X
نام کاربری :   
کلمه عبور :   
 
متن تصویر:
صفحه اصلی > درس گفتارهای سبک زندگی 

forooshgah

isabk

motaleat

آخرین مطالب
سه شنبه 14 مرداد 1399
هفتمین جلسه تیم کارشناسی تدوین مطالعات مفهومی و راهبردی طرح محتوایی موزۀ آستان قدس رضوی برگزار شد
هفتمین نشست کارشناسی تدوین مطالعات مفهومی و راهبردی طرح محتوایی موزۀ حرم مطهر رضوی در مؤسسه آل یاسین برگزار گردید.
يکشنبه 12 مرداد 1399
بررسی زمینه‌های همکاری در دیدار مدیران نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه آزاد
تأکید بر استفاده از ظرفیت‌ها و تجربه‌های مؤسسه فرهنگی هنری سبک زندگی آل یاسین و نیز تشکیل تیم‌های کارشناسی از مهم‌ترین محورهای این دیدار می‌باشد.
دوشنبه 6 مرداد 1399
دیدار مدیر کل اجتماعی و مشارکت‌های مردمی سازمان اوقاف با ریاست موسسه سبک زندگی
مدیرکل اجتماعی و مشارکت‌های مردمی سازمان اوقاف در بخش دیگری از سخنان خود گفت: تولیدات محتوا باید در شئون زندگی مردم مصرف شود. تولید و عرضه کار شماست و توزیع (مصرف) کار ماست.
چهارشنبه 1 مرداد 1399
به زودی نسخه جدید سایت موسسه سبک زندگی آل یاسین رونمایی می شود
پس از گذشت قریب به 6 سال از فعالیت نسخه فعلی سایت، نسخه جدید سایت اطلاع‌رسانی موسسه فرهنگی سبک زندگی آل‌یاسین به زودی در دسترس کاربران قرار می گیرد.
سه شنبه 31 تير 1399
دیدار نماینده ولی‌فقیه در استان خراسان شمالی با ریاست مؤسسه سبک زندگی آل‌یاسین
در این دیدار، ظرفیت‌ها و زمینه‌های فرهنگی این استان در راستای توسعه و ترویج سبک زندگی و راهکارهای همکاری با مؤسسه مورد بحث و بررسی قرار گرفت.

توحید صدوق: جلسه ششم (صوت و متن)

استاد: دکتر محمدتقی فعالی (صوت و متن)
موضوع: <#f:164/>
مددت زمان: <#f:168/>
حجم: <#f:169/>
پسوند: <#f:170/>
تولید شده توسط <#f:171/>
به توحيد از چهار منظر مي‌توان نگريست؛ توحيد کلامی، توحيد فلسفی، توحيد قرآنی و توحيد عرفاني. (در جلسات گذشته سه نوع توحيد از نگاه قرآن يعني توحيد خالقيت، توحيد علم و توحيد ربوبيّت بحث شد)

توحید صدوق     استاد دکتر فعالی      جلسه ششم      مورخ 23/ 9 /1393

به توحيد از چهار منظر مي‌توان نگريست؛ توحيد کلامی، توحيد فلسفی، توحيد قرآنی و توحيد عرفاني. (در جلسات گذشته سه نوع توحيد از نگاه قرآن يعني توحيد خالقيت، توحيد علم و توحيد ربوبيّت بحث شد و اكنون ادامه بحث در انواع توحيد از نگاه قرآن)

توحيد چهارم: توحید مالکیّت

در توحيد مالكيت بايد گفت به دليل اينكه خالق فقط خداست پس مالك هم فقط اوست؛ زيرا مالکیت تابع خالقیت است.

ربط مالکیت و خالقیت:

مالکیت یعنی امکان تصرّف. و فقط موجودي مي‌تواند  تصرف کند که خالق باشد. پس او مالک است و امکان تصرف دارد؛ زيرا او خالق است. با اين بيان مشخص شد كه توحید مالکیت فرعی از توحید خالقیت است.

وَ لِلَّهِ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ وَ مَا بَيْنَهُمَا  وَ إِلَيْهِ الْمَصِيرُ(مائده / 18)؛ و فرمانروايى آسمانها و زمين و آنچه ميان آن دو مى‏باشد از آن خداست، و بازگشت [همه‏] به سوى اوست.

 لام در «لله» لام ملكيت و مالكيت است. «المصير» يعني شدن هاي جهان و درحقيقت یعنی قوس صعود، به سمت یکی و آن ذات حق است.

توحید مالکیت يعني مالک فقط خداست و تمامي مالکیّت­ها تکویناً و تشریعاً از آن اوست. به عبارت ديگر توحید مالکیت یعنی اینکه فقط یک مالک می­تواند تصرف کند. اجل، امد، بیش و کم رزق انسان‌ها و کلاً تمام تدبیرها در کائنات همگی یکی از جلوه‌های مالکیّت است. خدا می­دهد یا می­گیرد، قابض و شافي است؛ زيرا مالک است.

پيامدهاي توحيد مالكيّت

پیامد اول: بشر مالک هیچ چیز نیست.

سؤال: انسان مالک سعی و تلاش خود هست؛ زيرا قرآن فرمود « لَيْسَ لِلْإِنْسانِ إِلاَّ ما سَعى»[1]‏؟ جواب: انسان مالک هست امّا مالکیتش جلوه­ای از مالکیّت و به اذن  خداست. همان که به تو داد می­تواند در لحظه از تو بگیرد.

انسان بايد بداند که اولاً قدرت سعی را خدا داده و ثانیاً اگر تلاش کردی خدا تو را به آنجا رساند. در حقيقت اين معناي توکل است كه سعی از بنده و ترتّب نتیجه از خدا.  پس اگر تلاش کرد و به نتیجه نرسید ناراحت و نگران نباشد.

 پیامد دوم: احساس مالكيّت نداشته باشيم.

احساس تملک جویی بشر با توحید مالکیت خدا قابل جمع نیست. توضیح بیشتر: بايد اين نكته دانسته شود كه بین واقعیت و احساس واقعیت تفاوت است، چنانكه بين موفقیت و احساس موفقیت و بين امنيت و احساس امنيت فرق است. مثلاً ممکن است شخصی موفق باشد امّا احساس موفقیت نداشته باشد. و شخصي ديگر موفق نباشد ولي احساس موفقیت داشته باشد(فرد متكبّر).

لازمه توحید مالکیت این است که تو مالک نیستی ولی احساس مالکیت نبايد داشته باشي. براي روشن شدن مطلب به مثالهاي ذيل توجه كنيد

مثال(1): شخصي همسایه پولداراي دارد همسايه او براي چند روزي مي‌خواهد به مسافرت برود.  نگهداری از منزل، ماشین و فرزندش را به همسايه خود مي‌سپارد. آيا نگاه آن شخص نسبت به وسایل خانه، فرزند و منزل همسایه نگاه مالکیت است؟ خیر. نسبت به هیچ کدام نگاه مالکیت نیست بلكه احساس امانت داری دارد، پس باید خوب امانتداری کند.

شخصی مؤمن است که نگاهش به داشته­ های خود نگاه امانت باشد. این نگاه، نگاهی دینی است و با نگاه مالکیّت خدا سازگار است.

مثال(2): بدن و امکانات و داشته ­ها داده خدا و همگي امانت است و انسان فقط مالک ناداشته­ های خویش است نه داشته­ های خویش؛ زیرا خداوند فرمود:

يا أَيُّهَا النَّاسُ أَنْتُمُ الْفُقَراءُ إِلَى اللَّهِ وَ اللَّهُ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَميدُ (فاطر/15)؛ اى مردم، شما به خدا نيازمنديد، و خداست كه بى‏نيازِ ستوده است.

مثال(3): صندوق­دار بانک فقط پول می ­گیرد و پول می ­دهد. سؤال: حسّ صندوق­دار نسبت به پول‌ها چگونه حسّي است؛ حسّ مالکیت دارد یا حس امانت است؟ در پاسخ بايد گفت حس او حس امانت است.

مؤمن کسی است که حسّش نسبت به اموالش حس صندوقدار بانک ­باشد. مؤمن باید تمرین کند نگاهش را عوض کند، مهمترین تغییرها تغییر در نگاه و بینش است. مؤمن کسی است که نگاه را از مالکیّت به نگاه امانت برگرداند. روح و جسم تو هم امانت است. مهمترین حس مالکیت انسان، حس مالکیت نسبت به بدن و روح است. لحظه مرگ برای این شخص (با نگاه مالکیّت) سخت­ترین لحظات است.

یکی از مهمترین وسیله برای کاهش تملک جویی: انفاق است. تعلق با زهد تضاد دارد. بیاییم احساسات تملک جویانه خود را به احساس امانت­داربودن تغییر دهیم.

ساختار جهان: اگر به آن احساس مالکیّت داشته باشید از شما دور می­شود. و اگر به آن احساس امانت داشته باشید به شما نزدیک می­شود و خود را مسخّر شما می­کند. امیرالمؤمنین (ع) مي‌فرمايد:

إنّك إن أقبلت على الدّنيا أدبرت‏.إنّك إن‏ أدبرت‏ عن‏ الدّنيا أقبلت‏[2]؛اگر به دنیا اقبال (حس تعلق) کنید ادبار (فقر) خواهد کرد و اگر ادبار (زهد) کنید اقبال (ثروتمندي)خواهد کرد.

هر کس به پول و ثروت حس تعلّق داشته باشد ثروت از او فرار خواهد کرد و هر جامعه­ای که فقیرتر باشد نشان آن است که نگاه مالکیّت در آن بیشتر است. شخص موّحد معنا ندارد فقیر باشد. این خاصیّت جهان، قانون و سنّت سلوکی است.

پیامد سوم: احساس سبکي و رهایی

زمین همانطور که جسم انسان را جذب می­کند، روح انسان را هم جذب می­ کند. زمینی که روح بشر را به خود جذب كرده وابسته می­کند. وظیفه ديگر این است که از جذب دوم جلوگیری کند. یعنی احساس تملک را به احساس امانتداری تبدیل کند. هر کس از تملک کاست، روح او از تعلّق به جسم می­کاهد.

رفتار امانتدار با مالک کاملاً فرق می­ کند. البته فقط كافيست انسان توجه كند. وقتی شما سوار ماشین می ­شوید، فقط شما استارت می­زنید بقیه کارها را ماشین انجام می­ دهد. شما کافی است استارت کائنات را بزنید، بقیه کارها را خود کائنات انجام می­دهد.

خلاصه اينكه هر کس با مالک جهان و مدبّر هم آهنگ و هم­نوا شود، خود را مالک چیزی نمی ­بیند و امانتدار می­ باشد و طبعاً جهان به او خدمت بيشتري مي‌دهد.

 


[1]نجم/39.

[2]آمدي، غررالحكم و دررالكلم، ص266