه عبور :   
 
متن تصویر:
صفحه اصلی > مقالات 

forooshgah

isabk

motaleat

آخرین مطالب
يکشنبه 31 شهريور 1398
رشته مطالعات سبک زندگی اسلامی در مقطع سطح سه
از روز شنبه 98/6/23 سال تحصیلی جدید برای دانش‌پژوهان رشته مطالعات سبک زندگی اسلامی آغاز گردید.
شنبه 30 شهريور 1398
اولین نشست فصلانه سبک‌پژوهان
به گزارش اداره روابط عمومی پژوهشکده سبک زندگی اسلامی؛ اولین نشست فصلانه سبک پژوهان در محل پژوهشکده سبک زندگی برگزار شد.
پنج شنبه 28 شهريور 1398
کرسی آزاداندیشی ارائه نظر « بایسته های عزاداری مطلوب در سبک زندگی اسلامی »
نهمین کرسی از مجموعه کرسی های آزاداندیشی سبک زندگی اسلامی با عنوان « بایسته های عزاداری مطلوب در سبک زندگی اسلامی » با حضور محققان و علاقمندان برگزار شد.
دوشنبه 25 شهريور 1398
کرسی آزاداندیشی ارائه نظر «بایسته های عزاداری مطلوب در سبک زندگی اسلامی»
نهمین کرسی آزاداندیشی ارائه نظر با عنوان «بایسته های عزاداری مطلوب در سبک زندگی اسلامی» با حضور محققان و علاقمندان برگزار خواهد شد.
شنبه 16 شهريور 1398
سرهنگ حاجی‌زاده معاونت اجتماعی ناجا قم از مؤسسه سبک زندگی آل یاسین بازدید کرد.
به گزارش اداره روابط عمومی مؤسسه سبک زندگی آل یاسین؛ سرهنگ حاجی‌زاده معاونت اجتماعی ناجا قم از این مؤسسه بازدید کرد.
بررسی تأثیر پدیدههای طبیعی بر آرامش از منظر آموزههای دینی (بخش دوم)
یکی از مؤلفههای مربوط به چرخه زیست و زندگی انسان، فعالیتهای طبیعی است. محیط زیست شامل تمامی عوامل فیزیکی، بیولوژیکی و زیباییشناختی است که بر افراد و جوامع تأثیر میگذارند و از آنان نیز تأثیر میپذیرند. شرایط طبیعی و محیط زیست، پیچیده عمل میکند؛ ولی از منظر بهداشت روانی، تأثیری شگرف بر جسم، روان و روح آدمی مینهد
نویسنده: دکتر محمدتقی فعالی

یکی از مؤلفه‌های مربوط به چرخه زیست و زندگی انسان، فعالیتهای طبیعی است. محیط زیست شامل تمامی عوامل فیزیکی، بیولوژیکی و زیباییشناختی است که بر افراد و جوامع تأثیر میگذارند و از آنان نیز تأثیر میپذیرند. شرایط طبیعی و محیط زیست، پیچیده عمل میکند؛ ولی از منظر بهداشت روانی، تأثیری شگرف بر جسم، روان و روح آدمی مینهد. این تأثیرات به صورت مستقیم یا غیر مستقیم و نیز کوتاه و بلندمدت، کارکرد روانی دارد و منشأ سلامتی یا بیماری فرد را فراهم میآورد. تأثیر عوامل طبیعی و زیستی برای همگان، قابل درک و لمس است و پیامدهای آن را درون خویش میتوان یافت.

دو) شب


یکی از پدیدههای طبیعی که ارتباط مستقیم با روح و روان انسان دارد، پدیده شب است. شب به همراه روز، شبانهروز و تکرار شبانهروز ماهها و تکرار ماهها، سالها و در نهایت، عمر انسان را تشکیل میدهند. هر کدام از شب یا روز، نقشها و کارکردهای مختص به خود را دارند. حالات انسان در روز و شب، متفاوت است. انسانها معمولاً در شب راحتتر و آرامترند، توگویی شب را برای استراحت و روز را برای فعالیت ساختهاند. قرآن کریم در چند آیه به مسأله مهم آرامبخشی شب اشاره میکند و میفرماید: از نشانههای رحمت الهی این است که شب، وسیله سکونت و روز، زمان جمع نعمت است:
وَمِن رَّحْمَتِهِ جَعَلَ لَکمُ اللَّیْلَ وَالنَّهَارَ لِتَسْکنُوا فِیهِ وَلِتَبْتَغُوا مِن فَضْلِهِ وَلَعَلَّکمْ تَشْکرُونَ؛  و از رحمتش برایتان شب و روز را قرار داد تا در این [یک] بیارامید و [در آن یک] از فزونبخشی او [روزی خود] بجویید باشد که سپاس بدارید.
تفاسیر به طور عمده به کارکرد مهم شب یعنی استراحت و جبران نیروهای از دست رفته اشاره کردهاند.   انسانها معمولاً هنگام روشنایی روز به کسب و کار میپردازند. آنان تلاش میکنند تا روزی خود و خانواده خویش را فراهم سازند و از این طریق به رفاه نسبی دست یابند. کار و تلاش روزانه از یک طرف سبب کاهش قوای بدن و از سوی دیگر باعث رنج و خستگی فکر و روان میشود؛ ازاینرو ضرورت یافت که بخشی از شبانهروز به استراحت اختصاص یابد تا نیروهای از دسترفته جبران شود و فکر و روح انسان راحت گردد. دست خلقت، زمانی را در شبانهروز برای استراحت و بازگشت قوا فراهم ساخت. برایناساس کارکرد شب، استراحت و تجمیع قوا میباشد. مسأله مزبور در آیهای دیگر بیان شده است:
هُوَ الَّذِی جَعَلَ لَکمُ اللَّیْلَ لِتَسْکنُواْ فِیهِ وَالنَّهَارَ مُبْصِرًا إِنَّ فِی ذَلِک لآیَاتٍ لِّقَوْمٍ یَسْمَعُونَ؛  اوست کسی که شب را برای شما قرار داد تا در آن بیارامید و روز را روشن [گردانید] بیگمان در این [امر] برای مردمی که میشنوند نشانه هایی است.
خداوند، کسی است که شب را به نفع انسانها آفرید تا در آن سکونت و آرامش یابند و از رنج روز، آسایش پذیرند. شامگاهان کار روزانه، راکد شده، آدمیان، ادامه تأمین معاش را به روز بعد موکول میکنند. تدبیر عام خلقت این بود  که با ظهور تاریکی شب، انسانها از کار باز ایستند، تحرکات خویش را تقلیل دهند و اصلاح امور را به زمانی دیگر واگذارند.
به جز استراحت و جبرانِ نیروهای از دست رفتة جسمی، فکری و روانی، کارکردهای دیگری برای شب بیان شده است  مثلاً شب برای انس با خانواده، کاستن از ناراحتیهای دیگران و تمتع است.
نقش مهم دیگری که در میانه شب محقق میگردد این است که مشتاقان، شب را عبادتگاه خویش و روزنه رفتن به آسمان میدانند. شب، زمان گفتگو با خدا، سید اهل وصال و سیاهی اهل فراق است. اهل قرب با شب سازگارند و طولانی شدن شب آرزوی آنان است. مضامین پیشگفته در آیات دیگری هم بیان شده است: غافر/21، قصص/82 و نمل/82.
اکنون این پرسش نمایان میشود: شب، مهمتر است یا روز؟ نگاه خالق به ما میگوید: شب اصالت دارد و از روز، بهتر است. ویژگیهای شب را مرور کنیم:
• شب زنده داری: در قرآن تنها یک آیه حاوی واژه «تهجّد» است:
وَمِنَ اللَّیْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نَافِلَةً لَّک عَسَی أَن یَبْعَثَک رَبُّک مَقَامًا مَّحْمُودًا؛  و پاسی از شب را زنده بدار تا برای تو [به منزله] نافلهای باشد. امید که پروردگارت تو را به مقامی ستوده برساند.
تهجّد به معنای تیقظ و شبزندهداری یا احیا است. در این آیه، یکی از وظایف انحصاری پیامبر(ص) بیان شده که آن احیای بخشی از شب است و باید همراه با تلاوت قرآن و نماز گزاردن باشد. این امر برای دیگران، یک سنت مستحبّی تلقی میشود.
یکی از ویژگیهای اختصاصی شب، تهجّد است. در قرآن، احیای روز، مطرح نیست؛ بلکه زنده داشتن شب، مطرح است؛ به جز اینکه در شب، مزاحمتها و ارتباطات، کمتر و طبعاً آرامش خاصی در شب حاکم است. شب، خاصیتی دارد که در آن مناجات، دعا و نیایش، بهتر صورت میگیرد.
در پایان آیه به پاداش تهجّد بر میخوریم؛ تهجّد در شب باعث نیل به «مقام محمود» میشود. وصف «محمود» برای مقام به صورت مطلق بیان شده است. این نکته، نشان از آن دارد که این مقام، منزلتی است که مورد ستایش همگان است و هیچ مقامی مورد ستایش همگان قرار نمیگیرد مگر آنکه همه از آن بهرهمند باشند و مقامی که نفع آن به همه میرسد، مقام شفاعت کبری در قیامت است. این مطلب را روایات هم تأیید میکنند.
ویژگی «مقام محمود» در موارد اندکی بیان شده است. یکی از این موارد در زیارت عاشوراست؛ جایی که انسان از خدا میخواهد که او را به مقام محمود برساند. با توجه به جملة بعد که درخواست مقام شهادت است، «و اَسألَهُ أن یُبَلِّغنی المَقامَ المَحمُودَ لَکم عِندالله وَ أَن یَرزقَنی طَلَبَ ثاری»،  شاید بتوان گفت که مراد از مقام محمود، مقام شهادت است. از سوی دیگر میدانیم که شهید، حق شفاعت دارد.
• روزنهای به آسمان: شب، پدیدهای است که دو خصوصیت دارد: یکی «اشد وطئا». این تعبیر، کنایه از این است که در شب، ثبات قدم بیشتر است یا صفای باطن افزونتر یا اینکه زبان در شب، قلب را بیشتر همراهی میکند.
شاخصة دیگر شب «اقوم قیلاً» است. این ویژگی، کنایه از آن دارد که در شب، حضور قلب و انقطاع انسان بیشتر است.  بنابراین شب، خاصیتی دارد که در روز نیست. حضور قلب، انقطاع، صفای باطن و ارتباط انسان با آسمان در شب فزونی میگیرد:
إِنَّ نَاشِئَةَ اللَّیْلِ هِیَ أَشَدُّ وَطْأً وَأَقْوَمُ قِیلًا؛  قطعاً برخاستن شب، رنجشِ بیشتر و گفتار [در آن هنگام] راستینتر است.
• میقات: بیجهت نیست که میقات موسی(ع) در چهل شب به انجام رسید:
فَتَمَّ مِیقَاتُ رَبِّهِ أَرْبَعِینَ لَیْلَةً؛  تا آنکه وقت معین پروردگارش در چهل شب به سر آمد.
• معراج: معراج پیامبر(ص) در شب صورت گرفت:
سُبْحَانَ الَّذِی أَسْرَی بِعَبْدِهِ لَیْلاً؛  منزه است آن [خدایی] که بندهاش را شبانگاهی.
• مقدّرات جهان و نزول قرآن: بیدلیل نیست که مقدّرات انسان و جهان در شبی با نام «لیلة القدر» صورت میگیرد و قرآن در همان شب نازل میشود:
إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِی لَیْلَةِ الْقَدْرِ؛  ما [قرآن را] در شب قدر نازل کردیم.
• پوشاندن و دویدن: از ویژگیهای شب، پوشش و پوشاندن است. اگر شب «لباس» است، از اینروست که شب، تاریکی را بر زمین میپوشاند و این، تقدیر الهی است:
وَجَعَلْنَا اللَّیْلَ لِبَاسًا؛  و شب را [برای شما] پوششی قرار دادیم.
تعبیر پوشاندن «یغشی» در قرآن با صراحت در چند آیه بیان شده است؛ نظیر: شمس/4، لیل/1 و اعراف/54. بنابراین شب، خصیصهای دارد و آن اینکه تاریکی خود را بر زمین یا خورشید میگستراند و با ظلمت خود زمین را میپوشاند. این، یکی از افعال الهی است:
وَأَغْطَشَ لَیْلَهَا؛  و شبش را تیره گردانید.
نکته جالبی که در یکی از آیات مربوط به شب وجود دارد این استکه شب، طالب روز است و این طلب به سرعت محقق میشود:
یُغْشِی اللَّیْلَ النَّهَارَ یَطْلُبُهُ حَثِیثًا؛  روز را به شب، که شتابان آن را میطلبد، میپوشاند.
مرحوم علامه طباطبایی(ره) از این آیه استفاده کرده است  که اصل برای زمین، ظلمت است؛ اما روز که از درخشش خورشید پدید میآید، امر عارضی است. تو گویی شب به دنبال روز میدود، روز را تعقیب میکند، بر آن هجوم میآورد، آن را میپوشاند و خود را چون لباسی بر تن آن میافکند.
• عبادتگاه: در آیات مختلف، سخن از عبادت و بندگی خدا در شب به میان آمده است. بیشتر این آیات مربوط به پیامبر اکرم(ص) است؛ اما به صورت یک الگو و روش میتوان گفت که شب، زمان گفتگو با خداست:
وَمِنَ اللَّیْلِ فَسَبِّحْهُ وَأَدْبَارَ السُّجُودِ؛  و پارهای از شب و به دنبال سجود [به صورت تعقیب و نافله] او را تسبیح گوی.
وَمِنَ اللَّیْلِ فَسَبِّحْهُ وَإِدْبَارَ النُّجُومِ؛  و [نیز] پارهای از شب و در فروشدن ستارگان، تسبیحگوی او باش.
قُمِ اللَّیْلَ إِلَّا قَلِیلًا؛  به پا خیز شب را مگر اندکی.
وَمِنَ اللَّیْلِ فَاسْجُدْ لَهُ وَسَبِّحْهُ لَیْلًا طَوِیلًا؛  و بخشی از شب را در برابر او سجده کن و شب [های] دراز او را به پاکی بستای.
همچنین از ویژگی خوبان، یکی اینکه در میانه شب به راز و نیاز با خدا مشغولند و نامة او میخوانند:
یَتْلُونَ آیَاتِ اللّهِ آنَاء اللَّیْلِ وَهُمْ یَسْجُدُونَ؛  آیات الهی را در دل شب میخوانند و سر به سجده مینهند.
اهل تقوا و احسان، اندکی از شب را میخوابند و سحرگاهان از خدا آمرزش میخواهند:
کانُوا قَلِیلًا مِّنَ اللَّیْلِ مَا یَهْجَعُونَ وَبِالْأَسْحَارِ هُمْ یَسْتَغْفِرُونَ؛  و از شب، اندکی را میغنودند و در سحرگاهان [از خدا] طلب آمرزش میکردند.
• نشانه: فرشتگان به زکریا(ع) از غیب خبر دادند که او فرزندی به نام یحیی(ع) خواهد داشت. وی از خدا نشانه خواست و خداوند، نشانه وی را چنین معرفی فرمود: سه شب با مردم سخن نگو:
قَالَ آیَتُک أَلَّا تُکلِّمَ النَّاسَ ثَلَاثَ لَیَالٍ سَوِیّاً؛  فرمود نشانه تو این است که سه شبانه [روز] با اینکه سالمی با مردم سخن نمیگویی.
قرآن در پایان به مهمترین نقش شب باز میگردد و شب را وسیله آرامشزایی انسان معرفی میکند:
وَاللَّیْلِ إِذَا سَجَی؛  سوگند به شب چون آرام گیرد.
واژه سجی از ریشه «سَجو» به معنای سکونت و آرامش است؛ از این شب از دیدگاه خالقش، آرامشبخش بشر است.
از مباحث پیشگفته به دست میآید که شب دارای کارکردها و نقشآفرینیهای فراوانی است؛ نقشها و آثاری نظیر: جبران نیروهای از دست رفته، راحتی فکر و روح، انس با خانواده، کاستن از ناراحتیها، تمتع، شبزندهداری، روزنهای به آسمان، میقات، معراج، تنظیم مقدّرات جهان، نزول قرآن، پوشاندن روز، دویدن در پی روز، عبادتگاه و نشانه.
در این میان، خالق جهان، نقشی مهم به شب واگذار کرد و آن اینکه شب، اهل خود را به آرامش میرساند. ذهن، فکر، روان و روح آنها را تسکین میبخشد، رنجها، خستگیها و سستیهای آنان را کاهش میدهد.

تو گویی شب، رنجهای بشر را به جان میخرد و آرامش و راحتی به او میبخشد.

شب به مانند دستگاه شارژکننده بشر عمل میکند، آن زمان که انسان به شب وارد شد، این پدیده، وظیفه خود میداند که روح انسان را شارژ و تقویت کند.

انسان عاقل، تمام شب نمی خوابد و بخشی از آن را به گفتگو با عزیز عالم و یار دیرین در زیر آسمان پرستاره میگذراند.

خواجه عبدالله انصاری در بیانی زیبا و دلنشین، گفتگوی روز و شب را اینگونه به تصویر میکشد:
در عالم معنا، روز عالم افروز بر شبِ شکسته دل، مفاخرت میکرد که ای شب! مرا خورشید درخشان است و تاب آفتاب نور افشان است. ای شب! مرا صفت تصرفات زر و سیم است، معاملات شور و بیم است، ای شب! مرا صفت جماعت جمعه و پنج وقت نماز است. روزه سی روزه اهل نیاز است. ای شب! جهاد و حج در من است. تکبیرات عیدین بر من است. ای شب! من معدن کرامتم، دمندة قیامتم، کوکبهای که من دارم کرّاست؟ علم عالم افروز من راستِ آیت و النهار مبصراً است.
شب به حضرت عزت بنالید که الهی اگر روز، بنده رومی درگاهست، به جاه نبیِّ قرشی! این حبشی را بر رومی روز، فیروز گردان.
باری، عز اسمه خطاب کرد که ای روز! بعد از این بر شب شکسته دل، مفاخرت منمای که شب، پرده عصمت است. جذبه رحمت است. شب باغ یقین است. چمن آذان المتقین است. شب، پناه انبیاست. خلوتگاه اولیا است. شب سجدهگاه عبّادست، خلوتگاه زهاد است. شب، خزینه اسرار است، سفینه ابرار است. شب خزان احسان بِرّ است، سرمه روشنایی چشم سرّ است.
خواجه در گفتگوی روز و شب بعد از آنکه روز، روشنایی خود و سیاهی شب را به رخ شب میکشد، پاسخ شب را اینگونه به تصویر میکشد:
ای روز! اگر من سیاهم، باکی نیست. جامه کعبه سیاه است و بیت الله است. حجرالاسود سیاه است و یمین الله است. ای روز! اگر من سیاهم، باکی نیست مداد سیاه است و مدد اُدباست. اطلس، سیاه است و زینت خطباست. ای روز! اگر من سیاهم، باکی نیست. سنگ محک، سیاه است و عزت صرّافان است. ای روز! اگر من سیاهم باکی نیست. زیت سیاه است و شفای بیماران است. نرگس چشم سیاه است و غارتگر قلب مشتاقان است. هلیله سیاه است و دوای دردمندان است. علم عید سیاه است و زیبا مینماید. زلف و ابرو سیاه است و دلها میرباید. ای روز! اگر من سیاهم باکی نیست، خال مهوشان سیاه است و مرغوب است. گیسوی دلبران سیاه است و به غایت محبوب است.

سه) خواب


یکی از نیازهای طبیعی و فیزیولوژیک بدن، خواب است. در صورت بروز هرگونه اختلالی در خواب، جسم و روان انسان با پریشانی و تنیدگی مواجه میشود. بهرهمندی از خواب درست، باعث بالا رفتن آستانه تحمل شخص و به دنبال آن افزایش توانایی در مواجه با محرّکهای تنشزا میشود. اهمیت خوابیدن تا بدانجا است که میتوان گفت: خواب خود، روشی برای درمان است و میتواند درمانگر باشد.
بدخوابی در همه افراد باعث بروز مشکلات ارگانیک مانند رنجوری، خستگی و تنبلی میشود. از سوی دیگر هرگونه ناآرامی و نگرانی میتواند مانع خوابیدن شود؛ ازاینرو نسبت خواب و آرامش، متقابل است. بدین معنا که ناآرامی منشأ بدخوابی است و خوابِ بد باعث بروز نگرانی. پریشانخوابی حتی میتواند منشأ بروز اختلالات مغزی، دیدن رؤیاهای ترسناک، از خواب پریدنهای مکرر و فشار خون شود. تمامی ابعاد وجود انسان اعم از جسم، مغز، ذهن، روان و روح نیازمند خواب است و خداوند، خواب را سبب آرامش جسم و روح قرار داد. روز برای جنبش، شب برای پوشش و خواب برای آرامش است:
وَهُوَ الَّذِی جَعَلَ لَکمُ اللَّیْلَ لِبَاسًا وَالنَّوْمَ سُبَاتًا وَجَعَلَ النَّهَارَ نُشُورًا؛  و اوست کسی که شب را برای شما پوششی قرار داد و خواب را [مایه] آرامشی و روز را زمان برخاستن [شما] گردانید.

پایش سبک زندگی، شماره هشتم، مرداد ماه 1394، صفحات 10-21.