X
نام کاربری :   
کلمه عبور :   
 
متن تصویر:
صفحه اصلی > درس گفتارهای سبک زندگی 

forooshgah

isabk

motaleat

آخرین مطالب
سه شنبه 14 مرداد 1399
هفتمین جلسه تیم کارشناسی تدوین مطالعات مفهومی و راهبردی طرح محتوایی موزۀ آستان قدس رضوی برگزار شد
هفتمین نشست کارشناسی تدوین مطالعات مفهومی و راهبردی طرح محتوایی موزۀ حرم مطهر رضوی در مؤسسه آل یاسین برگزار گردید.
يکشنبه 12 مرداد 1399
بررسی زمینه‌های همکاری در دیدار مدیران نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه آزاد
تأکید بر استفاده از ظرفیت‌ها و تجربه‌های مؤسسه فرهنگی هنری سبک زندگی آل یاسین و نیز تشکیل تیم‌های کارشناسی از مهم‌ترین محورهای این دیدار می‌باشد.
دوشنبه 6 مرداد 1399
دیدار مدیر کل اجتماعی و مشارکت‌های مردمی سازمان اوقاف با ریاست موسسه سبک زندگی
مدیرکل اجتماعی و مشارکت‌های مردمی سازمان اوقاف در بخش دیگری از سخنان خود گفت: تولیدات محتوا باید در شئون زندگی مردم مصرف شود. تولید و عرضه کار شماست و توزیع (مصرف) کار ماست.
چهارشنبه 1 مرداد 1399
به زودی نسخه جدید سایت موسسه سبک زندگی آل یاسین رونمایی می شود
پس از گذشت قریب به 6 سال از فعالیت نسخه فعلی سایت، نسخه جدید سایت اطلاع‌رسانی موسسه فرهنگی سبک زندگی آل‌یاسین به زودی در دسترس کاربران قرار می گیرد.
سه شنبه 31 تير 1399
دیدار نماینده ولی‌فقیه در استان خراسان شمالی با ریاست مؤسسه سبک زندگی آل‌یاسین
در این دیدار، ظرفیت‌ها و زمینه‌های فرهنگی این استان در راستای توسعه و ترویج سبک زندگی و راهکارهای همکاری با مؤسسه مورد بحث و بررسی قرار گرفت.

توحید صدوق: جلسه چهاردهم (صوت و متن)

استاد: دکتر محمدتقی فعالی (صوت و متن)
موضوع: <#f:164/>
مددت زمان: <#f:168/>
حجم: <#f:169/>
پسوند: <#f:170/>
تولید شده توسط <#f:171/>
در جلسة قبل بیان شد که تمام حالات روحی، شکل جسم را عوض می­کند. یعنی روحِ با ایمان، جسم را نورانی کرده و به همین دلیل، آتش بر این جسم روحانی حرام می­شود. و روحی که در این جهان گزنده است، شکلش در آن جهان عقرب می شود.

توحید صدوق، استاد: دکتر فعالی، جلسه چهاردهم 19/ 11/ 1393

در جلسة قبل بیان شد که تمام حالات روحی، شکل جسم را عوض می‌کند. یعنی روحِ با ایمان، جسم را نورانی کرده و به همین دلیل، آتش بر این جسم روحانی حرام می‌شود. و روحی که در این جهان گزنده است، شکلش در آن جهان عقرب می شود.

حدیث هشتم:ِ پیامبر اکرم (ص) فرمود:

الْمُوجِبَتَانِ‌ مَنْ مَاتَ يَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ [وَحْدَهُ لَا شَرِيكَ لَهُ‌]  دَخَلَ الْجَنَّةَ وَ مَنْ مَاتَ يُشْرِكُ بِاللَّهِ دَخَلَ النَّار؛ دو چيز است كه موجب دخول بهشت و دوزخ مى‌شود يعنى يكى از آن دو آدمى را ببهشت مي‌رساند و ديگرى او را بدوزخ مي‌كشاند و حضرت در بيان اين مي‌فرمايد كه هر كه بميرد در حالى كه گواهى دهد باينكه غير از خدا خدائى نيست داخل بهشت شود و هر كه بميرد در حالى كه بخدا شرك داشته باشد داخل دوزخ شود.[1]

نکات

نکته اول: تعبیر «من مات» تعبیری خاص است و در روایات اهل بیت(ع) زیاد آمده است. این صورت از تعبیر، بدین معناست که آنچه پس از «مات» آمده، آخرین عمل انسان است. فلذا «من مات» یعنی عمل متصل به مرگ. که طبق این روایت، آخرین عمل انسان، موجب و سازنده آخرت اوست.

نکته دوم:شهادت دادن، دو معنا دارد؛ معنای اول، گواهی دادن به زبان است. این معنا در این جا صادق نیست؛ زیرا ممکن بود شامل «یشرک» هم بشود. در حالی‌که شهادت دادن به «شرک» در این روایت، ملاک نیست. امّا معنای دوم «یشهد»، با توجه به آیة «ذرّ» به دست می‌آید:

وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّکَ مِنْ بَني‏ آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَ أَشْهَدَهُمْ عَلي‏ أَنْفُسِهِمْ أَ لَسْتُ بِرَبِّکُمْ قالُوا بَلي‏ شَهِدْنا أَنْ تَقُولُوا يَوْمَ الْقِيامَةِ إِنَّا کُنَّا عَنْ هذا غافِلينَ؛  و هنگامی را که پروردگارت از پشت فرزندان آدم ، ذریّه آنان را برگرفت و ایشان را بر خودشان گواه ساخت که آیا پروردگار شما نیستم؟ گفتند: «چرا ، گواهی دادیم» تا مبادا روز قیامت بگویید ما از این [ امر ] غافل بودیم.[2]

خداوند، همه را فراخوان عامّ داد و آنها را شاهد بر خودشان قرار داد و فرمود: آیا من ربّ شما نیستم؟ همه گفتند: بله.

در این آیه، «أشهدهم» دو گونه تفسیر شده است:

1) اکثر مفسرین: گواهی گرفتن اعضاء بر شخص

2) بعضی از مفسرین مانند فخررازی و علامه طباطبائی(ره) مراد از آن را، شهود کردن، یافتن و بصیرت داشتن، دانسته‌اند. طبق این تفسیر، معنای آیه چنین می‌شود که خداوند کاری‌کرد که انسانها خود را بدون حجاب، مشاهده نمودند.

با آن که انسان‌ها، حقیقت خود را مشاهده نمودند، چرا خداوند از ربوبیّت خویش سؤال کرد نه از حقیقت خودشان؟

چون حقیقت انسان، فقر است و آنها فقرِ خویش را دیدند. در نتیجه، غنای ربّ را نیز دریافتند. یعنی شهود فقر خویش، عین شهود غنای ربّ است. پس خودشناسی، عین خداشناسی است.  و دقیق‌تر این که هر کس خدا را شناخت، خود را شناخته است و فقر خویش را یافته‌است.

پس معنای دوم «یشهد»، به معنای «شهود» و «یافتن» است. و این «شهود» در «توحید»، وجود دارد و در مورد «شرک» صادق نیست، چون وجود ندارد.

نکته سوم:دخول در بهشت، خلود دارد امّا در نار دخول است. خلود در نار فقط در مورد کافران عنود مطرح است.

نکته چهارم:نسبت انسان با جنّت و نار، ظرف و مظروف نیست. بلکه نسبت انسان با جنّت و نار، عینیّت است.

الَّتي‏ تَطَّلِعُ عَلَي الْأَفْئِدَةِ؛ (آتشی) که به دلها می رسد.[3]

پس همانطور که نار از قلب‌ها طلوع می‌کند، نور هم از قلب‌ها طلوع می‌کند. پس قیامت یعنی ظهور باطن انسان در عالَم بالا.

 


[1]. صدوق، التوحيد، ص 19.

[2]. اعراف/172.

[3]. هُمزه/7.