X
نام کاربری :   
کلمه عبور :   
 
متن تصویر:
صفحه اصلی > مقالات 

 

آخرین مطالب
دوشنبه 19 آذر 1397
برگزاری دوره‌های تربیت مربی مهارت‌های زندگی و خانواده با رویکرد سبک زندگی اسلامی
به گزارش اداره روابط عمومی، موسسه سبک زندگی آل یاسین با همکاری مرکز آموزش‌های کاربردی و مهارتی حوزه علمیه دوره‌ تربیت مربی «مهارت‌های زندگی با رویکرد سبک زندگی»، دوره تربیت مربی «خانواده با رویکرد سبک زندگی اسلامی» و دوره عمومی «مهارت‌های سبک زندگی اسلامی» را برگزار می کند.
شنبه 17 آذر 1397
کرسی آزاداندیشی ارائه نظر «شیوه مواجهه با مخالفان اهل کتاب در سبک زندگی اسلامی»
سومین کرسی از مجموعه کرسی‌های آزاد اندیشی سبک زندگی اسلامی با عنوان «شیوه مواجهه با مخالفان اهل کتاب در سبک زندگی اسلامی» با حضور محققان و علاقمندان برگزار شد.
دوشنبه 12 آذر 1397
کارگاه سبک زندگی در آموزه‌های قرآن و عترت 5
کارگاه آموزشی سبک‌زندگی در آموزه‌های قرآن و عترت با مشارکت موسسه سبک‌زندگی آل یاسین و مدرسه تخصصی قرآن و عترت خراسان، در مشهد برگزار شد.
يکشنبه 11 آذر 1397
کار ترجمه کتاب «روان شناسی دین و مقابله با ناملایمات زندگی: نظریه، پژوهش و عمل» آغاز شد.
ترجمه کتاب «روان‌شناسی دین و مقابله با ناملایمات زندگی: نظریه، پژوهش و عمل» اثر کنت پارگامنت توسط حجت الاسلام و المسلمین دکتر محمدتقی فعالی و دکتر امیر قربانی آغاز شده است.
شنبه 10 آذر 1397
کرسی آزاداندیشی ارائه نظر «شیوه مواجهه با مخالفان اهل کتاب در سبک زندگی اسلامی»
سومین کرسی آزاد اندیشی سبک زندگی اسلامی با عنوان «شیوه مواجهه با مخالفان اهل کتاب در سبک زندگی اسلامی» با حضور محققان و علاقمندان برگزار خواهد شد.
فرزند کم‌تر، زندگی کم‌تر!!!
مدرنیته با ورودش به ایران و اوج‌گیری نفوذش در دهه 70 به بعد، آثار سوئی را در عرصه‌های مختلف زندگی ایرانیان داشت. ازجمله این آثار مخرب، ترغیب خانواده‌ها به فرزند کم‌تر و ایجاد خانوادهای تک‌فرزندی بود. مهم‌ترین عرصه‌های نفوذ مدرنیته بر سبک زندگی ایرانی اسلامی عبارت‌اند از: اعتقادات دینی، اقتصاد، ازدواج و تشکیل خانواده، طلاق و ارزش مادری.
نویسنده: سیده عفت حسینی

مقدمه


از کارکردهای مهم خانواده که منجر به حفظ، بقا و رشد جامعه در عرصه‌های مختلف می‌شود، تولیدمثل و افزایش جمعیت است. این مسئله در گذشته از اهمیت زیادی برخوردار بوده است به‌طوری‌که در مهروموم‌های بین 1355 تا 1366 کشور ما با مسئله انفجار جمعیت مواجه شد به این معنی که هر خانواده ایرانی حداقل دارای 4 فرزند به بالا بود. متأسفانه امروزه به‌دلیل مسائل مختلف اقتصادی و فرهنگی، فرزند آوری کم‌رنگ و کم‌اهمیت شده است؛ تاحدی که خانواده‌ها یا تمایل کمی به این امر دارند و یا با فاصله زیادی از شروع زندگی اقدام به فرزند آوری می‌کنند. علاوه بر این، سیاست‌های کنترل جمعیت توسط دولت نیز مزید بر علت بوده است؛ چنان‌که از نرخ رشد بیش از سه درصد در دهه شصت به حدود یک درصد در دهه هشتاد رسیده‌ایم. به نظر می‌رسد کاهش جمعیت در بین خانواده‌های ایرانی نهادینه شده باشد. پس برای زدودن این مشکل، دولت و نظام با مشکلات متعددی روبروست و نیازمند صرف توان و هزینه زیادی است.

نگاهی به تغییرات سبک زندگی در دنیا در گذر تاریخ
از قرن هجدهم به بعد با ظهور رنسانس، جنبشی فرهنگی موسوم به مدرنیته در اروپا شکل گرفت. اساس کار این جنبش تأکید بر سبک زندگی مردم بود و در جهت شعار بهتر زیستن قدم برمی‌داشت. مدرنیته با تبلیغ مفاهیمی نظیر جهانی‌شدن، مصرف‌گرایی، نوگرایی و تجمل‌طلبی، در تقابل با سنت قرار گرفت؛ بنابراین مدرنیته آغاز سبک زندگی جدیدی بود که با پیدایش جهان‌بینی جدید در غرب شکل گرفت. الگوهای سبک زندگی در دنیا از دهه 1950 به بعد به‌شدت تغییر کرد و با اندکی تأخیر وارد کشور ما شدند. یکی از ملزومات الگوهای سبک زندگی مدرن، ترویج فرزند کم‌تر بود. به عقیده گیدنز، سبک زندگی پدیده‌ای است که در جوامع مدرن و تحت تأثیر جهانی‌شدن می‌تواند مطرح شود.  در شرایط مدرن هر فرد انتخاب‌های بیشتری دارد و می‌تواند شیوه زندگی خود را انتخاب کند و این امکان، بیشتر به‌واسطه دگرگونی‌هایی که مدرنیته به‌وجود آورده، فراهم شده است.
آغاز مدرنیته در ایران را می‌توان به سلطنت قاجار نسبت داد، اما اوج این مسئله در دوران پهلوی اول و دوم بود. به‌تدریج با فراهم شدن فضای غربی در کشور، شاهان پهلوی از مجاری قانونی نیز بهره بردند و در سال‌های 1316 و 1317 قوانینی مبنی بر بالا بردن سن ازدواج و رسمیت یافتن اشتغال زنان به تصویب مجلس آن زمان رسید. در سال 1334، قوانین مربوط به مهار باروری به تصویب رسید. درواقع، شعار «فرزند کم‌تر، زندگی بهتر» محصول اندیشه‌های نوگرایانه غرب بود که از جانب حکومت پهلوی مطرح شد.  از سال 1346 سازمان جمعیت و تنظیم خانواده در ایران شکل گرفت و سیاست‌های مهار جمعیت آغاز شد؛ اما چندان استقبال همگانی از آن به عمل نیامد. بعد از پیروزی انقلاب و جنگ تحمیلی، رشد جمعیت روندی صعودی را در پیش گرفت به‌طوری‌که رشد جمعیت از 7/2 در سال 1355 به 9/3 درصد در سال 1366 رسید. پس از سرشماری سال 1365 بود که کارشناسان مسئله انفجار جمعیت را مطرح کردند. با اتمام جنگ تحمیلی، به‌دلیل مشکلات اقتصادی کشور، دولت سیاست‌های کنترل جمعیت را در پیش گرفت و کلیه خدمات عائله‌مندی، مرخصی بارداری، زایمان و هزینه‌های نگهداری فرزندان برای فرزند چهارم به بعد متوقف شد. مراکز دانشگاهی کشور نیز ملزم به گنجاندن واحد درسی به جمعیت و تنظیم خانواده شدند.
سیر نزولی جمعیت در ایران
آمارها نشان می‌دهد نرخ رشد جمعیت در سال 1370 به 5/2 درصد رسید. در سال 1375 به رقمی حدود 47/1 درصد کاهش یافت. در سال 1385 دوباره با افزایش 62/1 درصدی روبرو شد؛ اما بعد از سرشماری سال 1385 بود که روند نزولی رشد جمعیت در ایران آغاز شد. سرشماری سال 1390 نشان داد نرخ فرزند آوری در ایران کم‌تر از حد جایگزینی باروری شده است. بخش جمعیت اداره اقتصادی و امور اجتماعی سازمان ملل متحد در گزارشی نگران‌کننده اخیراً پیش‌بینی کرد اوج جمعیت ایران در سال 1405 معادل با 79 میلیون نفر خواهد بود و ازآن‌پس رشد جمعیت، روندی نزولی را طی کرده و در سال 1450 به 56 میلیون و نهایتاً در سال 1480 به 31 میلیون نفر خواهد رسید.  در پاسخ به این نگرانی‌ها بود که رهبر معظم انقلاب در سال 1389 در سخنرانی‌های خود در اجتماعات مختلف، بر ضرورت افزایش باروری و ازدیاد نسل تأکید کردند.


عرصه‌های مختلف تأثیرگذاری مدرنیته بر کاهش جمعیت در ایران


همان‌طوری که پیش‌تر اشاره شد مدرنیته با ورودش به ایران و اوج‌گیری نفوذش در دهه 70 به بعد، آثار سوئی را در عرصه‌های مختلف زندگی ایرانیان داشت. ازجمله این آثار مخرب، ترغیب خانواده‌ها به فرزند کم‌تر و ایجاد خانوادهای تک‌فرزندی بود. مهم‌ترین عرصه‌های نفوذ مدرنیته بر سبک زندگی ایرانی اسلامی عبارت‌اند از:

1. عرصه اعتقادات دینی


یکی از مهم‌ترین مبانی نظری مدرنیته، تک‌بعدی دانستن انسان و اصالت دادن به ابعاد مادی وجودی و عقل او است. مدرنیته تلازم تنگاتنگی با سرمایه‌داری و مصرف‌گرایی دارد؛ به‌طوری‌که به گفته برخی صاحب‌نظران، «سرمایه‌داری روح حاکم بر جریان مدرنیته است و در مدرنیته، انباشت سرمایه، اصل حاکم تلقی می‌شود.»
بنابراین فرزند بیشتر معادل است با سرمایه‌گذاری بیشتر در تأمین نیازهای اقتصادی او و درنتیجه از دست دادن سرمایه مفیدی که می‌توان آن را در راه‌های مفیدتر دیگر خرج کرد. بر اساس دیدگاه‌های اومانیستی حاصل از مدرنیته، فرزند بیشتر، به الزاماتی از قبیل توجه، مراقبت دقت، وقت و اختصاص هزینه نیازمند است و رعایت این الزامات، در تضاد با روح لذت‌گرایی و رفاه‌طلبی حاکم بر این دیدگاه است. مدرنیته، در تضاد آشکار با اعتقادات دینی خانواده‌های ایرانی است. رواج چنین اندیشه‌هایی از طرق متعدد توسط غرب، خانواده‌ها را از عقاید دینی دور کرده و آنان را به رویارویی و مقابله با دین می‌کشاند.

2. عرصه اقتصادی


مدرنیته به‌دنبال اصالت دادن به مادیات زندگی انسان بود؛ بنابراین با ترویج سرمایه‌داری و گرایش به ثروت‌اندوزی، راه‌های مصرف این ثروت را نیز در اختیار انسان قرار داد؛ به‌عبارت‌دیگر، «الگوی مصرف بر اساس نیاز یا تقاضا، به الگوی مصرف بر اساس مد یا عرضه تبدیل شد.»  مصرف‌گرایی فقط اختصاص به خانواده‌های ثروتمند نداشت. مدرنیته با سازوکارهایی از قبیل عرضه کالاهای ارزان‌قیمت، حتی خانواده‌های متوسط را نیز مصرف‌گرا بار آورد؛ بنابراین مصرف‌گرایی، افزایش هزینه را به‌دنبال دارد و فرزند بیشتر، به‌منزله مصرف بیشتر و هزینه بالاتر است. این باور، مقبول طبع خانواده‌های فقیر یا دارای سطح اقتصادی متوسط نیست. لذا به فرزند کم‌تر روی می‌آورند تا هم از هزینه‌هایشان کاسته شود و هم آن هزینه‌ای که بنا بوده برای فرزند دیگر اختصاص دهند به امور لذت‌بخش دیگری نظیر تفریح و تجمل‌گرایی اختصاص می‌دهند.

3. عرصه ازدواج و تشکیل خانواده


اگر در گذشته به‌دلیل غلبه گفتمان دینی و سنت در جامعه ایرانی، افزایش سن ازدواج امری قبیح و خارج از عرف محسوب می‌شد؛ اما امروزه نه‌تنها امری قبیح و ناهنجار محسوب نشده، بلکه شاهد ترویج آن به‌دلیل تأثیر هجمه تفکرات غربی و رسانه‌های آن هستیم. امروزه ارزش‌ها و نگرش‌های جوانان آماده به ازدواج تا حد زیادی تغییر یافته است و علت آن اثرگذاری فرآیند مدرنیزاسیون و به‌دنبال آن راحت‌طلبی، فردگرایی و فرار از پذیرش مسئولیت و تعهد است. این فرهنگ، منجر به بالا رفتن توقع دختران و پسران و خانواده‌های آنان و تغییر ملاک‌های انتخاب همسر شده است.

4. طلاق


طلاق یکی از پدیده‌های عادی دنیای مدرن و یکی از محصولات آن محسوب می‌شود؛ به‌عبارت‌دیگر طلاق هم علت است و هم معلول؛ هم علت گرایش به سبک زندگی مدرن است و هم معلول سبک زندگی مدرن است. طلاق منجر به توقف باروری می‌شود. با بررسی مطالعات پیرامون علل طلاق، به این نتیجه می‌رسیم که اکثر ریشه‌های طلاق، گرایش‌های مدرنیته از قبیل فردگرایی و ترجیح منافع فردی بر مصالح خانواده، مصرف‌گرایی و تجمل‌طلبی و دور شدن از معنویات هستند.

5. کم کردن ارزش مادری و برجسته‌سازی اشتغال زنان


رواج اندیشه‌های فمینیستی در ایران از قرن بیستم به بعد و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، منجر شد زنان متقاعد شوند که از حقوق مساوی با مردان برخوردار نیستند و این نوعی ظلم در حق آنان محسوب می‌شود. لذا تلاش کردند پا به‌پای مردان در عرصه‌های تحصیلی و شغلی پیش بروند؛ بنابراین با ورود زنان به دانشگاه‌ها و محیط‌های اقتصادی، کم‌کم از نقش اصلی خود که مادری و همسری است دور شدند و شاغل بودن برای آنان تبدیل به ارزش شد به‌طوری‌که بیشتر وقت خود را ترجیح می‌داند بیرون از خانه بگذرانند. همین ورود زنان به محیط‌های شغلی باعث شد وقت کم‌تری برای تربیت فرزندان اختصاص دهند؛ لذا به این نتیجه رسیدند فرزند نداشتن یا فرزند کم‌تر داشتن، کم‌تر به نفع آنان و موقعیت شغلی اوست. اندیشه‌های فمینیسم، نفس مادر بودن را نوعی تحمیل به او می‌دانند و بارداری را ماجرای غم‌انگیزی می‌بینند که نمی‌تواند نیازهای روحی او را ارضا کند و فعالیتی کم‌ارزش است؛ و این تحصیلات و کسب موقعیت اجتماعی و شغلی خوب است که ارزش محسوب می‌شود. به این صورت بود که زنان از مادر شدن گریزان و متنفر شدند.

پیامدهای گرایش خانواده‌های ایرانی به فرزند کم‌تر


تغییرات و تحولات مختلفی که امروزه در دنیای مدرن رخ‌ داده است به درون خانواده‌ها نیز سرایت کرده و خانواده به‌عنوان یکی از نهادهای اجتماعی از این تغییر و تحولات تأثیر پذیرفته است. تغییر در خانواده منجر به تغییر در دیگر نهادهای اجتماعی می‌شود و تبعات آن عرصه‌های دین و فرهنگ را نیز تحت تأثیر قرار می‌دهد. تداوم این تحولات، منجر به فروپاشی بنیان خانواده می‌شود و جامعه‌ای که نهاد خانواده در آن سقوط کند امیدی به پیشرفت نهادهای دیگر در آن نیست. در اینجا به بررسی برخی از پیامدهای مهم گرایش خانواده‌های ایرانی به فرزند کم‌تر می‌پردازیم:

1.معضل تجدید نسل


به عقیده برخی کارشناسان، «وقتی دو فرزند داریم حداقل یکی از آن‌ها باید دختر باشد تا جایگزین مادر شود؛ چون او برای باروری مهم است؛ اما وقتی میانگین فرزندان 1/6 یا 7/1 به ازای هر زن باشد، یعنی هر مادر به ازای خودش، 8/. فرزند جایگزین می‌کند. این تعداد، حتی جایگزین خود مادر هم نمی‌تواند باشد. هنگامی‌که مادران تعداد دختر لازم برای جایگزینی را به‌دنیا نمی‌آورند، در طولانی‌مدت با نرخ رشد صفر و منفی مواجه خواهیم شد.»

2. معضل سالمندی و هزینه‌های ناشی از آن


سرعت کاهش باروری با سرعت افزایش سالمندی رابطه مستقیم دارد. هرچه جمعیت رو به کاهش پیش برود و یا مقدار آن ثابت بماند، در سال‌های آتی شاهد پدیده انفجار سالمندی خواهیم بود. سالمندی مشکلات متعددی هم برای خانواده‌ها و هم کشور ایجاد می‌کنند ازجمله: هزینه‌های درمان، مراقبت، مستمری، کاهش تولید در کشور و افزایش مصرف و فقدان نیروی جایگزین کار در محیط‌های اقتصادی.

3. افزایش مهاجرت به کشور و آسیب‌های فرهنگی اجتماعی ناشی از آن


در سال‌های گذشته با سیل مهاجرت نیروی کار افغان و اقامت آنان در کشور مواجه بوده‌ایم. این امر، چالش‌های فرهنگی، اجتماعی و امنیتی زیادی برای کشور ایجاد کرده است از قبیل افزایش بزهکاری، آدم‌ربایی، قتل، برهم زدن امنیت اجتماعی و تضاد فرهنگی.

4. کاهش رونق اقتصادی کشور و از دست دادن استقلال


محرک کلیدی توسعه در هر کشوری، نیروی انسانی آن کشور است. انتقال هرم سنی جمعیت از جوانی به پیری، شتاب اقتصادی کشور را با کندی مواجه می‌کند؛ زیرا نیروی سال‌خورده، از پویایی و نشاط لازم برای تحرک و شتاب بخشیدن به چرخه‌های اقتصادی کشور برخوردار نیست؛ لذا بازده اقتصادی کشور در تمام عرصه‌ها را پایین می‌آورد.

5. کاهش نشاط و شادابی در کشور


جامعه‌ای که اکثریت آن را پیران تشکیل می‌دهند از نشاط و سرزندگی لازم برخوردار نخواهد بود؛ زیرا آنچه مایه پویای و سرزندگی جامعه است نیروی جوان است و اکثر خلاقیت‌ها، اختراعات و جنبش‌های اجتماعی و اقتصادی و سیاسی در گرو حضور جوانان در هر کشوری میسر است. در جامعه پیر، حس ناامیدی و ناکارآمدی رخنه می‌کند و جامعه از مسیر طبیعی حرکت و امید بازمی‌ماند. به گفته ژاک شیراک، نخست وزیر سابق فرانسه:
                اروپا در حال محو شدن است. به‌زودی کشورهای ما خالی می‌شوند.

6. آسیب‌های تربیتی


کودکانی که در خانواده‌های کم‌جمعیت رشد می‌کنند به‌دلیل وفور امکانات و سرازیرشدن امکانات به‌سمت آنان، خواسته‌ها و انتظارات بی‌پایانی برخوردارند و به‌سادگی قانع نمی‌شوند. ازآنجایی‌که هرچه خواسته‌اند به‌راحتی در دسترسشان قرار داده شده؛ لذا شور و شوق تحرک و تلاش برای رسیدن به خواسته خود را ندارند و همواره متوقع از دیگران بار می‌آیند. ازاین‌رو، این فرزندان با مفاهیمی نظیر ایثار، صبر و تحمل، دستگیری از همنوعان بیگانه‌اند. جان رایان، کارشناس کاتولیک آمریکایی معتقد است:
خانواده‌های کم‌جمعیت ممکن است ثروتمند شوند، اما ثروتمند شدن آنان، از فقیر ماندنشان خطرناک‌تر است.

7. ضعف در جامعه‌پذیری فرزندان


طبق تحقیقات، فرزندانی که در خانواده کم‌جمعیت رشد می‌کنند با مشکل ضعف در برقراری ارتباطات اجتماعی و مهارت‌های اجتماعی مواجه‌اند و در فرآیند جامعه‌پذیری آنان اختلال ایجاد می‌شود. واژه‌هایی نظیر مشارکت اجتماعی برای آنان نامأنوس است و حس عدم مسئولیت‌پذیری در آنان موج می‌زند.

8. از بین رفتن مفهوم خویشاوندی


خانواده نقش مهمی در گسترش جمعیت دارد. یکی از نقاط اتکای نظام خانواده، عامل خویشاوندان است. درواقع، سنت‌ها و خرده‌فرهنگ‌ها در گرو روابط خویشاوندی ایجاد، آموزش و منقل می‌شود. فرزندی که در خانواده کم‌جمعیت زندگی می‌کند با مفاهیم نظیر دایی، عمو، عمه و خاله بیگانه است؛ لذا همواره با نوعی خلأ عاطفی و خویشاوندی مواجه است. این مسئله در شخصیت او تأثیر گذاشته و منجر به افسردگی او می‌شود.

9. ضعف بنیه دفاعی و امنیتی کشور


وجود نیروی جوان در هر کشوری یکی از مؤلفه‌های قدرت برای آن کشور محسوب می‌شود. کاهش جمعیت جوان کشور به‌معنای کم شدن تعداد نیروهای توانمند برای دفاع از اقتدار، امنیت و تمامیت ارضی کشور است. این مسئله برای کشور ما که همواره از سوی قدرت‌های استعمارگر غربی تهدید می‌شود و در منطقه‌ای زندگی می‌کند که اطرافش را ناامنی فراگرفته، از اهمیت بیشتری برخوردار است.

10. تضعیف بنیه علمی کشور


یکی از عوامل شتاب‌دهنده به توسعه علمی کشور وجود نیروهای نخبه جوان است. اگرچه تجربه دانشمندان مسن را نمی‌توان در این زمینه نادیده گرفت، اما جوانان به‌دلیل برخورداری از نشاط و پویایی، دارای ذهنی بازتر و خلاق‌تر هستند و در مسیر علمی کمتر دچار خستگی و یاس می‌شوند. با کاهش جمعیت نخبه جوان در کشور ممکن است مجبور شویم دانشمندان جوان از کشورهای دیگر جذب کنیم که این امر منجر به تحمیل هزینه بر کشور و ایجاد مسائل فرهنگی اجتماعی می‌گردد.

راهکارهای مقابله با الگوی غربی فرزند کم‌تر


1. اعمال سیاست‌های دولت، رسانه‌ها و متولیان دینی


فرهنگ غالب جوامع نوین، ترویج شعار فرزند کم‌تر زندگی بهتر است. در اکثر خانه‌های کشورهای نوین شاهد نگه‌داری حیوانات خانگی به‌جای فرزندان هستیم و این مسئله متأسفانه در حال سرایت به خانواده‌های ایرانی است. لازم است این شعار را جایگزین شعار فوق کنیم: «فرزند بیشتر زندگی بهتر، جامعه قوی‌تر و کشوری آبرومندتر»  
بی‌تردید مسئله ازدواج جوانان، مسئله‌ای شخصی نیست که تنها خوشان مسئول باشند، بلکه مسئله‌ای اجتماعی است. لازم است دولت بودجه‌ای خاص برای این امر اختصاص دارد و همه دستگاه‌ها را مکلف کند شرایط برای فرزند آوری نیروهای تحت امر خود را تسهیل کنند. ازجمله این شرایط می‌توان به نقش رسانه‌ها در ترویج فرهنگ فرزند آوری اشاره کرد. رسانه‌ها به‌ویژه رسانه ملی، باید فرهنگ‌سازی کنند و از طرقی مثل پاداش به کارکنان برای تولد فرزند، اختصاص مزایای نقدی و غیر نقدی به خانواده‌ها اعم از تخفیف در مالیات و افزایش یارانه، افزایش مرخصی مادران و پدران با امکان بازگشت به کار به‌صورت مرخصی با حقوق، کمک‌هزینه مراقبت از فرزند که شامل هزینه‌های آموزشی درمانی و سایر خدمات است، نقش خود را ایفا کنند. همچنین روحانیت و متولیان امور دینی در جامعه نیز باید دست‌به‌کار شوند و با برگزاری سخنرانی‌ها، کارگاه‌ها و تهیه محصولات فرهنگی در این راستا تلاش کنند.

2. تسهیل شرایط اقتصادی برای ازدواج


یکی از معضلات کنونی جامعه ما بالا رفتن سن ازدواج و نبود امکانات لازم برای ازدواج است. لازم است دولت و بخش‌های اقتصادی شرایط برای اشتغال جوانان را فراهم کنند و با تقویت تولید داخلی و تبلیغ آن و ارائه کالاهای ملی با قیمت مناسب، به خانواده‌ها برای تهیه راحت جهیزیه کمک کنند.

3. فرهنگ‌سازی ازدواج آسان


لازم است سخت‌گیری خانواده‌ها نسبت به ازدواج کم شود. امروزه مسئله ازدواج جوانان به‌شدت متأثر از عوامل فرهنگی نظیر چشم و هم‌چشمی، وجود معیارهای نادرست و غیردینی در انتخاب همسر و تجمل‌گرایی و خودنمایی و فخرفروشی شده است. دولت و رسانه‌ها به‌خصوص رسانه ملی می‌توانند کمک مؤثری در آموزش معیارهای صحیح ازدواج به خانواده‌ها داشته باشند و با ارائه محصولات فرهنگی نظیر فیلم، سریال و مستندات، ازدواج آسان با تکیه بر آموزه‌های دین را ترویج دهند. متأسفانه ماهواره و فضای مجازی در سال‌های اخیر فرهنگ مصرف‌گرایی و ثروت‌اندوزی و مدرنیته را به‌شدت ترویج داده است؛ بنابراین لازم است رسانه ملی از روش ضد استفاده کند و با تبلیغ علیه مصرف‌گرایی، ذهن خانواده‌ها را تغییر دهد.


 

منابع


قرآن کریم.
1.    جوکار، محبوبه، صفورایی پاریزی، محمدمهدی، مدرنیته، تغییر سبک زندگی و کاهش جمعیت در ایران، پژوهش‌نامه اسلامی زنان و خانواده، سال دوم، ش2، 1393.
2.    بیانات حضرت آیت‌الله‌العظمی مکارم شیرازی در دیدار جمعی از اعضای برگزارکننده سمینار افزایش جمعیت، 24/9/1393.
3.    بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار کارگزاران نظام (3/5/1391)
4.    سایت شفاف (اتاق شیشه‌ای خبر)، 12 آبان 1393، به آدرس http://www.shafaf.ir/fa/news
5.    فعالی، محمدتقی، مبانی سبک زندگی اسلامی، تهران: موسسه فرهنگی هنری دین و معنویت آل یاسین، 1396.
6.    گیدنز، آنتونی، تجدد و تشخص، ترجمه ناصر موفقیان، تهران: نی، 1387.
7.    لبیبی، محمد، خانواده در قرن، تهران: انتشارات نشر علم، 1393.
8.    مرکز امور زنان و خانواده نهاد ریاست جمهوری.
9.    مصاحبه با دکتر محمدجواد محمودی، بررسی پیامدهای کاهش باروزی جمعیت و عوامل تأثیرگذار در آن، بسته تبلیغی جمعیت، ستاد مردمی ایران جوان.

فصل‌نامه پایش سبک زندگی، سال پنجم، شماره 25، تابستان 1397، صفحات 44-51.