X
نام کاربری :   
کلمه عبور :   
 
متن تصویر:
صفحه اصلی > مقالات 

 

آخرین مطالب
پنج شنبه 27 دی 1397
جلسه 93 از کلاس های زندگی معنوی
جلسه نود و سوم از کلاس های زندگی معنوی توسط دکتر محمدتقی فعالی در محل موسسه سبک زندگی آل یاسین برگزار شد.
چهارشنبه 26 دی 1397
کرسی آزاداندیشی ارائه نظر با عنوان «معیار و شاخص‌های اخلاقی پنهان‌کاری در زندگی زناشویی»
به گزارش اداره روابط عمومی پژوهشکده سبک زندگی اسلامی ؛ پنجمین کرسی آزاداندیشی ارائه نظر با عنوان «معیار و شاخص‌های اخلاقی پنهان‌کاری در زندگی زناشویی» به همت پژوهشکده سبک زندگی اسلامی برگزار شد.
شنبه 22 دی 1397
کرسی آزاداندیشی ارائه نظر «معیار و شاخص های اخلاقی پنهان کاری در زندگی زناشویی»
پنجمین کرسی آزاداندیشی ارائه نظر با عنوان «معیار و شاخص های اخلاقی پنهان کاری در زندگی زناشویی» با حضور محققان و علاقمندان برگزار خواهد شد.
شنبه 22 دی 1397
کرسی آزاداندیشی میز گرد علمی «سبک زندگی در گفتمان انقلاب اسلامی»
چهارمین کرسی آزاداندیشی میز گرد علمی با عنوان « سبک زندگی در گفتمان انقلاب اسلامی » با حضور محققان و علاقمندان برگزار شد.
يکشنبه 16 دی 1397
کرسی آزادندیشی میزگرد علمی «سبک زندگی در گفتمان انقلاب اسلامی»
چهارمین کرسی آزاداندیشی میزگرد علمی با عنوان «سبک زندگی در گفتمان انقلاب اسلامی» با حضور محققان و علاقمندان برگزار خواهد شد.
چگونه از عشق خلاص شویم!؟
در این نوشتار برخی از گونه‌های آسیب‌زای عشق را بررسی شده و گفته شد که با راهکارهایی چون «تقویت ایمان به خدا و ارتباط با او، علت‌یابی، تهیة فهرستی از صفات منفی طرف مقابل، تهیة فهرستی از ویژگی‌های ناهمخوان، مشورت، تنهانماندن، خود را به بی‌خیالی‌زدن، توجه به گذرابودن رابطه، دوری از ابزارهای ارتباطی و از یادآورها و... » می‌توان از این ارتباط زیان‌بخش و گرفتاری در این مخمصه رهایی یافت.
نویسنده: محمدرضا آتشین‌صدف

مقدمه


جوانی پرسشی مهم از مرحوم حضرت آیت‌الله العظمی بهجت پرسیده است:
چندی است که اسیر محبت به شخصی شده‌ام و عنان از کفم ربوده شده، چه کنم؟
پاسخ ایشان نیز شنیدنی است:
عاقل، به اَکمل و اَجمل و اَنفع و اَدوَم محبت پیدا می‌کند و ترجیح می‌دهد محبت او را بر محبت غیر؛ با اینکه محبتِ اکمل، دافع شرور و بلیّات است، به‌خلاف محبتِ غیر.

1.    عشق‌های آسیب‌زا


عشق یکی از موضوعات جذاب و دارای جنبه‌های گوناگون در فرهنگ ما و بلکه در فرهنگ جهانی است که از منظرهای گوناگونی به آن نگریسته شده و تعریف‌های متفاوتی هم از آن ارائه شده است که جمع‌آوری آن‌ها نوشته‌ای طولانی می‌طلبد. یکی از جنبه‌های عشق، فرار از عشق است. طرح این جنبه، ممکن است برای برخی خوانندگان عزیز شگفت‌آور باشد؛ چون ما همیشه از خوبی و زیبایی عشق شنیده‌ایم. از جناب حافظ گرفته که فرموده است:
عاشق شو ار نه روزی کار جهان بر آید                 ناخوانده نقش مقصود از کارگاه هستی
تا یکی از ترانه‌سراهای معاصر که گفته است:
فقط عشق می‌تونه با بودنش         یه دنیای غمگین و شادش کنه
کم آورده بودم به دادم رسید             خدا درد عشق و زیادش کنه

نویسنده هم بر این باور است که برخی عشق‌ها مجاز و بلکه ضروری است؛ مانند عشق میان زن و شوهر شرعی؛ اما اطمینان دارم که خوانندة گرامی هم با من هم عقیده است که برخی عشق‌ها هم واقعاً مایة سردرد و دردسر هستند. وقتی از امام صادق (ع) از عشق می‌پرسند، حضرت پاسخی می‌دهد که به نظر می‌رسد به این‌گونه از عشق‌ها اشاره می‌کند؛ عشق‌هایی که باید از آن‌ها فرار کرد.
مفضل بن عمر می‌گوید از امام صادق (ع) دربارة عشق پرسیدم، فرمود: دل‌هایی که از یاد خدا تهی می‌شود؛ پس خداوند محبت غیر خود را به آن‌ها می‌چشاند.
عن المفضل بن عمر، قال: المفضّل بن عمر: سَأَلتُ أبا عَبدِاللهِ جَعفَرَ بنَ مُحَمَّدٍ الصّادِقَ علیهما السّلام عَنِ العِشقِ، فَقالَ قُلوبٌ خَلَت مِن ذِکرِ اللهِ، فَأَذاقَهَا اللهُ حُبَّ غَیرِهِ.
به زبانی امروزی‌تر، عشق آسیب‌زا احساس محبتی است نسبت به دیگری که در برخی دل‌های خالی از محبت خدا پدید می‌آید.
 

2.    نمونه‌هایی واقعی از عشق‌های آسیب‌زا


نمونه‌هایی از گرفتاران در عشق‌های آسیب‌زا را در ذیل آورده‌ام. برای رعایت امانت، جز اندکی به ضرورت، در متن این پرسش‌ها که از مشاوران یا سایر کاربران تالارهای گفتگو در اینترنت پرسیده شده‌اند، تغییری نداده‌ام:
یک) با سلام من حدود 13 سال است که ازدواج کرده‌ام، الان نزدیک به 3 سال است که به خواهر زنم علاقه پیدا کرده‌ام و در این یک‌سال اخیر خیلی زیاد وابستش شده‌ام طوری که اگه یک روز نبینمش داغون میشم. البته رابطه ما به بغل کردن و بوسیدن هم رسیده ولی بعد از این‌کار هردومون پشیمون میشیم و... من خودم واقعاً از این مسئله خسته شدم، دیگه دارم دیوانه میشم، از طرفی هم زن و فرزندم رو دوست دارم هم زندگی‌ام رو. تو رو خدا یه راهی پیش پام بذارید. اگه ادامه بدم چی میشه؟ دوست ندارم زندگی‌ام بپاشه. در ضمن آدم بی دینی هم نیستم ولی نمی‌دونم چرا سر نماز هم که می‌ایستم همش اون جلو چشمامه. خداییش بگین چه کار کنم؟
دو) سلام. یه سؤال برام پیش اومده، نمیدونم اصلاً جواب داره یا نه، ولی دوست دارم بچه‌ها نظرشونو بگن. چطور میشه عاشق نشد؟ یا چطور میشه از فکر کردن به دیگران حتی اون‌هایی که دوستت دارن بیرون اومد؟ خلاصه بگم چطور میشه از وابستگی خلاص شد؟ ای کاش یه جواب عملی داشت...
سه) من عاشق یک خانم شوهردار شدم. دوستا و خانوادم همشون بهم میگن این عاشق شدن اشتباهه؛ اما بخدا نمیتونم یک لحظه هم بهش فکر نکنم و فراموشش نکنم دارم دیوونه میشم.
چهار) من دختری 29 ساله هستم. مدتیه که عاشق همکارم که 26 ساله و متاهله شدم. البته این حس متأسفانه دو طرفست. البته اون مرد بسیار خوبیه. جالبه که ما هردومون مخالف شدید چند همسری و خیانت به همسر هستیم؛ اما نمیدونم چی شد که گرفتار این عشق شدیم. متأسفانه به علت علاقه خیلی شدیدی که به هم داریم کارمون به رابطه بدنی رسیده که رو به زیاد شدن هم هست. من تو اون لحظه به‌خاطر حس خوبی که بهش دارم ناراحت نمیشم؛ اما بعدش عذاب وجدان شدیدی می‌گیرم. هم به‌خاطر این که این کار و درست نمیدونم. من همیشه مخالف دوست‌پسر بازی بودم و هم به‌خاطر اینکه نمیخوام به زنش خیانت کنم.). کارمون طوریه که به هیچ عنوان نمیتونیم همو نبینیم. آگه بخواییم این کارو بکنیم باید از آینده شغلیمون که خیلی براش زحمت کشیدیم و عاشقشیم دست بکشیم. امکان جابجایی و تغییر مکان کاری اصلاً وجود نداره. چندین‌بار سعی کردیم تمومش کنیم؛ اما واقعاً نتونستیم. واقعاً نمیدونم چیکار باید بکنم. من هم خواستگاری ندارم که به این بهانه از هم جداشیم. واقعاً در موندم. نمیدونم باید چیکار کنم. امیدوارم یه راهنمایی عملی بهم بکنید. با تشکر فراوان. ممنون.
اندکی طولانی شد؛ فقط خواستم نشان دهم که این مسئله جدی است و پرسش افراد متعددی است. چیزی که در پرسش‌های بالا مشترک است از یک‌سو درگیر شدن در رابطه‌ای عاطفی است در حدی که شرایط عادی زندگی فرد را به‌هم می‌زند؛ به‌طوری که او دائماً به طرف مقابل فکر می‌کند و دوست دارد در کنارش باشد و هرچه بیشتر به او نزدیک شود و حتی تماس بدنی داشته باشد؛ از سوی دیگر تمایل و تصمیم به خلاص شدن از این رابطه است؛ حال یا به‌دلیل منع شرعی مثل ازدواج همزمان با دو خواهر یا ازدواج با زن شوهردار یا منع‌ها و مشکلاتی عرفی مثل ازدواج مجدد یک مرد و گاهی نیز دلایلی دیگر؛ مثلاً عاشق کسی شدن که می‌دانیم خانوادة ما یا او مخالف‌اند و نظر خانواده‌ها هم در آن مورد تعیین‌کننده است یا عاشق کسی شدن که می‌دانیم به درد هم نمی‌خوریم.

3.    راه پیشگیری


همیشه پیشگیری بهتر و ساده‌تر از درمان است. و بهترین راه پیشگیری دل بستن به پروردگار هستی و رعایت ضوابط و حریم‌های مورد نظر او در ارتباط با نامحرم است؛ مواردی از این قبیل:
•    پرهیز از نگاه‌های خریدارانه و مکرر و پیوسته؛
•    پرهیز از سخنان غیرضروری با نامحرم و به‌ویژه شوخی کردن با او؛
•    به حداقل رساندن حضور در جمع‌های مختلط؛
•    پرهیز از تنها ماندن با نامحرم
•    مراقب پوشش و لحن و تن صدا هنگام صحبت کردن با نامحرم بودن که تحریک‌کننده نباشد.

4.    راهکارهای درمانی


با تمام مزیت‌هایی که پیشگیری دارد؛ ولی نمی‌توان انکار کرد که به دلایل گوناگون افرادی گرفتار این‌گونه روابط و احساسات شده و می‌شوند؛ از جمله اینکه گاهی آغاز و ادامة ارتباط‌ها چندان در اختیار فرد نیست؛ مثلاً ارتباط با خواهر زن یا همکار زن که که امکان انتقالی گرفتن به‌جای دیگری هم نیست و شرایط مالی فرد و وضعیت اشتغال در جامعه نیز به‌گونه‌ای نیست که شخص آن شغل را رها کند؛ در نتیجه این دو برای مدتی طولانی با هم در یک اتاق هستند و همدیگر را هر روز می‌بینند و باید با هم در تعامل باشند.
ناگفته نماند که حتی در چنین شرایطی هم اگر فرد ایمانش قوی باشد و آخرتش برایش در اولویت باشد می‌تواند نگذارد که کار به‌جای باریکی بکشد حتی شده به قیمت رها کردن شغل یا نقل مکان به شهر دیگری که ارتباط با خانوادة همسر کم‌تر شود. با این‌حال، واقعیت این است که ایمان همة افراد به یک اندازه نیست که حاضر باشند چنین هزینه‌هایی را پرداخت کنند؛ از طرفی بالاخره افرادی هستند که به هر دلیلی، دیگر اکنون دچار شده‌اند و دنبال راه نجاتی می‌گردند و از آنجایی که باب توبه باز است، ما باید از بیان راهکارهایی که می‌تواند این بازگشت را برایشان آسان‌تر کند دریغ نکنیم تا به شرایط عادی برگردند. هدف بنده نیز از نگارش این مقاله همین است.

یک) تقویت ایمان و ارتباط با خدا


همان‌گونه که از سخن امام صادق (ع) و پاسخ مرحوم حضرت آیت الله العظمی بهجت (ره) درمی‌یابیم، باید به این باور رسید که عقل حکم می‌کند انسان عاشق کسی شود که کامل‌ترین، زیباترین، سودرساننده‌ترین و پاینده‌ترین موجود است و باید به آثار مثبت محبت او و آثار منفی دل‌باختن به غیر او بسیار اندیشید. با مرور این واقعیت‌ها دل انسان سرشار از عشق الهی می‌شود و دیگر جایی برای محبت‌هایی که او را از حضرت حق دور می‌کند، نمی‌ماند. در نتیجه از آن پس هر محبت دیگری در چارچوب محبت خداوند در دل فرد راه پیدا می‌کند یا نمی‌کند.
انس با قرآن و دعاها و مناجات ها، خواندن احادیث اهل بیت (ع) به‌ویژه بخش‌های از نهج‌البلاغه که دربارة دوری از دنیا و سختی‌های جهان آخرت است، شرکت در جلسات اخلاقی و دینی، خواندن کتاب‌های مذهبی مفید یا شنیدن فایل سخنرانی‌های استادان اخلاق می‌تواند در این زمینه فوق‌العاده مؤثر باشد. همچنین توجه به دردسرها و مشکلات و مضرات دنیایی و آخرتی این ارتباط و از همه مهم‌تر توجه به آیات و روایات هشداردهنده نسبت به این نوع روابط و عذاب‌های روز قیامت مربوط به ارتباطات بیرون از شرع و هوس‌آلود و پاداش‌های فراوان حیا و عفت می‌تواند بسیار یاری‌رسان باشد.
حضرت علی (ع) فرمود: تمام شدن لذت‌ها و خوشی‌ها و برجای ماندن گناهان را به یاد داشته باشید.
اُذکروا إِنْقطاعَ اللّذّاتِ وَ بقاءَ التَّبِعات

دو) علت‌یابی


یکی از راه‌های بریدن این پیوند احساسی نامبارک این است که فرد از خود بپرسد که چرا عاشق او شده است؟ آیا چون خاطره‌ای را در او زنده می‌کند؟ آیا از نظر شکل و قیافه یا روحیات و رفتار شبیه کسی است که دوستش دارد یا دوستش داشته ‌است؛ مثلاً مادرش، هم‌بازی کودکی‌اش، خاله‌ یا عمه‌اش که در کودکی خیلی به او مهربانی کرده است یا بازیگر مورد علاقه‌اش... یا شاید احساس می‌کند بیش از دیگران به او توجه می‌کند و محبت او جبران کمبودهای محبتی است که از دیگران انتظار داشته‌ و دریافت نکرده ‌است. پیدا کردن این علت به فرد کمک می‌کند که بتواند متناسب با آن، راهکار مناسبی برای مقابله پیدا کند. گاهی نیز صرف پیدا کردن علت شبیه بازکردن گره بادکنکی است که سبب می شود تمام آن عشق یک‌سره ناپدید شود.

سه) تهیة فهرستی از صفات منفی طرف مقابل


یکی دیگر از راهکارهای خلاص شدن از این عشق‌های آسیب‌زا، تهیة فهرستی از صفات منفی طرف مقابل و یادآوری مکرر آن برای خود است. در شرایط عادی باید سعی کنیم ویژگی‌های مثبت افراد را ببینیم؛ اما در شرایط فعلی چاره‌ای نداریم جز اینکه وارونه رفتار کنیم تا از بند این عشق زیان‌بخش خلاص شویم.
حضرت علی 7 می‌فرماید: هرکه عاشق چیزی شود، دیده‌اش را کور سازد، و دلش را رنجور سازد. پس به دیده بیمار بنگرد، و به گوش بیمار بشنود.
الإمام علی (ع): مَنْ عَشِقَ شَیئاً أَعْشَی بَصَرَهُ وَ أَمْرَضَ قَلْبَهُ فَهُوَ ینْظُرُ بِعَینٍ غَیرِ صَحِیحَةٍ وَ یسْمَعُ بِأُذُنٍ غَیرِ سَمِیعَةٍ...
در یک جمله می‌توان گفت که «هر عاشقی کور است» و لذا عکسش نیز صادق است که «هر بینایی غیرعاشق است»؛ یعنی همان‌طور که عاشق شدن باعث می‌شود که فرد صفات منفی معشوق را نبیند، اگر او بتواند بینایی خود را نسبت به ضعف‌های معشوق بازیابی کند، آن عشق از بین می‌رود یا دست کم، کاهش می‌یابد. (مهندسی معکوس)
با تهیة فهرست مزبور و با مرور مکرر عیب‌ها و اشکال‌های او، فرد به این نتیجه می‌رسد که طرف مقابل فرشته‌ای نیست که از آسمان به پایین افتاده باشد؛ بلکه او هم آدمی است مثل بقیه با محدودیت‌ها و نقص‌هایی. خلاصه آنکه با اجرای این راهکار فرد تصویر واقع‌بینانه‌ای از طرف مقابل پیدا می‌کند و از دست فانتزی‌هایش نجات می‌یابد و می‌تواند احساساتش را مدیریت کند.
حکیم سنایی در حدیقة الحقیقة و شریعة الطریقة، داستان عاشقی را می‌گوید که برای دیدن معشوقش باید از رود دجله عبور می‌کرد. شدت شیدایی او باعث می‌شد که او هر شب بی‌مهابا به آب بزند و به سلامت از آن رود خروشان بیرون آید. یک شب در ضمن گفتگو با معشوقش متوجه خال نه چندان زیبا بر چانه او شد و علت آن را از معشوق پرسید و او هم گفت که این مادرزادی است. بالاخره زمان ملاقات تمام شد و عاشق باید دوباره از همان مسیر که آمده بود و با همان روش برمی‌گشت. این‌بار معشوق برای اولین‌بار از او خواست که شب از رودخانه خروشان نگذرد. عاشق تعجب کرد و گفت که نگران نباشد اولین‌بار او نیست که این‌کار را می‌کند. تمام شب‌های پیشین هم بی‌خطر از آن عبور کرده است. معشوق به او گفت اما امشب عشقت به من دیگر اندازه شب‌های پیش نیست. عاشق به حرف او گوش نکرد و فردا جسد او به پزشکی قانونی! منتقل شد. روحش شاد و یادش گرامی باد!
این چنین خوانده‌ام که در بغداد          بود مردی و دل ز دست بداد
در رهِ عشق مرد شد صادق          ناگهان گشت بر زنی عاشق
بود نهرالمعلی این را باب          زن ز کرج آب دجله گشت حجاب
هر شب این مرد ز آتشِ دل خویش      راه دجله سبک گرفتی پیش
عبره کردی شدی به خانة زن      بی‌خبر گشته او ز جان و ز تن
بادة عشق کرده وی را مست      ز وقاحت سباحه کرده به دست
چون براین حال مدّتی بگذشت      آتشِ عشق اندکی کم گشت
خویشتن را در آن میانه بدید      رد چون و چرا همی گردید
بود خالی برآن رخان چو ماه      مرد در خال زن چو کرد نگاه
گفت کاین خال چیست ای مه‌روی      من احوال خال خویش بگوی
زن بدو گفت کامشب اندر آب      منشین جان خود هلا دریاب
خال بر روی مست مادرزاد      آتش عشق تو شرر بنهاد
تا بدیدی تو خال بر رخ من      پر شدی زین جمال فرّخِ من
مرد نشنید و شد به دجله درون      به تهور بریخت خود را خون
غرقه گشت و بداد جان در آب      گشت جان و تنش در آب خراب
حاصل سخن اینکه بین شدت عشق و دیدن ضعف‌ها و عیب‌های معشوق رابطه‌ای معکوس وجود دارد و برای خلاص شدن از عشق‌های پردردسر می‌توان از این رابطه بهترین بهره را برد.

چهار) تهیة فهرستی از ناهمخوانی‌ها


تفاوت این مورد با مورد پیشین این است که در این‌جا سخن از عیب‌ها و نقص‌های جسمی یا روانی یا رفتاری او نیست؛ بلکه منظور ویژگی‌هایی است که به خودی خود عیب نیست؛ بلکه صرفاً با شما ناهمخوان است و سبب می‌شود که به درد هم نخورید؛ مثلاً تفاوت‌های سنی و تحصیلی و اقتصادی و خانوادگی و رفتاری و نیز موانع شرعی و عرفی.

پنج) مشورت


مشورت با دوستی عاقل و رازدار یا مشاوری با تجربه و متعهد یکی از راهکارهای مقابله با این موقعیت دشوار است. این‌کار چند فایده دارد: اول آنکه سخن گفتن با دیگری در این زمینه به فرد کمک می‌کند تا از بیرون به مسئله نگاه کند و ارزیابی منطقی‌تر و جامع‌تری از مسئله داشته باشد؛ دوم آنکه می‌تواند از پیشنهادها و راهکارهای طرف مشورتش استفاده کند؛ چه‌بسا مشاور نکته‌ای به شخص گرفتار بگوید و بر او تأثیر فوق‌العاده‌ای بگذارد و کمک کند که مهار احساساتش را در دست بگیرید.

شش) تنها نماندن


برای نجات یافتن از این رابطة لعنتی (ببخشید جوگیر شدم) فرد باید سعی کند برای مدتی هم که شده تنها در جایی نماند؛ روابط اجتماعی‌‌اش را بیشتر کند، دوستان جدیدی پیدا کند، در فعالیت‌های اجتماعی عمومی شرکت کند از جمع‌های مذهبی مانند نماز جماعت، نماز جمعه، دعا و هیئت گرفته تا باشگاه ورزشی و کلاس‌های هنری و کارهای خیریة عام‌المنفعة؛ چون تنهایی در چنین شرایطی مرتعی است شیطانی برای چریدن ذهن و نشخوار علف‌های هرز مسموم و می‌تواند همة تلاش‌های دیگر برای پایان دادن به این رابطه را بی‌اثر کند.

هفت) به بی‌خیالی زدن خود


یکی دیگر از راهکارهای نجات از چنین روابط عاطفی آسیب‌رسانی این است که فرد همانند کسانی رفتار کند که که هیچ احساس خاصی نسبت به طرف مقابل او ندارند و با آن فرد رفتاری عادی دارند.
حضرت علی 7 می‌فرماید:
اگر بردبار نیستی خود را به بردباری وادار. چه کم است کسی که خود را همانند مردمی کند و از جملة آنان نشود.
وَ قَالَ (ع) إِنْ لَمْ تَکنْ حَلِیماً فَتَحَلَّمْ فَإِنَّهُ قَلَّ مَنْ تَشَبَّهَ بِقَوْمٍ إِلَّا أَوْشَک أَنْ یکونَ مِنْهُمْ.
از این روایت پیدا می‌شود که یکی از راه‌های تغییر احساسات و خصلت‌ها این است که رفتار ظاهری‌مان را تغییر دهیم. بنابراین اگر رفتار کردن شبیه افرادی که نسبت به طرف مقابل هیچ احساسی ندارند؛ به تدریج واقعاً مثل آن‌ها می‌شوید و از شر این وابستگی مزاحم خلاص می‌شوید.

هشت) توجه به گذرا بودن این رابطه


یکی از راه‌های مهم قطع این ارتباط عاطفی زیان‌بخش توجه به زودگذر بودن آن و اساساً زودگذر بودن زندگی دنیاست. به قول معروف «این نیز بگذرد». چقدر آدم‌ها روزی بوده‌اند که برای همدیگر می‌مرده‌اند؛ ولی الان اگر دستشان برسد همدیگر را می‌کشند. توجه به این نکتة حیاتی که چه‌بسا در این رابطه فرد مرتکب کارهایی شود که یک عمر پشیمانی برای او به‌بار بیاورد، بسیار مفید است.
رسـول گـرامـی اسـلام (ص) فـرمـود: چـه‌بـسا خـواهـش و لـذتـی زودگـذر کـه انـدوهـی دراز بـرجـای گـذارد.
رُبَّ شَـهْـوَة ِسـاعَـةٍ تُـورِثُ حُـزْنَـاً طَـوِیـلَاً.
کار مفید دیگری که در این زمینه می‌تواند در این جهت انجام دهد این است که در صفحه‌های حوادث روزنامه‌ها یا خبرگزاری‌های اینترنتی جستجو کند تا موارد متعددی از روابط عاشقانة نامشروع و نامعقول را بیابد و فرجام بد آن‌ها را ببیند. این‌کار می‌تواند تلنگری مؤثر باشد و سبب شود تا این محبت زودگذر خانمان‌سوز را از دل بیرون کند.

نه) دوری از ابزارهای ارتباطی و از یادآورها


فرد باید شمارة طرف مقابل را از گوشی‌اش پاک کند، از لیست مخاطبان نرم‌افزارهای ارتباطی خود بلاک و حذفش کند. حتی اگر لازم است سیم‌کارتش را عوض کند یا نرم‌افزار ارتباطی‌اش را حذف کند؛ همچنین آهنگ، عطر، هدیه‌هایی اگر رد و بدل شده، عکس، فیلم و هرچیز دیگری که او را به یاد فرد می‌آورد، دور بریزد.

5.    نکته‌ای مهم


 باید توجه داشت همان‌طور که این رابطه و احساس یک‌روزه به‌وجود نیامده نباید انتظار داشت که یک‌شبه از بین برود. از طرفی ممکن است تصمیم فرد به پایان دادن به این رابطه و عادی کردن آن، با مقاومت طرف مقابل مواجه شود و لذا شاید لازم باشد که با او در این زمینه صحبت کند تا او هم به این تصمیم برسد؛ همچنین بهتر است آهسته و پیوسته راهکارهای بالا را به‌کار بست. لازم هم نیست که همه را باهم انجام داد؛ بلکه می‌توان یکی از راهکارها را که برای شخص ساده‌تر است و با شرایط او سازگارتر است انتخاب کند و برای اجرایی کردن آن برنامه‌ریزی کند و به‌صورت گام‌به‌گام و آرام‌آرام پیش برود تا به امید خدا نتیجه بگیرد. گفتنی است که اگر فرد در مسیر تلاش برای نجات خود، ناامیدی به سراغش آمد، بهتر است توجه کند که او نه اولین نفری است که دچار این مشکل شده‌ و نه آخرین نفر و بسیاری در شرایط او بوده‌اند و توانسته‌اند خود را خلاص کنند و اکنون زندگی خوبی دارند؛ پس با توکل به خدا و توسل از اهل بیت (ع) و برنامه‌ریزی و تلاش، او هم می‌تواند.

6.    نتیجه‌گیری


برخی از گونه‌های عشق، آسیب‌زا هستند و افراد گرفتار می‌خواهند که از آن خلاص شوند. برای رهایی از این ارتباط زیان‌بخش راهکارهایی وجود دارد که برخی از آن‌ها عبارت‌اند از: تقویت ایمان به خدا و ارتباط با او، علت‌یابی، تهیة فهرستی از صفات منفی طرف مقابل، تهیة فهرستی از ویژگی‌های ناهمخوان، مشورت، تنها نماندن، خود را به بی‌خیالی زدن، توجه به گذرا بودن رابطه، دوری از ابزارهای ارتباطی و از یادآورها.

7.    کتابنامه


به‌جز نهج البلاغه
1.    سنایی غزنوی، حدیقة الحقیقة و شریعة الطریقة، تصحیح مدرس رضوی، تهران: دانشگاه تهران، مؤسسه انتشارات و چاپ، ۱۳۵۹.
2.    شیخ الصدوق، الأمالی، تحقیق: قسم الدراسات الاسلامیه، الطبعة: الأولی، قم: مرکز الطباعة والنشر فی مؤسسة البعثة، 1417ق.
کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، مصحح: علی اکبر غفاری، 8 جلدی، تهران: دار الکتب الاسلامیة، 1407ق.

پایش سبک زندگی، سال چهارم، شماره 20، مرداد 1396، صفحات40-47.