X
نام کاربری :   
کلمه عبور :   
 
متن تصویر:
صفحه اصلی > مقالات 

forooshgah

isabk

motaleat

آخرین مطالب
سه شنبه 31 ارديبهشت 1398
مروری بر نشریه پایش سبک زندگی
مروری بر نشریه پایش سبک زندگی و هر آنچه که در مورد نشریه پایش موسسه سبک زندگی آل یاسین قابل بیان است.
شنبه 28 ارديبهشت 1398
چهار ساله شدن پژوهشنامه سبک زندگی
به گزارش اداره روابط عمومی پژوهشکده سبک زندگی اسلامی ؛ پژوهشنامه سبک زندگی چهار ساله شد.
پنج شنبه 26 ارديبهشت 1398
کارگاه مهارت‌های همسرداری ویژه کارشناسان شرکت خودروسازی سایپا سیتروئن
مؤسسه سبک زندگی آل یاسین با همکاری شرکت خودرسازی سایپا سیتروئن کاشان کارگاه مهارت‌های همسرداری را برگزار کرد.
دوشنبه 23 ارديبهشت 1398
حضور نشر تیماس در نمایشگاه بین المللی قرآن کریم
بیست و هفتمین نمایشگاه بین‌المللی قرآن کریم همزمان با ششمین روز از ماه مبارک رمضان در مصلی تهران با شعار «قرآن معنای زندگی» آغاز به کار کرد.
دوشنبه 23 ارديبهشت 1398
جلسه 104 از کلاس های زندگی معنوی
جلسه صد و چهارم از کلاس های زندگی معنوی توسط دکتر محمد تقی فعالی در محل موسسه سبک زندگی آل یاسین برگزار شد.
پیامدهای منفی مصرف‌گرایی در سبک زندگی
مصرف‌گرایی آثار و تبعاتی دارد که در هر کشوری به تناسب شرایط اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی آن، متفاوت است. مثلاً، در کشوهای پیشرفتة صنعتی که تولید به مرحلة انبوه رسیده و حجم کالاهای تولید شده در آن‌ها به مراتب بیشتر از میزان مصرف داخلی است، مصرف بیشتر موجب توسعه اقتصادی، رونق بازار، رشد اقتصادی، افزایش تولید و اشتغال، و در تجارت بین‌المللی آن کشورها سبب تراز بازرگانی مثبت و در نتیجه قدرت اقتصادی بیشتر و در پی آن، استقلال اقتصادی و سیاسی می‌شود؛ اما در کشورهایی که قدرت تولیدی ضعیف و شرایط اقتصادی نامطلوبی دارند، مصرف بیشتر موجب کاهش سرمایه‌گذاری، تولید و اشتغال و افزایش تورم و واردات می‌شود که در نتیجه کشور را به خارج وابسته می‌کند.
نویسنده: دکتر مهدی فدائی

پیامدهای منفی مصرف‌گرایی


مصرف‌گرایی آثار و تبعاتی دارد که در هر کشوری به تناسب شرایط اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی آن، متفاوت است. مثلاً، در کشوهای پیشرفتة صنعتی که تولید به مرحلة انبوه رسیده و حجم کالاهای تولید شده در آن‌ها به مراتب بیشتر از میزان مصرف داخلی است، مصرف بیشتر موجب توسعه اقتصادی، رونق بازار، رشد اقتصادی، افزایش تولید و اشتغال، و در تجارت بین‌المللی آن کشورها سبب تراز بازرگانی مثبت و در نتیجه قدرت اقتصادی بیشتر و در پی آن، استقلال اقتصادی و سیاسی می‌شود؛ اما در کشورهایی که قدرت تولیدی ضعیف و شرایط اقتصادی نامطلوبی دارند، مصرف بیشتر موجب کاهش سرمایه‌گذاری، تولید و اشتغال و افزایش تورم و واردات می‌شود که در نتیجه کشور را به خارج وابسته می‌کند. در این قسمت از مباحث به مهم‌ترین آن‌ها اشاره می‌شود.

یک. وابستگی


مصرف‌گرایی برای کشورهایی که با مازاد تولید مواجه‌اند، نه تنها خطر وابستگی ندارد، بلکه به رشد اقتصادی بیشتر و به دنبال آن، توانمندی بیشتر آنها کمک می‌کند؛ اما برای کشورهایی که با کمبود تولید و تأمین نیازهای مصرفی جامعه مواجهند، مصرفِ‌بیشتر به واردات بیشتر کالا از خارج می انجامد. این امر در شرایط جدید که فعل و انفعال ‌عای اقتصادی با اهداف سیاسی پیوندی ناگسستنی پیدا کرده، به وابستگی کشور متکی به واردات منتهی می‌شود. روشن‌ترین دلیل بر این ادعا، تحریم‌های اقتصادی است. امروزه تحریم اقتصادی به بزرگ‌ترین حربه برای مطیع کردن کشورهای ضعیف برای کشورهای قدرتمند تبدیل شده است. تحریم اقتصادی ایران از سوی آمریکا یکی از نمونه‌های آشکار این سناوریست. برای مثال،‌ یکی از کالاهای اساسی که در ایران به طور بی‌رویه و فراتر از توان تولید داخلی مصرف می ‌شود، بنزین است که کشور را نیازمند وارد کردن آن از خارج کرده است. این موضوع باعث شده است که آمریکا از آن به عنوان اهرم فشار علیه جمهوری اسلامی ایران استفاده کند. در چند سال اخیر، بارها آمریکا ایران را تهدید به تحریم بنزین کرده بود.
خطر وابستگی برای کشورهایی که ارز کافی برای تأمین اقلام وارداتی ندارند، دو برابر می‌شود؛ زیرا این کشورها همان بهای سیاسی را که برای واردات کالا می‌پردازند، باید برای تأمین ارز مورد نیازشان نیز بپردازند.

دو. فاصله طبقاتی


گرچه مصرف‌گرایی تنها عامل ایجاد فاصله طبقاتی در سبک زندگی نیست، اما در تشدید آن کمک شایان توجهی می‌کند. مثلاً‌وقتی لایه‌های بالای جامعه با توجه به قدرت اقتصادی و شأن و پرستیژ اجتماعی خود، به مصرف‌گرایی روی می‌آورند، در اثر تبلیغات و از طریق وابستگی‌های فرهنگی و فکری، لایه‌های متوسط و حتی پایین جامعه نیز سعی در تقلید از آن می‌کنند. این امر به یک گسست بزرگ اجتماعی تبدیل می‌شود که در یک سوی این گسست، آنانی که خواهان مصرف و توانا برای انجام آن‌اند و در سوی دیگر، آنانی که خواهان مصرف، اما ناتوان از آن‌اند، قرار دارند که چهرة نازیبای فقر و تبعیض را از دل فرهنگ رواج یافتة مصرف‌گرایی به نمایش می‌گذارند.

سه. نابودی محیط زیست


سلامت و رفاه ما به محیط ما بستگی دارد. ما به محیط برای غذایی که می‌خوریم، آبی که می‌آشامیم و هوایی که تنفس می‌کنیم، تکیه می‌کنیم. منابع طبیعی، سنگ بناهای نهایی ما هستند. هر چیزی که استفاده می‌‌کنیم یا به داد و ستد آن می‌پردازیم، ساخته شده یا شکل گرفته از یکی از انواع منابع طبیعی، چون: نفت، ‌فلز، چوب، آفتاب و... است. مطمئناً عقل سلیم می‌پذیرد که حمایت از یک محیط سالم و سرشار از منابع، هم به سود ما و هم به سود کودکان ماست. پس چرا خود را در جهانی غیرواقعی تصور می‌کنیم که سرمایه‌های کمیاب طبیعی‌آن را به تدریج به مصرف می‌رسانیم؛ گویی که فردایی وجود ندارد؟
براساس گزارش «سازمان جهانی حیات وحش»، بشر امروز 20 درصد بیش از ظرفیت منابع طبیعی زمین، از آن‌ها استفاده می‌کنند. طبق پیش‌بینی این سازمان، اگر وضع به همین صورت ادامه یابد، تا سال 2050 میلادی ما برای تأمین نیازها و تداوم زندگی خود، به یک کرة زمین دیگر به اندازة کرة خاکی موجود، نیاز خواهیم داشت. همچنین در سال 2050، میانگین مصرف جهانی از نیروی بیولوژیکی زمین، بین 180 تا 220 درصد خواهد بود.
مصرف‌گرایی موجب می‌شود که مصرف مواد غذایی، کالاهای صنعتی و دیگر کالاها و به دنبال آن، تولید آن‌ها، افزایش یابد. افزایش تولید، بهره‌‌برداری بیشتر از منابع را به دنبال دارد که به کاهش منابع و در نهایت، تمام شدن منابع تجدیدناپذیر می‌انجامد. از سوی دیگر، ‌ضایعات کالاهای مصرفی و آلاینده‌های کارخانه‌های صنعتی، ‌سبب آلودگی محیط زیست می‌شود. بنابراین، مصرف‌گرایی خطرات زیادی را متوجه محیط زیست می‌کند.

چهار. کاهش تولید و اشتغال


در سبک زندگی غربی، ابتدا تولید تقویت و مصرف کنترل شد و سپس با فراهم شدن زیرساخت‌های تولید و انبوه‌شدن خط تولید، مصرف انبوه نیز تشویق گردید؛ اما در کشورهای جهان سوم که بنیه تولیدی قوی ندارند، مصرف بیشتر علاوه بر این‌که شکاف عمیقی بین توان تولیدی و مصرف ایجاد می‌کند سبب از بین رفتن سرمایه‌های لازم برای سرمایه‌گذاری و تولید بیشتر می‌شود. کاهش تولید نیز بیکاری را به دنبال می‌آورد و نتیجه این‌که در کشورهای غربی، مصرف در سطح کلان، سبب تقویت و رونق تولید و اشتغال می‌شود؛ ولی در کشوهای جهان سوم، سبب تضعیف تولید و اشتغال.

پنج. انحراف در تولید


یکی از پیامدهای مصرف‌گرایی در تمامی کشورهایی که این فرهنگ در سبک زندگی آن‌ها حاکم است - و از جمله ایران- انحراف در تولید و یا تخصیص نادرست منابع است. بیشتر اقتصاددانان قبول دارند که منابع نسبت به تمایلات بشر، محدود است. منابع محدود باید در تولید کالاهایی به‌کار گرفته شوند که مربوط به یکی از نیازهای واقعی انسان‌ها هستند، نه نیازهای ساختگی و هوس‌های آنان. از آنجا که تولیدکنندگان، به ویژه آنان‌که تحت تأثیر اقتصاد سرمایه‌داری‌اند، منابع را به تولید کالاهایی اختصاص می‌دهند که فروش بیشتری دارند، مصرف‌گرایی ـ اگر اغلب در مصرف بیش از اندازة کالاهای لوکس و غیر ضروری بازتاب می‌یابد ـ تولید را به سمت این‌گونه کالاها هدایت می‌کند و سبب می‌شود که تولید کالاهای اساسی و ضروری تقلیل یابد و از راه افراد فرودست کاسته شود. وقتی بیشتر منابع به تولید کالاهایی تخصیص می‌یابد که افراد بی‌بضاعت قدرت خرید آن‌ها را ندارند و قیمت کالاهای اساسی و مورد نیازشان به دلیل کمبود تولید، افزایش می‌یابد روشن است که یکی از پیامدهای آن برای این عده از افراد جامعه، کاهش رفاه خواهد بود.
در ایران هم اگر خوب به عملکرد برخی از کارخانه‌ها دقت شود، موارد زیادی یافت می‌شود که تولیدات آن‌ها از ناحیة مصرف‌گرایان هدایت می‌شود و آنان در سیاستگذاری‌ها و برنامه‌ریزی‌های خود به دنبال تولید کالاهایی هستند که آرای مربوط به آن کالاها در بازار، ارزش مالی بالاتری داشته باشد، نه فراوانی بیشتر.

شش. توسعه‌نیافتگی


بسیاری از نظریه‌پردازان توسعه معتقدند که در کشورهای در حال توسعه، مصرف کم‌تر و پس‌اندازِ بیشتر می‌تواند راه اصلی غلبه بر توسعه نیافتگی باشد و بر فرض هم که نظریات «کینز»، مبنی بر ایجاد تقاضای مؤثر، درست باشد، می‌تواند در کوتاه مدت نسخة مفیدی برای نجات اقتصاد کشورهای توسعه یافته از شرایط رکود قلمداد شود؛ ولی برای کشورهای در حال توسعه به هیچ‌وجه توصیة خوبی نیست؛ زیرا مشکل اساسی کشورهای توسعه نیافته محدودیت سرمایه (اعم از سرمایه مادی و انسانی) است. با توجه به این‌که میزان مصرف در این کشورها فراتر از توان تولیدی داخلی است، ایجاد تقاضای مؤثر و افزایش مصرف سبب می‌شود که حجم وسیعی از سرمایه‌های کشور برای وارد کردن کالاهای مورد تقاضا، از آن خارج شود. خروج سرمایه‌ها سبب کمبود سرمایة لازم برای سرمایه‌گذاری در صنایع اساسی داخلی و تربیت نیروی انسانی متخصص و در نتیجه توسعه نیافتگی می‌شود.
به هر میزان که نسبت سرمایه‌گذاری به درآمد ملی کم‌تر باشد، دسترسی به توسعه دشوارتر می‌شود. برای مثال،‌ در کشورهای توسعه یافته نسبت سرمایه‌گذاری به درآمد ملی به مرز 30 تا 40 درصد می‌رسد؛ ولی این نسبت در ایران تنها در سال 1355، 31 درصد بوده و از آن به بعد، روند کاهشی خود را طی کرده تا این‌که در سال 1377 به مرز 16 درصد رسیده است. این نسبت نشان می‌دهد که بیشتر درآمدهای کشور به مصرف رسیده و سرمایه‌گذاری لازم برای توسعه یافتگی صورت نگرفته است.

هفت. تورم


در کشورهایی که اقتصاد با مازاد تقاضا و کمبود عرضه مواجه است، با افزایش تقاضا، قیمت‌ها نیز افزایش می‌یابد. اساساً در شرایط کمبود عرضه، عرضه کننده همانند انحصارگر عمل می‌کند و از تقاضای فزاینده برای بالا بردن قیمت دلخواه خود استفاده می¬کند. در فضای کمبود عرضه، بین تقاضا و تورم رابطة متقابل برقرار می‌شود. از سویی افزایش تقاضا سبب بالا رفتن قیمت‌ها و تورم می‌شود و از سوی دیگر، نگرانی از نایاب شدن کالاها و افزایش بیشتر قیمت‌ها، مردم را به ذخیره‌سازی و انبار کردن مایحتاج زندگی  وادار می‌کند که خود به سطح بالاتری از تورم می‌انجامد و تا زمانی که تورم در بازار حاکم باشد، شتاب در مصرف وجود خواهد داشت.
علاوه بر این، در ایران به دلیل وجود درآمدهای سرشار نفتی، همواره سرعت رشد مصرف بیش از شتابِ در تولید بوده و تولید داخلی توانایی تأمین مصرف داخلی را نداشته است. این امر موجب بروز تورم‌های شدید در اقتصاد ایران شده است. 

هشت. ناسازگاری‌های اجتماعی


تفاوت‌های فاحش در زمینه مصرف میان بخش‌های مختلف کم‌ درآمد و پر درآمد به پیدایش فاصله شدید طبقاتی و ایجاد طبقات یا لایه‌هایی دور از یکدیگر با رفتارها و عقایدی متفاوت می‌انجامد. عطش آتشین مصرف که تا عمق جامعه پیش می‌رود، بدان سبب که ابزار مورد نیاز برای فرونشاندن آن در میان همگان توزیعی یکسان ندارد، ضمن ایجاد توقعاتی فزایندة ناشی از تماس لایه‌های مصرف کنندة اجتماعی با یکدیگر و مقایسه و ادراک نابرابری‌ها، به آتش آنومی اجتماعی دامن می‌زند و گاه ممکن است این نارضایتی‌ها به زمینه‌ای برای ایجاد بحران‌های سیاسی تبدیل شود.
از سوی دیگر، اگر جامعه مصرف‌گرا بنیان‌های تولیدی داخلی قوی‌ای نداشته و برای تأمین نیازهای مصرفی مصرف‌گرایانة خود به واردات کالاهای خارجی متکی باشد، واردات این‌گونه کالاها و استفاده از آن‌ها، رگه‌هایی از انقیاد در برابر فرهنگ سازندگان آن‌ها را نیز با خود همراه می‌آورد. ورود هنجارهای اجتماعی جدید که از آبشخور فرهنگی دیگری سیراب می‌شود، ممکن است به بروز رفتارهایی متفاوت با شیوه‌های موجود در جامعه بینجامد که خود، جنبه‌ای دیگر از ناسازواری اجتماعی را تشدید می‌کند.
به عبارت دیگر، مصرف‌گرایی و تغییر الگوی مصرف در جامعه، زمینه‌های تقویت نوعی تکثرگرایی را فراهم می‌آورد. از آنجا که در سیستم‌های تکثرگرا نقاطی حساس وجود دارد که در اثر پیدا شدن تغییراتی در آن‌ها، نتایج یا خروجی‌هایی بسیار متفاوت با آنچه مورد انتظار است ظاهر می‌شود،  دانشمندان علوم اجتماعی در پی یافتن این نقاط در جوامع‌اند. شناسایی این نقاط به کنترل اوضاع و موقعیت‌ها و جلوگیری از بروز تغییرهای ناخواسته و خروجی‌های برهم زنندة محیط می‌انجامد. از این نگاه، زمانی که مثلاً‌ اشکال توزیع ثروت، قدرت یا موقعیت در یک جامعه به مرحله‌ای در فراسوی نقاط حساس برسد، می‌توان انتظار داشت که نوعی تکثرگرایی یا بی‌نظمی پویا در جامعه به‌وجود آید.
بنابراین، مصرف گرایی، آیینه‌ای است که توزیع نامناسب ساختار ثروت، قدرت و موقعیت را در جامعه بازتاب می‌دهد و گام به گام جامعه را به سوی نقاط حساسِ خروج از نظم مستقر، می‌کشاند.

نه. فشارهای روحی و روانی


از بین رفتن رفاه و آرامش حقیقی افراد، یکی از آثار مصرف‌گرایی است که از خسارت‌های بسیاری، همچون تزلزل نظام خانوادگی و روابط اجتماعی را به همراه دارد. فرد مصرف‌گرا همیشه در پی مد و تهیه امکانات و وسایلی است که جدید باشد؛ از این رو، در جریان  تغییر مد و تکاپو برای تغییر دادن وسایل و لوازم زندگی، همواره در تنش و اضطراب روحی به سر می‌برد. افزون بر آن، حرص دستیابی به این امور تجملی و آمال و آرزوهای طولانی، تمام وجود او را فرا می‌گیرد و سبب می‌شود غمی جانکاه، او را به شدت بیازارد و یا برای برطرف کردن آن، پیوسته در کار و تلاش باشد.
همچنین از نظر اجتماعی، فرد مصرف‌گرا افزون بر مشکلات روحی و روانی که خود بدان گرفتار است، دیگران را نیز به میدان رقابت بیهوده برای افزایش مصرف‌گرایی می‌کشاند و جامعه را دچار کشمکش‌ها و تضادهای درونی و اخلاقی می‌کند. اوصاف ناپسندی همچون حسد، کینه، طمع و خشم، در منش، گفتار و کردار او تأثیر می‌گذارد و روابط خانوادگی و اجتماعی‌اش را به پرخاشگری، آشوب و اختلاف می‌کشاند. به‌طور کلی، افراد مصرف‌گرا، موجوداتی مغرور و متکبرند که همواره در پی برتری‌جویی و به استضعاف کشاندن و تحقیر دیگران‌اند.
بیشتر ورشکستگی‌ها و بدهکاری‌های اقتصادی به سبب رعایت نکردن میانه‌روی در مصرف به‌وجود می‌آید. تجمل‌پرستانی که دل در هوا و هوس دنیایی دارند، زمانی به خود می‌آیند که کار از کار گذشته و دیگر راهی برای بازگشتشان باقی نمانده است. کم نیستند کسانی که با دست دراز کردن به سوی دیگران و قرض گرفتن از این و آن می‌کوشند زندگی ساده  و معمولی خود را به پای زندگی اشراف و اعیان برسانند. به همین سبب، ناچار می‌شوند همة سرمایه‌‌ی خود را در این دنیا به بهای ناچیز، قربانی تجمل‌پرستی کنند. دل‌های تشنه‌ای که در حسرت جرعه‌ای از سراب تجملات، به قناعت و میانه‌روی پشت کنند، روز به روز بدهکارتر می‌شوند و تا پایان عمر احساس بی‌نیازی نخواهند کرد.
حتی در خلال کسادی‌های اقتصادی و رکود شدید، مصرف به عنوان یک آرزو ـ و نه یک تجربه ـ در میان مردم به منزلة امری مهم باقی خواهد ماند. در چنین وضعیتی، افراد بیکار دچار افسردگی می‌شوند؛ نه صرفاً ‌به خاطر این‌که حس ارزششان به عنوان یک کارگر از میان رفته است، بلکه به این علت که نقش آنان به عنوان تأمین کنندة همه نوع اقلام مصرفی از دست رفته است.
این افسردگی حتی در میان کودکان و نوجوانان که والدین آنان را تأمین می‌کنند و خودشان مسئولیتی در این مورد ندارند، به چشم می‌آید. اخیراً‌ نتایج پژوهشی که «انجمن مشتریان ملی بریتانیا» با عنوان نسل خرید منتشر کرده است، از افزایش ناراحتی‌های روحی در بین جوانان خبر می‌دهد که به سبب میل شدید به خرید، مالکیت و مصرف، با اضطراب و افسردگی روبه‌رو شده‌اند. این بررسی نشان می‌دهد که کودکان این نسل حتی نسبت به کودکان نسل پس از جنگ جهانی هم غمگین‌ترند.

ده. بی‌اعتنایی به ارزش‌ها و سنت‌ها


انسان در جهان مادی، از آغاز آفرینش تا زمان مرگ، با طبیعت و بسیاری از عناصر مادی ارتباطی مستقیم دارد. از این رو، نسبت به جهان مادی، گونه‌ای انس و الفت پیدا می‌کند و در پرتو این ارتباط نزدیک، از لذت‌های مادی و طبیعی این جهان بهره‌مند می‌شود تا جایی که به این حیات مادی و طبیعی، عشق و علاقه می‌ورزد. بسیاری از انسان‌ها بر اثر شدت علاقه، هدف اصلی از آفرینش این جهان و خویشتن را به فراموشی می‌سپارند و به هیچ قیمتی حاضر نیستند ذره‌ای از این لذت‌های مادی را از دست بدهند.
مصرف‌گرایانی که فریفته و دلباختة مصرف کالاهای لوکس شده و از امور معنوی فاصله گرفته‌اند، نمونة این دست از انسان‌ها هستند. حال، هر قدر افراد بیشتری در یک جامعه چنین بینشی داشته باشند، به همان نسبت، افول معنوی در سطح وسیعی از جامعه گسترش می‌یابد. این موضوع از نظر تاریخی نیز قابل بررسی است. پس از رحلت پیامبر اسلام(ص) خلفا در خلافت و رهبری جامعه اسلامی، از سیره و سنت پیامبر(ص) فاصله گرفتند. همین امر سبب شد معنویت در جامعه اسلامی رنگ ببازد و آثار سوء آن که دامن‌گیر جامعه اسلامی شد، تاکنون نیز جوامع اسلامی را رها نکرده است.
انسانی که به دنیا وابسته است و از ساده‌زیستی به تجمل‌گرایی روی آورده، کم کم احساس بی‌نیازی می‌کند؛ زیرا همه چیز را فراهم و در دسترس می‌بیند. بدین‌گونه است که حتی این احساس بی‌نیازی، او را رویاروی حق قرار می‌دهد و چنان روحیة خودخواهی و غرور بر او چیره می‌شود که جز خود، نمی‌تواند فرد و چیز دیگری را قبول داشته باشد و بنابراین با قدرت تمام با آن می‌ستیزد.

یازده. از خودبیگانگی


«غفلت» یکی دیگر از پیامدهای مصرف‌گرایی است که انسان را از هستی‌بخش خود، جدا و به امور پست و حقیر، سرگرم و وابسته می‌کند. انسان‌ها یا جامعه مصرف‌گرا به سبب دل سپردن به سرگرمی‌های ساختگی و روزانة زندگی مادی، از مبدأ و مقصد خود غافل شده، خدا و آخرت را فراموش می‌کنند.
مجموعه‌ای از سرگرمی‌ها و لذت‌های زودگذر و خواب‌ها و خیال‌ها تمامی برداشت آنان را از زندگی دنیایی تشکیل می‌دهد و همین سطحی‌نگری، آنان را از مسیر و هدف اصلی گمراه می‌کند و به سقوط می‌کشاند. اگر آنان، باطن زندگی دنیا و زرق ‌و برق‌های آن را می‌دیدند، می‌توانستند به راحتی آخرت را بشناسند؛ زیرا اندکی دقت در این زندگی زودگذر نشان می‌دهد که این دوره حتماً‌ مرحله‌ای از یک مسیر طولانی است؛ همان‌گونه که دقت در زندگی دوران جنینی نشان می‌دهد که این دوره، مقصد نهایی این زندگی نیست، بلکه مرحله‌ای مقدماتی برای نشان دادن زندگی گستردة پیش روست.

دوازده. خودشیفتگی


تحریک دائمی اشتهای مصرف‌کنندگان با کالاهای جدید، تأثیر ویرانگر بر روان انسان معاصر باقی می‌گذارد. الزام به روی آوری بی‌وقفه به تازه‌های بازار، سبب می‌شود که ما همچون بیماران اسکیزوئید یا خودشیفته، از برقراری روابط پایدار و مستحکم با دیگران خودداری ورزیم؛ توانایی ما برای دلبستگی پایدار به دیگران، بیش از پیش تحلیل می‌رود و در نتیجه، به اتخاذ نگرش سودجویانه و یا دست کم غیرمسئولانه در قبال دنیای مادی ترغیب می‌شویم.

سیزده. مصرف‌پرستی


یکی دیگر از آثار مصرف‌گرایی این است که مصرف از جایگاه وسیله‌ای برای زندگی بودن، به  هدف زندگی تبدیل می‌شود. در چنین فضایی است که فکر و ذهن انسان در اشتغال مصرف قرار می‌گیرد و رفتارهای او نیز در راستای رسیدن به مصرف بیشتر هدایت می‌شود. اینجاست که فرد هیچ ارزشی ورای مصرف نمی‌شناسد و با هر چیزی که مانع مصرف او شود مقابله می‌کند.

پایش سبک زندگی، سال سوم، شماره 13، خرداد 1395، صفحات 112-117.