X
نام کاربری :   
کلمه عبور :   
 
متن تصویر:
صفحه اصلی > مقالات 

forooshgah

isabk

motaleat

آخرین مطالب
دوشنبه 3 تير 1398
مراحل پایانی ترجمه کتاب «معنویت و ذهن سالم»
به گزارش اداره روابط عمومی موسسه سبک‌زندگی آل‌یاسین؛ ترجمه کتاب معنویت و ذهن سالم اثر مارک گالانتر توسّط محمد حقانی فضل رو به پایان می‌باشد.
يکشنبه 2 تير 1398
به همت پژوهشکده سبک زندگی اسلامی، جلد 11 از مجموعه سبک زندگی رضوی منتشر شد
به گزارش روابط عمومی پژوهشکده سبک زندگی اسلامی، جلد 11 از مجموعه سبک زندگی رضوی با عنوان « سیره فردی » با همکاری بنیاد بین‌المللی فرهنگی هنری امام رضا(ع) منتشر شد.
دوشنبه 27 خرداد 1398
مراحل پایانی ترجمه کتاب «روح، علم و سلامت: چگونه ذهن سالم سلامت جسمانی را به بار می‌آورد»
ترجمه کتاب «روح، علم و سلامت: چگونه ذهن سالم سلامت جسمانی را به بار می‌آورد. اثر جی پلانت و کارل‌ ای تورسن توسّط حسام گودرزی رو به پایان می‌باشد.
يکشنبه 26 خرداد 1398
به همت پژوهشکده سبک زندگی اسلامی، جلد 10 از مجموعه سبک زندگی رضوی منتشر شد
به گزارش روابط عمومی پژوهشکده سبک زندگی اسلامی، جلد 10 از مجموعه سبک زندگی رضوی با عنوان «تربیت فرزند» با همکاری بنیاد بین‌المللی فرهنگی هنری امام رضا(ع) منتشر شد.
شنبه 25 خرداد 1398
کارگاه به سختی صخره، به نرمی آب
مؤسسه فرهنگی و هنری سبک زندگی آل یاسین، کارگاه به سختی صخره، به نرمی آب را که شامل تکنیک‌های مقابله با رنج‌های بزرگ زندگی می‌باشد، برگزار می‌کند.
آرامش راستین
نکته جالب این‌که در دوران ما تحولی شگرف در علوم پزشکی ایجاد شده است اما این تحولات بزرگ نه تنها چیزی از استرس‌های بشر نکاسته بلکه موجب تنش‌های بیشتری هم شده است؛ زیرا بسیاری از بیماری‌ها و عوامل آن‌ها در قدیم ناشناخته بود اما امروزه علم پزشکی برای سادهترین بیماری، احتمالات متعددی از جمله سرطان را پیش می‌کشد.
نویسنده: آرامش راستین

در حال حاضر بشر با «بیمارهای سبک زندگی جدید» مواجه است که استرس، علت مستقیم یا غیرمستقیم تعداد بی‌شماری از آن‌ها محسوب می‌شود. بیماری‌های قلبی ناشی از طرز زندگی جدید، هنوز علت اصلی مرگ‌ و میر در آمریکا را تشکیل می‌دهد.  مرکز ملی آمار بهداشت در آمریکا اظهار داشته است که در هر سی ‌و سه ثانیه، یک نفر بر اثر بیماری قلبی در این کشور فوت می‌کند. در آمریکا حدود سی میلیون نفر دچار اختلال اضطرابی‌اند و نسبت ابتلای زنان به مردان تقریباً دو برابر است.  آمارهای دقیق، حاکی از آن است که از هر دو میلیون انسانی که در جهان فوت می‌کنند نیمی از آنان به علت عوارض استرس می‌میرند.
نکته جالب این‌که در دوران ما تحولی شگرف در علوم پزشکی ایجاد شده است اما این تحولات بزرگ نه تنها چیزی از استرس‌های بشر نکاسته بلکه موجب تنش‌های بیشتری هم شده است؛ زیرا بسیاری از بیماری‌ها و عوامل آن‌ها در قدیم ناشناخته بود اما امروزه علم پزشکی برای سادهترین بیماری، احتمالات متعددی از جمله سرطان را پیش می‌کشد. این امر، بدین معنا است که پیشرفت‌ها و دستاوردهای عظیم علوم پزشکی بر تنش‌ها و فشارهای روانی انسان افزوده است. برخی رسانه‌ها وضعیت امروز را پرتنش دانسته و عصر جدید را «عصر آسپرین»، «عصر اضطراب» و «عصر فشارهای روانی» نامیده‌اند.
قرآن کریم، پدید آمدن مشکلات و گرفتاری‌های بشر را راهی برای بازگرداندن او به طریق صواب می‌داند. بر اساس تعالیم الهی، عملکرد نادرست بشر موجب پیدایش رنج‌ها، نابسامانی‌ها و ناهنجاری‌ها برای او شده است. شعار اساسی دین و قرآن این است که آدمی با عمل خویش بذری می‌کارد تا در زمان دیگر کاشته خویش را برداشت کند. گرفتاری‌ها و آلام انسانی چیزی جز ظلم‌ها و فسادهای او نیست. قرآن این اصل را به ما یاد داده است: یا خودمان جلو اشتباهاتمان را بگیریم یا اشتباهاتمان جلو ما را خواهند گرفت. تنها راه نجات، بازگشت به قانون خداست.
از سوی دیگر، روح همانند جسم نیازمند غذاست و روح به دلیل تجانسی که با عالم بالا دارد، آب و غذایش باید از جهان بالا تأمین شود. تغذیه موجودِ مادی، مادی و تغذیه موجودِ مجرد، مجرد است. روح آدمی تنها در پرتو ارتباط با هم‌سنخ خویش یعنی پدیدآورنده خویش از رنج‌ها و گرفتاری‌ها رها شده و آرامش را احساس خواهد کرد.
البته برخی، جهت درمان مشکلات روحی بشر، چه صادقانه و چه کاسب‌کارانه، دنبال راه و چاره رفته‌اند و آرام‌بخش‌های گذرا و گاه آلوده پیشاروی آدمی گذارده‌اند. بشریت، این شیوه‌ها را در گذشته آزموده و هم اکنون نیز در حال آزمودن روش‌های جدیدی است که برخی از این روش‌ها معنویت‌های نوپدیدند. اما آخرین کتاب آسمانی، این حقیقت را برای بشر برملا کرد که تنها راه نیل به آرامش راستین، پیوند با خالق هستی و آفریننده آرامش است.
طیفی از آرامش وجود دارد و انواعی از آن در قرآن مطرح شده است. در اینجا پرسشی رخ می‌نماید و آن این‌که آیا تمام آن‌ها آرامش ناب و راستین به حساب می‌آیند؟ پرسش مزبور به دو پرسش ریز تقسیم می‌گردد؛ یکی این‌که چه چیزی آرامش ناب است؟ و دیگر آن‌که آرامش غیر ناب کدام است؟
ویژگی‌های آرامش ناب متعدد است. آسایش و امنیتی که از دیدگاه مبدأ عالم، خالص و ناب باشد با ویژگی‌های متعددی مشخص شده است. اگر در نوعی از سکونت و راحتی، خصایص مدّ نظرِ خالق انسان وجود داشته باشد، می‌توان به آن، آرامش انسانی اطلاق نمود.

ویژگی اول: آرامش پاک


آرامشی ناب است که پاک باشد نه آلوده. آسایش و امنیتی که برای بشر حاصل می‌شود به دو دسته کلی منقسم است؛ پاک و آلوده. اگر کسی وجودش سرشار از اضطراب و نگرانی باشد شاید از طریق استعمال مواد مخدر یا با استفاده از مواد غذایی خاص برای لحظاتی اضطراب خویش را فراموش کند اما با استفاده از این روش‌ها هرگز نمی‌توان اصل اضطراب را از درون انسان کَند و به بیرون افکند.
آرامشی ناب و پاک است که از دست موجود پاک به انسان عطا گردد. آسمان و آسمانیان طاهرند و هر آنچه از عوالم بالا برای انسان نازل گردد، پاک است. لذا سکونت‌هایی که «از دنیا» باشد و آدمی با استفاده از راهکارهای زمینی برای خود دست‌وپا کند، خلوص و پاکی لازم را ندارند. آرامشی انسانی و ناآلوده است که از سوی خدا و کائنات خدا باشد. پرواضح است که در صورتی چنین حالت دلنشین و شیرینی به انسان داده می‌شود که آدمی خودش را از خاک‌دان طبیعت بالا کشد و روی دل به آسمان کند:
«أَنَزلَ اللّهُ سَکینَتَهُ عَلَی رَسُولِهِ وَعَلَی الْمُؤْمِنِینَ وَأَنزَلَ جُنُودًا لَّمْ تَرَوْهَا؛ خدا آرامش خود را بر فرستاده خود و بر مؤمنان فرود آورد و سپاهیانی فرو فرستاد که آن‌ها را نمی‌دیدید.»

ویژگی دوم: آرامش عمیق


آرامشی خالص است که عمیق باشد نه سطحی. گستره آرامش شامل دو گونه است؛ سطحی و عمیق. گاهی انسان در شب می‌خوابد یا بعد از خستگی برای خود فضای ساکتی دست‌وپا می‌کند یا لحظاتی در طبیعت قدم می‌زند. تمام این شرایط به بدن یا ذهن انسان آرامش هدیه می‌کند اما لایه‌های عمیق وجود انسان نیازمند آرامشی عمیق است. چنین امنیت و آسایشی با هیچ راهکار زمینی یا بشری فراهم نمی‌گردد، تنها در سایه‌سار نگاه به خدا، اعتماد به او و عشق به اوست که آرامشِ عمیق فرا می‌رسد و چون نسیمی، نوازش‌گرِ رخساره واقعی انسان می‌گردد.
«أَلاَ بِذِکرِ اللّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ؛ آگاه باش که با یاد خدا دل‌ها آرامش می‌یابد.»

ویژگی سوم: آرامش مستمر


خلوصِ آرامش، رهین استمرار و دوام است. اگر انسان دمادمِ غروب، روی چمن‌زاری دراز کشد، رو به آسمان آبی و پرستاره کند و فراروی خویش برگ‌های سبز درختان را قرار دهد، در این‌ صورت لحظاتی از تنیدگی و رنجوری خارج شده و شعف و نشاطی برای خود فراهم می‌آورد. اما بعد از گذر از این لحظات، تنش‌ها، اضطراب‌ها و نگرانی‌ها رخ می‌نمایند و باز می‌گردند. انسان به دنبال آرامشی است که گذرا نبوده و استمرار داشته باشد. آرامش ناب، خصیصه مهمی دارد و آن این‌که دوام یابد و با گذر زمان، زایل نگردد. در اینجا اصلی خودنمایی می‌کند که فهم آن نیاز به دقت زیادی ندارد:




در داستان یوسف (ع) آمده است که زمانی حزین و دل‌گیر شد تا این‌که زمان مناجاتش با خدا فرا رسید. خداوند فرشته‌ای از فرشتگان خویش را بر او نازل کرد. آن فرشته خلوت او را دید و پیشارویش قرار گرفت و سلام خدا را به او ابلاغ نمود و به او گفت: خداوند مرا به سوی تو مبعوث کرد تا به تو بشارت دهم و سرّی از اسرار دنیا را بازگویم، قلب خویش را از دنیا برکن، شهوات خویش را کناری بگذار و از ملک زائل روی‌گردان که دوامی نداشته، ندامت و حسرت پیامد آن است سپس اضافه کرد:
«اُطلُبُ الملکَ الّذی لایَزوُل والفَرَجَ الّذی لا ینقَضی والرّاحةَ الّتی لایَتَغَیر؛ به دنبال ملکی باش که زایل نگردد، در صدد فرجی باش که از بین نرود وآرامشی را جستجو کن که تغییر نکرده، دوام داشته باشد.»
همچنین در مجرای اخنوخ (ع) آمده است که دو راه پیشاروی او قرار داده شد؛ راه هدایت و ایمان از یکسو و طریق ضلالت و طغیان از سوی دیگر. سپس ویژگی‌های هر یک بیان شد، هدایت علائمی دارد آشکار، آثاری دارد مستقیم و سنتی دارد در کمالِ وضوح. از جمله ویژگی‌های ایمان و رستگاری این‌ است که برای انسان آسایش و آرامشی دائمی به ارمغان می‌آورد:
«وَهِیَ ]الهدایه[ تَهدی اِلَی السِّلمِ وَ النّجاةِ و دائِمَ الرّاحةِ و الحیوةِ وَ امّا طریقه الضّلالةِ تَهدی السّائِر فیها اِلی الموت الابَدی الّذی لا سکونَ مَعَه وَلا راحَةَ فیه؛ راه هدایت و ایمان به سلم، نجات، حیات، و آرامش دایمی رهنمون است اما مسیر ضلالت آدمی را به سمت جهانی می‌برد که در آن سکونت، راحتی و آرامشی نیست.»
بنابراین آرامشی ناب است که اولاً پاک باشد نه آلوده، ثانیاً عمیق باشد نه سطحی و ثالثاً مستمر باشد نه گذرا و چنین حالت ارزشمندی در دنیا تحقق‌پذیر بوده، ارمغان عمل خوبان، پاکان و نیکان است.
پرسش دوم این بود که کدام‌ گونه از آرامش، ناب و انسانی نبوده و کاذب محسوب می‌شود؟ آرامش نااصیل ویژگی‌هایی دارد:
ویژگی اول این‌که آرامش غیر ناب از دنیای گذرا حاصل می‌آید. اگر لحظاتی با کسی که به او علاقه‌مندیم همراه باشیم و با وی سخن گوییم، غصّه‌های خویش را فراموش کرده روانمان آسوده می‌شود. در این حالت، دلهره‌ها و نگرانی‌ها در عمق ما ریشه دوانده و دست از ما نمی‌کشد اما عواملی آن‌ها را از یاد ما می‌برند نه این‌که آن‌ها را از بین برند. لذا آرامش و آسایشی که حاصلِ رضایت‌مندی از دنیاست زایل کننده درماندگی‌ها و تنش‌های عمیق انسانی نیست:
«إِنَّ الَّذِینَ لاَ یَرْجُونَ لِقَاءَنَا وَرَضُواْ بِالْحَیاةِ الدُّنْیَا وَاطْمَأَنُّواْ بِهَا وَالَّذِینَ هُمْ عَنْ آیَاتِنَا غَافِلُونَ؛ کسانی که امید به دیدار ما ندارند و به زندگی دنیا دل‌خوش کرده و بدان اطمینان یافته‌اند و کسانی که از آیات ما غافلند.»
ویژگی دوم این‌که آرامش کاذب از ناامیدی است. اگر شیطان با خدعه و فریب، آدمی را به ورطه هلاکت بکشاند و او را از رحمت الهی مأیوس نماید، شاید ناامیدی برای وی آرامشی در پی بیاورد. این حالت را امروز در برخی از گروه‌ها نظیر شیطان‌گرایان غربی می‌توان مشاهده کرد. گاهی جمعیت فراوانی از شیطان‌گرایان را در حال گوش دادن به موسیقی‌های شیطانی می‌بینیم که آنچنان به کار خویش مشغولند و ارتباط خویش را با خدا قطع کرده‌اند که در آرامشی دروغین و پوشالی فرو رفته‌اند. در این حالت «اصل استدراج» شامل حال آنان شده و به تدریج در گنداب گمراهی فرو می‌روند. در این هنگام ناگهان حادثه‌ای هولناک فرا می‌رسد و وضعیت آنان را دگرگون می‌کند. لذا امنیت و آسایشی که حاصل القائات شیطانی باشد، کاذب بوده از خلوص بی‌بهره است. امیرمؤمنان (ع) در وصیت خویش به امام حسن (ع) فرمود که شیطان آدمی را به نابودی و گمراهی می‌کشاند:
«حَتّی یُؤیسهُ مَن رَحمةِ الله وَ یُدخِلُه فی القُنوطِ فَیَجِدُ الرّاحَه؛ تا این‌که ابلیس او را از رحمت الهی مأیوس نموده به سمت ناامیدی می‌کشاند در این حالت وی آرام می‌گیرد.»
ویژگی سوم این‌که راحتی و آرامش خوب است اما راحت‌طلبی بد. اگر انسان در مسیر درست گام بردارد یکی از بهره‌هایش در زندگی دنیا، آسایش درونی و آرامش باطنی خواهد بود. اما اگر برای راحتی تلاش کرد و راحت‌طلبی پیشه نمود امرش به گونه‌ای دیگر خواهد شد.




البته این حالت برای انسان‌های عادی، خوب است. به آنان باید پیشنهاد نمود که اگر اهل معامله هستید لااقل با خدا معامله کنید. اما راه بهتر آن است که هرگاه طرفِ انسان خداست با او معامله نکنیم بلکه نیکی کنیم بدون چشم‌داشت؛ زیرا که خداوند هم این‌گونه است. او هم دائماً فیض‌رسان است اما چشم‌داشت و انتظاری از انسان ندارد، چه بهتر که انسان هم خُلق خدایی گیرد، به مانند او دیگران را یاری دهد بدون آن‌که توقع و انتظاری داشته باشد. لذا راحتی و آرامش، خوب است اما راحت‌طلبی و «تجارتِ آرامش» جالب نیست. امام علی (ع) در بیانی به شش خصلت ناپسندیده اشاره می‌کند که عبارتند از:
«حُبُّ الدّنیا وَ حُبُّ الرِّیاسةِ وَ حُبَّ الطَّعامِ وَ حُبّ النّساءِ وَ حُبِّ النّوَمُ وَ حُبَّ الرّاحه؛ دنیا دوستی، ریاست طلبی، شکم پرستی، شهوت‌رانی، تنبلی و راحت طلبی.»
تفاوتی مهم در بین است؛ اگر به آثار کسانی نظیر وین دایر، کاترین پاندر و دالایی لاما مراجعه کنیم، مسئله آرامش و شادی در آنان برجسته شده است. آنان هم به این نیاز مهم بشر توجه نشان می‌دهند اما جهت‌گیری آنان با رویکرد قرآنی بسی متفاوت است. اگر تمام توصیه‌ها و سخنان آنان را در یک جمله خلاصه کنیم حاصل آن‌ها این می‌شود که شاد کنید تا شاد شوید یا فضای آرام ایجاد کنید تا خودتان به آرامش دست یابید.
البته این سخنان گامی از خودپرستی فراتر رفته است؛ زیرا پیشنهاد نمی‌کنند که فقط شاد باشید. آنان اندکی نگاه خویش را فراتر برده به شاد کردن دیگران هم توجه دارند و این امر مثبتی است. اما چون از فرهنگ الهی دور افتاده‌اند، در امر شادی و آرامش دست به تجارت برده‌اند. گویا روحیه تاجرانه و سرمایه‌داری بر آنان غلبه دارد. در باب آرامش هم این‌گونه توصیه می‌کنند که دیگران را آرام کنید تا به آرامش برسید.
اما قرآن که بسط خُلق الهی است و معامله و تجارت را در باب احساسات پاک هم منتفی می‌داند، درباره شادی و آرامش، خواهان صلح باطنی و امنیت درونی است بی‌آنکه در آن انتظار و چشم‌داشتی باشد. شعار قرآن این است:

منابع
1.    بنسن، هربرت، آرامش بیکران، سیدرضا جمالیان، تهران، نسل نواندیش، چاپ چهارم، 1384ش.
2.    سی‌وارد، برایان لوک، مدیریت استرس، مهدی قراچه‌داغی، تهران، نشر پیکان، چاپ دوم، 1388ش.
3.    کاپلان وسادوک، خلاصه روانپزشکی، فرزین رضاعی، تهران، ارجمند، چاپ اول، 1387ش.
4.    مجلسی، محمد باقر بن محمد تقى، بحار الأنوارالجامعه لدرر أخبار الأئمه الأطهار، بیروت،‌ دار إحیاء التراث العربی، چ دوم، ‌1403ق.

پایش سبک زندگی، سال دوم، شماره 10، آذر 1394، صفحات 10-15.